- یادداشت
آسیبهای قیمتگذاری دستوری به صنعت آهناسفنجی
مقدمه
بخش عمده فولاد در کشور با استفاده از روش احیای مستقیم تولید میشود؛ به همین دلیل، توسعه واحدهای تولید آهناسفنجی یکی از اصلیترین اقدامات لازم به منظور تکمیل زنجیره تولید این فلز در کشور محسوب میشود. در حال حاضر، ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان آهناسفنجی در جهان برشمرده میشود و واحدهای مختلفی در سطح کشور در این زمینه مشغول به فعالیت هستند.
با توجه به پیوستگی زنجیره فولاد و اهمیت قیمت مواد اولیه همچون کنسانتره، گندله و آهناسفنجی در بهای تمامشده تولید، تصمیمگیری درباره قیمتگذاری این محصولات، خصوصا در شرایط کنونی که نوسانات اقتصادی، تورم بالایی را به وجود آورده، از اهمیت ویژهای برخوردار است. عدم اتخاذ سیاستهای مناسب و نظارت ناکافی بر اجرای قوانین در این حوزه موجب خواهد شد تا تولیدکنندگان محصولات میانی زنجیره فولاد متضرر شوند و سود این بخش به واسطهگرانی برسد که نقشی در تولید محصول نداشتهاند.
در اغلب نقاط دنیا، قیمت محصولات زنجیره فولاد در تاریخهای مشخص و در نتیجه انجام مذاکراتی میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان تعیین میشود، اما در کشور ما، قیمتگذاری آهناسفنجی را دولت و بر اساس بخشنامههای ابلاغیِ وزارت صنعت، معدن و تجارت در ابتدای هر سال انجام میدهد. طبق آخرین بخشنامه این وزارت، قیمت آهناسفنجی برابر با 50 درصد از قیمت فروش شمش فولاد خوزستان تعیین میشود. به بیان دیگر، واحدهای تولیدکننده آهناسفنجی کشور موظف هستند محصولات خود را بر اساس میانگین سهماهه شمش شرکت فولاد خوزستان، که در سامانه کدال قابل مشاهده است، به بازار عرضه کنند.
اهمیت اصلاح قیمتگذاری برای توسعه صنعت آهناسفنجی
آهناسفنجی حاصل احیای مستقیم گندله است و به دلیل شکل متخلخل آن، به این نام شناخته میشود. توسعه صنعت فولاد کشور در سالهای اخیر موجب شده است تا تقاضای قابل توجهی برای این محصول، که یکی از مواد اولیه اساسی صنایع تولید شمش فولاد به شمار میرود، در کشور ایجاد شود. اصلیترین عامل اثرگذار در زمینه قیمتگذاری آهناسفنجی را میتوان عملکرد صنایع فعال در زمینه تولید شمشهای فولادی دانست. فرایند تولید در این واحدها وابسته به تامین مواد اولیه مختلفی همچون آهناسفنجی، دولومیت، فروآلیاژها و همچنین الکترودهاست. نوسانات ارزی و تشدید تحریمها موجب شدهاند تا قیمت تمامشده صنایع فولادی کشور بسیار بالا برود و در پی آن، قیمت شمش فولاد نیز افزایش یابد. از آنجا که قیمت آهناسفنجی نیز بر اساس قیمت شمش فولادی تعیین میشود، رشد قیمتی شمش موجب شده است تا قیمت آهناسفنجی نیز بسیار بالا برود. از سوی دیگر، با توجه به قیمت بالای آهن قراضه (حدود 80 درصد قیمت شمش فولادی)، صنایع فولادی کشور تمایل دارند تا در فرایند تولید خود، آهناسفنجی را جایگزین آهن قراضه کنند تا بتوانند قیمت تمامشده خود را تا حد ممکن کاهش دهند.
در صنعت تولید آهناسفنجی، بخش قابل توجهی از هزینههای تولید به قیمت مواد اولیه (گندله) اختصاص مییابد. طبق بخشنامه اخیر وزارت صنعت، معدن و تجارت، قیمت گندله از 21.5 درصد قیمت شمش فولاد خوزستان به 23.5 درصد افزایش پیدا کرد. گفتنی است که این قیمت مربوط به بخشنامه است و واحدهای آهناسفنجی کشور، برای تامین گندله مناسب مورد نیاز خود، گاهی مجبورند تا 27.5 درصد قیمت شمش فولاد نیز هزینه کنند که این مسئله تاثیرات قابل ملاحظهای را در قیمت تمامشده آهناسفنجی کشور داشته است.
صنایع فعال در حوزه آهن اسفنجی پیگیریها و نامهنگاریهای متعددی را در زمینه اصلاح قیمت این محصول انجام دادهاند که هنوز به نتیجهای منجر نشده است. بر اساس شرایط فعلی، قیمت آهن اسفنجی باید تا 53 درصد شمش فولاد خوزستان افزایش یابد
علاوه بر افزایش قیمت گندله، قیمت گاز طبیعی، که اصلیترین حامل انرژی صنعت تولید آهناسفنجی محسوب میشود، در مدت اخیر افزایشی حدودا دوبرابری داشته و از 132 تومان به ازای هر متر مکعب به 263 تومان رسیده است. این رشد قیمتی در شرایطی رقم خورد که هیچگونه اصلاحی در قیمت آهناسفنجی صورت نگرفت. همین عامل موجب شده است که امروز، همزمان با افزایش قابل توجه هزینه تمامشده، حاشیه سود تولید آهناسفنجی بهشدت کاهش یابد. به همین دلیل، صنایع فعال در حوزه آهناسفنجی پیگیریها و نامهنگاریهای متعددی را در زمینه اصلاح قیمت این محصول انجام دادهاند که هنوز به نتیجهای منجر نشده است. بر اساس شرایط فعلی، قیمت آهناسفنجی باید تا 53 درصد شمش فولاد خوزستان افزایش یابد.
دلایل عدم توازن در زنجیره تولید فولاد کشور
در شرایط کنونی، عدم اصلاح قیمت آهناسفنجی در کشور موجب شده است تا توازن قیمت در زنجیره فولاد کشور از بین برود. صنایع ذوب و ریختهگری، که محصول نهایی آنها شمش فولاد است، ماده اولیه مورد نیاز خود یعنی آهناسفنجی را به قیمت نسبتا پایینتری خریداری میکنند. همین امر موجب میشود تا حاشیه سود این واحدها، در مقایسه با واحدهای تولید آهناسفنجی که با افزایش قیمت حاملهای انرژی و مواد اولیه و در نتیجه افزایش بهای تمامشده مواجه شدهاند، بیشتر شود. در حال حاضر، حاشیه سود صنایع ذوب و ریختهگری به حدود هزار تومان به ازای هر کیلوگرم محصول میرسد، در حالی که حاشیه سود صنایع فعال در حوزه تولید آهناسفنجی کشور، در بهترین حالت و شرایطی که بتوانند با حداکثر ظرفیت به فعالیت بپردازند، در نهایت به چهارصد تومان به ازای هر کیلوگرم خواهد رسید. این مسئله نشان میدهد که در زنجیره تولید فولاد کشور، بخش عمده سود به تولیدکنندگان شمش تعلق دارد و واحدهای میانی، خصوصا آهناسفنجی، به حاشیه سود مناسبی در این حوزه دست پیدا نمیکنند.
در شرایط کنونی، عدم اصلاح قیمت آهن اسفنجی در کشور موجب شده است تا توازن قیمت در زنجیره فولاد کشور از بین برود. صنایع ذوب و ریختهگری، که محصول نهایی آنها شمش فولاد است، ماده اولیه مورد نیاز خود یعنی آهن اسفنجی را به قیمت نسبتا پایینتری خریداری میکنند
از سوی دیگر، بر اساس بخشنامه وزارت صنعت، معدن و تجارت، واحدهای تولید آهناسفنجی موظف هستند تا محصولات خود را مطابق با قیمت مشخصشده به تولیدکنندگان فعال عرضه کنند. این در شرایطی است که برخی از واسطهگران، آهناسفنجی را خریداری و با قیمتی در حدود 65 درصد قیمت فولاد در بازار آزاد معامله میکنند. به بیان دیگر، عدم برنامهریزی مناسب در حوزه قیمتگذاری آهناسفنجی موجب شده است تا حاشیه سود این محصول به جای تولیدکنندگان به جیب واسطهگران برود و واحدهای مصرفکننده آهناسفنجی نیز در تامین نیاز خود با مشکلات متعددی مواجه شوند.
نویسنده» سورنا زمانیان، مدیرعامل وقت شرکت احیا استیل فولاد بافت
مطالب مرتبط
- یادداشت
- محصولات میانی فولاد خام
مدیریت دادهمحور امروز به عنوان یکی از ارکان تحول سازمانی، جایگزینی کارآمد برای رویکردهای سنتی به شمار میآید و با اتکا بر تحلیل هوشمند دادههای واقعی، زمینهساز تصمیمگیریهای دقیق و واکنشهای سریع مدیریتی میشود. این الگو نه در تقابل با تجربه مدیران، بلکه در تکامل آن عمل کرده و از طریق یادگیری ماشین، دانش عملی را به نسل بعدی تصمیمسازان منتقل میکند. اهمیت مدیریت دادهمحور در بهبود بهرهوری، کاهش هزینهها، ارتقای شفافیت و کاهش ریسک باعث شده است که استفاده بهینه از دادههای برخط و سابقه، به یک ضرورت در سازمانهای پیشرو تبدیل شود. تحقق این رویکرد مستلزم نقشه راه هوشمندسازی، زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری توانمند و نیروهای متخصص است. تجربه شرکت فولاد خوزستان نشان میدهد که سرمایهگذاری نظاممند بر اتوماسیون و زیرساختهای داده میتواند زمینهساز تحول دیجیتال و بهبود معنادار در عملکرد تولید، مالی و مدیریتی شود و مسیر رشد آینده را بر مبنای توسعه هوشمند دادهها هموار کند.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- زیرساخت
مدیریت دادهمحور به عنوان یک رویکرد راهبردی در مواجهه با ریسکها و عدم قطعیتهای محیط صنعتی، به ویژه در گستره وسیع و پیچیده بخش معدن و صنایع معدنی به شمار میآید. در واقع دادهها در حال حاضر به مبنایی برای تصمیمگیری آگاهانه، پیشنگر و قابل پایش تبدیل شدهاند. این رویکرد در منطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیجفارس، با توجه به تمرکز بالای صنایع انرژیبر و نقش این منطقه در تسهیل مسیر توسعه صنعتی، از جایگاه ویژهای برخوردار است. مدیریت دادهمحور در این منطقه ویژه اقتصادی، امکان برنامهریزی پیشدستانه برای توسعه زیرساختها، جلوگیری از ایجاد گلوگاههای پرهزینه، ارتقای کیفیت سیاستگذاری و افزایش جذابیت سرمایهگذاری را فراهم میکند. همچنین با یکپارچهسازی دادههای صنایع مستقر، زمینه شکلگیری هوش جمعی، افزایش هماهنگی اکوسیستم صنعتی و پایش نظاممند عملکرد نیز در سطح منطقه ویژه فراهم و در نهایت با بهبود حکمرانی توسعه صنعتی از سوی منطقه ویژه خلیجفارس، مسیر دستیابی به توسعه پایدار نیز در این منطقه هموار میشود.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- آهن اسفنجی
در شرایطی که ناترازی و محدودیتهای مصرف حاملهای انرژی و افزایش هزینهها، پایداری تولید در زنجیره فولاد را با چالش مواجه کرده است، شرکت پارس فولاد سبزوار با اهتمام به توسعه کیفی و ارتقای بهرهوری، مسیر متفاوتی را برگزیده است. این شرکت با اتکا به فناوری میدرکس (midrex)، هوشمندسازی فرایندها، مدیریت زنجیره تامین و اجرای برنامههای نگهداری پیشگیرانه، نهتنها از ظرفیت اسمی تولید عبور کرده، بلکه همزمان رشد فروش و درآمد را نیز تجربه کرده است. سرمایهگذاری در احداث نیروگاه خورشیدی و پروژههای بازیافت انرژی نیز نشان میدهد رویکرد این شرکت معطوف به افزایش تولید نیست، بلکه با هدف تثبیت سودآوری پایدار و تقویت تابآوری در برابر ناترازی انرژی دنبال میشود.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- محصولات میانی فولاد خام
در شرایطی که ناترازی انرژی، چرخهای صنعت فولاد را از حرکت بازداشته و بسیاری از تولیدکنندگان را به تعطیلی یا کاهش چشمگیر تولید کشانده است، شرکت آهن و فولاد ارفع مسیری متفاوت را برگزید؛ مسیری که در آن پذیرش آگاهانه هزینههای کوتاهمدت برای حفظ پایداری عملیاتی، به یک استراتژی برنده تبدیل شد. این شرکت با خرید برق با نرخ بالاتر از شبکه و سرمایهگذاری برای کاهش توقفات، نهتنوسان تولید خود را به حداقل رساند، بلکه توانست در ده ماهه نخست سالجاری، تولید شمش فولادی را با ۲۱ درصد رشد نسبت به مدت مشابه به بیش از ۷۳۸ هزار تن برساند. روایت «ارفع» در سال ۱۴۰۴، داستان تبدیل تهدید انرژی به فرصتی برای جهش تولید، تثبیت سودآوری و حفظ زنجیرهای از مشاغل وابسته است؛ الگویی که نام این شرکت را بهمثابه نماد پایداری در اقتصاد ایران ثبت کرد.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴