مشاهده بیشتر
فلزات گرانبها از جمله فلزاتی به شمار میآیند که همواره میتوان چشماندازی روشن را برای آنها متصور بود. علت این امر، گستره وسیع کاربرد این فلزات است. برای مثال، استفاده از این فلزات به منظور سرمایهگذاری، از گذشته تاکنون، مرسوم بوده است. از این رو، به نظر میرسد تقاضای این دسته از فلزات، به رغم ارزش اقتصادی بالا، روندی روبهرشد را در سالهای آینده نیز داشته باشد. باید توجه داشت که محرک تقاضای فلزات گرانبها نهتنها کاربرد عملی، بلکه نقش پررنگ آنها در بخش سرمایهگذاری و ذخیره ارزش است.
روند رو به رشد حرکت اقتصاد کشورها به سمت فناوریهای نوین، موضوعی است که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری مشاهده میشود. صنعت هوافضا از جمله صنایعی است که توسعه آن برای آسانتر ساختن زندگی بشر و همچنین پیشرفت دانش و تکنولوژی روز، امری ضروری است. علاوه بر آن با توجه به نقش پر رنگ و حیاتی فلزات در صنعت هوافضا، توسعه این صنعت نقش بهسزایی در رونق بخشی به بازار فلزات کشور نیز خواهد داشت. اگرچه جای خالی توسعه بیشتر این حوزه در کشور همچنان ملموس است، اما با این حال گامهایی ارزشمند و رو به جلو در این مسیر و به خصوص در بخش فضایی برداشته شده است. بیتردید تداوم این روند و سرعت بخشیدن به این اقدامات میتواند جایگاه صنعت هوافضای کشور را در جهان، بیش از پیش ارتقا دهد و موجب رشد مصرف فلزات در کشور شود.
صنعت هوافضا، از دیرباز به استفاده از فلزات مختلف متکی بوده است. از آنجایی که در این صنعت وزن پایین وسیله، یکی از فاکتورهای اصلی برای پرواز سریع و ایمن به شمار میآید، آلومینیوم بیش از سایر فلزات مورد توجه قرار گرفته است. در ابتدای ساخت ماشینهای پرنده، این فلز کمتر مورد استفاده قرار میگرفت، اما به مرور بخشهای مختلف وسایل حملونقل هوایی از آلومینیوم ساخته شد. در پروژه پرتاب اولین ماهواره نیز آلومینیوم تنها فلز مقاوم به اصطکاک و تغییرات دمایی بود. امروزه آلیاژهای آلومینیوم برای ساخت هرگونه هواپیمای مسافربری، نظامی، شاتل، موشک، ماهواره و ... از مواد اولیه اصلی به شمار میآید. حتی به جرئت میتوان گفت ارتقای صنعت هوایی و پیشرفت کاوشهای فضایی بدون این فلز امکانپذیر نبود. با این حال، ورود برخی مواد مقاوم در ساخت و تولید هواپیماها، فضاپیماها و ... میتواند در سالهای آتی موجب رشد کمشتاب تقاضای آلومینیوم در صنعت هوافضا شود.
صنعت خودروسازی جهان، طی دهههای اخیر، یکی از مهمترین تحولات خود را تجربه کرده و ساخت خودروهای الکتریکی در چند سال اخیر دورنمای روشنی را برای توسعه صنعت خودروسازی جهان به تصویر کشیده است. برخی از کارشناسان معتقدند که با توجه به اهمیت مسائل زیستمحیطی و توجه به کاهش آلودگی هوا، در سالهای آتی، خودروهای الکتریکی میتوانند به طور کامل جایگزین خودروهای احتراق داخلی شوند. با افزایش تقاضا برای خودروهای الکتریکی، مصرف فلزات رسانایی نظیر مس و آلومینیوم و برخی فلزات کمیاب مانند لیتیوم افزایش مییابد، زیرا با حذف سوخت فسیلی در خودروها، ارتباط میان اجزای داخلی خودرو فقط از طریق تامین و انتقال انرژی الکتریکی امکانپذیر است و در آینده نیز صنعت خودروسازی محرکی قدرتمند برای مصرف فلزات محسوب میشود.
طی دهههای گذشته، صنعت مس در مقیاس جهانی رشد قابل توجهی را تجربه کرده است. آمارها نشان میدهد که همگام با این رشد، فرایندهای تولید کاتد مس تا حدی در راستای توسعه پایدار و اقتصاد چرخشی حرکت کرده است. در سال ۱۹۸۰، سهم مس ثانویه از کل تولید کاتد مس در جهان تقریبا ۱۶ درصد بود. تا سال ۲۰۲۲، این رقم در بدترین و بهترین حالت خود به ۱۴ درصد و ۱۸ درصد تغییر کرده است. در واقع، طی ۴ دهه گذشته، بازیافت قراضه مس در مقیاس جهانی همگام با افزایش میزان تولید کاتد، رشد کرده است. مروری بر گزارشها و آمارهای ارائهشده حکایت از آن دارد که تغییرات اساسی صنعت مس معطوف به تغییر رویکرد در تولید مس اولیه بوده است. در این راستا میتوان به رشد بیش از ۱۰ برابری تولید مس اولیه با استفاده از فناوری استخراج با حلال و الکترووینینگ اشاره کرد که در مقایسه با رویکردهای سنتی، شدت انرژی و انتشار و همچنین رهاسازی پسماند در محیط را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
باتری یکی از مهمترین اجزای خودروهای الکتریکی به شمار میآید و تاکنون مطالعات گستردهای درباره مواد مصرفی در این باتریها به منظور افزایش ظرفیت شارژ آنها انجام شده است. با توجه به اینکه امروزه غالب باتریهای خودروهای الکتریکی از نوع لیتیوم یونی است، لیتیوم مهمترین فلز مصرفی در باتریها به شمار میآید، اما در ساخت آنها از فلزاتی همچون نیکل و کبالت نیز استفاده میشود. در سالهای اخیر، رشد تقاضا برای خودروهای الکتریکی یکی از مهمترین عوامل افزایش تقاضا برای فلزات مصرفی در باتریها بوده است. بر اساس پیشبینیها، در پایان دهه، تقاضا برای سه فلز لیتیوم، نیکل و کبالت بهشدت افزایش خواهد یافت و این بخش سهم بالایی از تقاضای این فلزات را به خود اختصاص خواهد داد.
مسیر تحولات صنایع مس در دنیا به سمتی رفته است که علاوه بر تغییرات تکنولوژیک و مولفههای مرتبط با ارزش تولید و میزان عرضه و تقاضا برای این فلز، یک گذار جغرافیایی نیز در این حوزه در طول یک قرن اخیر رخ داده است. به گونهای که صنایع تولید مس در این بازه زمانی، از کشورهای توسعهیافتهای همچون ایالات متحده آمریکا، اروپا و اقتصادهای پیشرفته آسیا نظیر ژاپن، به کشورهایی با اقتصاد در حال توسعه که چین، هندوستان، شیلی، پرو و کشورهای منطقه «ASEAN» منتقل شده است. نظر به تداوم روندهایی همچون برقیشدن و تکامل تکنولوژیهای دیجیتال به خصوص در این اقتصادهای نوظهور درحال توسعه، روند تولید مس در چنین کشورهایی به شکلی روزافزون در حال رشد است و به نظر میرسد که روندهای آتی در مورد صنایع تولید مس توسط کشورهای درحال توسعه هدایت شود.
در حالی که چشمانداز جهانی بازار آلومینیوم تا میانه دهه آینده با نرخ رشدی پیوسته به مرزهای تازهای نزدیک میشود و در شرایطی که تولید و مصرف این فلز راهبردی به ویژه در چین به عنوان پیشران اصلی بازار آلومینیوم، از مقیاسهای پیشین عبور کرده، آنچه بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته، تعقیب دقیق مسیرهایی است که در آن کاربرد آلومینیوم نه فقط به نیاز مهندسی، بلکه به استراتژی توسعه شهری، بازآفرینی زیستپذیری و تحول در معماری مدرن گره خورده است. در همین راستا، این فلز سبک، پایدار و انعطافپذیر در حال بازیابی جایگاهی فراتر از گذشته در صنعت ساختمان است و در سازههای مدولار و سبز، پوستههای هوشمند شهری، پنجرهها و سقفهایی که اکنون باید مقاوم و همراستا با تحولات اقلیمی و معیارهای انرژیبرگشتپذیر باشند، جای خوش کرده است. در این میان، تقابل فرصتها با چالشهایی مانند بهینهسازی فرایند بازیافت و رقابت میان مصالح در بازار صنعت ساختمان، این صنعت را در نقطهای قرار داده که تحلیل آیندهنگرانه آن، بیتردید مستلزم درک همزمان منطق اقتصادی، ضرورتهای زیستمحیطی و دگرگونیهای اجتماعی معاصر در صنعت ساختمان است.
فلزات لیتیوم، کبالت و نیکل، با توجه به نقش پررنگی که در تولید باتریهای لیتیوم یون ایفا میکنند، بیتردید در آینده صنایعی همچون الکترونیک و خودروهای برقی اثرگذار خواهند بود. از آنجا که این باتریها گستره وسیعی از کاربرد در وسایل مورد نیاز روزمره شامل موبایل و لپتاپ تا انواع خودروهای برقی را شامل میشوند، از نقش مهم فلزات مصرفی در تولید آنها نمیتوان چشمپوشی کرد. شاید خودروهای برقی را بتوان بزرگترین عامل محرک بازار این فلزات دانست، بهخصوص که با توجه به سرعت توسعه این صنعت، چشمانداز بسیار روشنی برای آنها قابل تصور است. علت این مسئله را باید در ضرورت دستیابی به اهداف کربن صفر در سال ۲۰۵۰ جستوجو کرد که بهتنهایی محرکی قدرتمند برای رشد تقاضا در بازار اینگونه فلزات محسوب میشود.
رشد شتابان روند برقیشدن اقتصاد جهانی، همراه با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش خودروهای برقی، چشمانداز تازهای را برای بازار جهانی مس ترسیم کرده است. این فلز کهن، به دلیل رسانایی بالا و نقش حیاتی در انتقال انرژی، اکنون به یکی از عناصر کلیدی گذار به اقتصاد کمکربن بدل شده است، به طوری که افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی، نوسازی شبکههای برق و جایگزینی ناوگان خودروهای درونسوز با خودروهای برقی، همگی موجب رشد تقاضای جهانی مس خواهند شد. در نتیجه، بررسی تحولات پیشرو برای پیشبینی نیازها و مدیریت پایدار منابع اهمیتی استراتژیک دارد.
اهمیت بالای صنعت فولاد و نقش پررنگ آن در وضعیت اقتصادی جوامع، قابل چشمپوشی نیست. اگرچه مسائل زیستمحیطی مربوط به تولید این ماده به موضوعی جدی در میان جوامع بدل شده است، تصور حذف فولاد در آیندهای نزدیک امری دشوار به نظر میرسد. با این حال، محققان در تلاش برای یافتن رویکردهایی به منظور کاهش آلایندگی فولادند و حتی برای انتخاب مواد جایگزین آن نیز جستوجو کردهاند. شرایط حاکم بر بسیاری از مناطق درحالتوسعه جهان محرکی برای افزایش تقاضا در بازار فولاد محسوب میشود و به نظر میرسد حذف فولاد دستکم در چند دهه آینده امکانپذیر نباشد
با شتاب گرفتن گذار انرژی، تقاضا برای فلزات حیاتی مانند لیتیوم، نیکل، کبالت، گرافیت، وانادیوم و عناصر نادر خاکی به شکل بیسابقهای افزایش خواهد یافت. این روند عمدتا توسط صنعت خودروهای برقی، باتریهای لیتیوم یون و زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر هدایت خواهد شد. باتریها محرک اصلی این افزایش تقاضا خواهند بود و رشد ظرفیت تولید آنها، مصرف لیتیوم، نیکل و گرافیت را در دهههای پیش رو چندین برابر خواهد کرد. با این حال، تمرکز منابع و فرآوری این فلزات در کشورهای محدودی مانند چین، شیلی، آرژانتین، استرالیا و جمهوری دموکراتیک کنگو، ریسکهای ژئوپلیتیک، نوسان قیمت و محدودیت عرضه را افزایش خواهد داد. این شرایط، سرمایهگذاری در معادن جدید، بازیافت باتریها و تحقیق در فناوریهای جایگزین را به ضرورتی استراتژیک تبدیل خواهد کرد و البته که مدیریت هوشمندانه این منابع، تضمینکننده تامین پایدار فلزات حیاتی و موفقیت گذار جهانی به اقتصاد کمکربن خواهد بود.