مشاهده بیشتر
در برنامه هفتم سند چشمانداز توسعه، تحقق رشد سالانه ۸ درصدی برای اقتصاد ایران هدفگذاری شده است. یکی از الزامات و پیشنیازهای اساسی تحقق این دورنما، رشد سرمایهگذاری در کشور به عنوان بنیان و پیشنیاز توسعه صنعتی و اقتصادی است، موضوعی که میتواند تحول شگرفی را در بازار مصرف فلزات ایجاد کند. این در حالی است که مطابق آمارها، روند سرمایهگذاری و تشکیل سرمایه در سالهای اخیر رشد چشمگیری را تجربه نکرده است و پایینبودن میزان سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی و حتی فرار سرمایه امروز جزو چالشهای اساسی اقتصاد ایران محسوب میشوند. تصویر «پاسپورت و کارت پرواز» روی جلد، نمادی از لزوم و اهمیت جذب سرمایهگذاران خارجی و بسترسازی مناسب برای بازگشت سرمایه به کشور است تا به این ترتیب بتوان زمینه توسعه صنعتی و زیرساختی، رشد اقتصادی ۸ درصدی و تحقق اهداف اسناد بالادستی را فراهم کرد.
در دنیای امروز، موضوع دسترسی به آب پاک و تامین پایدار آن برای بسیاری از کشورها یک چالش و ریسک مهم و حیاتی به شمار میآید. ایران نیز به عنوان کشوری که بخش عمده مساحت آن را نواحی گرم و خشک تشکیل میدهد، از دیرباز با محدودیت تامین آب مواجه بوده است. این محدودیت در سالهای اخیر، متاثر از عوامل مختلفی مانند رشد جمعیت و افزایش تقاضای آب، توسعه ناکافی زیرساختها، مدیریت نامطلوب منابع آب و الگوهای نامناسب کشاورزی شکل جدیتر به خود گرفته است و در صورتی که در سالهای آینده اقدام جدیتری در خصوص بهبود مدیریت منابع آب و توسعه زیرساختهای آن در کشور صورت نپذیرد، در آیندهای نزدیک به بحرانی بزرگ تبدیل خواهد شد. توسعه و احداث زیرساختهای آب شامل سدها، خطوط لوله انتقال و توزیع و تصفیهخانههای آب و فاضلاب، محرک قدرتمندی برای بازار مصرف فلزات به ویژه فولاد است. تصویر «قمقمه» روی جلد نمادی از شرایط نابسامان و محدودیت منابع آبی در دسترس است که اگر در سالهای آتی فکری به حال آن نشود، بحران بزرگی را ایجاد خواهد کرد و حتی میتواند منجر به «کوچ» بسیاری از مردم از محل زندگی خود باشد.
صنعت ساختمان یکی از صنایع استراتژیک و تاثیرگذار در فضای اقتصادی جهان به شمار میآید که زنجیرههای تامین آن، دامنه گستردهای از صنایع مختلف و فعالیتهای خدماتی را در بر میگیرد. به همین دلیل توسعه این صنعت میتواند عامل قدرتمندی برای ایجاد تقاضا و رونق در بازارهای مختلف، به ویژه بازار فلزات اساسی و در نتیجه رشد اقتصادی باشد. این موضوع سبب میشود که بسیاری از دولتها، رونق بخشی به صنعت ساختمان به عنوان ابزاری برای تحریک تقاضا و رشد اقتصادی خود نگاه کنند. باید توجه داشت در چند سال گذشته، روندهایی مانند صنعتیشدن، بلندمرتبهسازی، سبکسازی و سازگارشدن با محیطزیست صنعت ساختمان جهان را تحت تاثیر قرار داده و موجب ظهور فناوریها و روشهای جدید احداث ساختمان شدهاند که نتیجه این مسئله، کاهش زمان احداث و بهای تمام شده و افزایش طول عمر ساختمانها بوده است. با این حال، بررسیها در مورد صنعت ساختمان ایران نشان میدهد استفاده از روشهای سنتی، روش غالب احداث ساختمان در کشور است که تبعاتی مانند کاهش بهرهوری و سرعت پایین اتمام پروژهها را در پی دارد. تصویر «سطل سیمان» روی جلد نمادی از قدیمیبودن فرایندهای احداث ساختمان در کشور است که خود چالش بزرگی برای رونق این صنعت به شمار میآید و موجب «نیمهکاره» ماندن روند توسعه صنعت ساختمان کشور شده است.
امروزه جنگهای تجاری و اقتصادی یکی از ابزارهای مرسوم اعمال فشار به کشورها برای اجبار به تغییر سیاستها و رویکردهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی اجتماعی تلقی میشوند. در این بین، از ایران میتوان به عنوان یکی از نمونههای برجسته تقابل با اشکال مختلف جنگهای اقتصادی یاد کرد. چندین دهه است که ایران با انواع فشارها و تحریمهای تجاری، فناوری، پولی و مالی دست و پنجه نرم میکند. با توجه به تاثیرات سوء و غیر قابل انکار این تحریمها که دامنه و شدت آنها در سالهای اخیر افزایش یافته است، تقویت و مقاومسازی ساختار اقتصادی کشور در مقابل تهدیدات خارجی برای حفظ جایگاه فعلی و تداوم مسیر رشد و توسعه یک امر ضروری به نظر میرسد. تنوعبخشی به ساختار اقتصادی و حرکت به سمت تولید محصولات با ارزشافزوده بالا به جای خامفروشی منابع، تقویت زیرساختهای فناورانه و دانشبنیان، ارتقای بهرهوری و کارآمدی و بهبود ساختار پولی و بانکی از اصلیترین راهبردهای افزایش مقاومت اقتصاد ایران در برابر تحریمها و فشارها نام برده میشوند. در واقع میتوان گفت هماکنون اقتصاد کشور در سر یک دوراهی قرار گرفته است که بیشباهت به بازی «گل یا پوچ» نیست. سیاستگذاری مناسب در راستای افزایش مقاومت در مقابل تحریمها به مثابه یک انتخاب درست یا گل (تصویر روی جلد) تلقی میشود و هدفگذاری نامناسب ممکن است آینده اقتصاد کشور را با تهدیدات جدی و حتی بحران مواجه سازد.
ایران همانند اغلب کشورهای جهان در چند دهه گذشته با پدیدهای به نام کاهش جمعیت خانوار مواجه بوده است. این پدیده از عوامل مختلفی مانند کاهش نرخ فرزندآوری و افزایش تعداد خانوارهای یکنفره نشئت میگیرد. تصویر «کولهپشتی» روی جلد، نمادی از روند فعلی و تمایل افراد به استقلال و «جدایی» از خانواده و تشکیل خانوارهای تکنفره است. پدیدهای که تاثیر زیادی را بر بسیاری از شاخصهای اقتصادی و اجتماعی کشور خواهد داشت، زیرا تقاضای جدیدی را در بازارهای مختلفی مانند مسکن، لوازم خانگی و خودرو ایجاد میکند که تامین آن موجب رشد قابل توجه مصرف فلزات اساسی در کشور میشود.
زیرساختهای حمل و نقل عاملی تعیینکننده و اساسی در رشد اقتصادی و صنعتی کشورها محسوب میشوند. اساسا اجرای برنامههای کلان توسعه بدون پرداختن به ظرفیت زیرساختهای حمل و نقل و سرمایهگذاری در توسعه آنها ممکن نیست. دریچه دوربین عکاسی وظیفه تنظیم میزان عبور نور را بر عهده دارد. اگرچه این دریچه از بیرون تاریک به نظر میرسد، اما با عملکرد مطلوب شاتر در شرایط و زمان مناسب، تصویری شفاف و روشن ایجاد خواهد کرد. «دریچه تاریک» تصویر دوربین عکاسی روی جلد را میتوان تعبیری از شرایط فعلی و فرصتهای بخش حمل و نقل کشور دانست که اگر در زمان مطلوب به آنها توجه شود و برنامهریزی مناسبی برای سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای این بخش صورت گیرد، منافع اقتصادی فراوانی را برای اقتصاد و صنعت کشور به دنبال خواهد داشت. توسعه زیرساختهای حملونقل به سبب نیاز به حجم بزرگی از ساختمانها و تاسیسات میتواند رشد قابل توجهی را در مصرف فلزات در کشور ایجاد کند.
زیرساختها و مسیرهای حملونقل مانند شریانهای حیاتی ساختار اقتصادی جهان هستند که برقراری جریانهای تجاری میان کشورها را تسهیل میکنند. اهمیت این زیرساختها به حدی است که از آنها به عنوان یکی از مولفههای مهم توسعهیافتگی اقتصادهای بزرگ جهان یاد میشود. موضوع توسعه زیرساختهای حملونقل برای ایران از دو جنبه حائز اهمیت است. از طرفی یکی از الزامات تحقق چشماندازهای مسیر توسعه صنعتی کشور، ایجاد و بهبود زیرساختهای ریلی، جادهای و بندری است. از طرف دیگر، موقعیت جغرافیایی ویژه ایران و قرارگیری در ناحیهای که شرق و غرب جهان و بازارهای بزرگ اروپا و آسیا را به یکدیگر متصل میکند، این فرصت را برای کشور به وجود میآورد تا از طریق ارائه خدمات حملونقل و ترانزیت به درآمدهای ارزی قابل توجهی دست یابد. در حال حاضر بهرهوری پایین سیستم حملونقل و توسعه ناکافی زیرساختهای آن نهتنها موجب شدهاند که ایران عملا جایگاه مناسبی را در ترانزیت منطقه نداشته باشد، بلکه بخش حملونقل در حال تبدیل شدن به گلوگاه و چالشی جدی برای فعالیت و توسعه بخش صنعت، به ویژه صنایع معدنی و فلزی است. باید توجه داشت توسعه زیرساختهای حملونقل، از جنبههای مختلف مانند احداث خطوط ریلی، تجهیزات و تاسیسات بنادر و تجهیزات ایمنی و نظارت جادهای موجب رشد بازار مصرف فلزات در کشور میشود. تصویر «کامیون قدیمی» روی جلد، نمادی از پیشرفت و توسعه ناکافی زیرساختها و امکانات حملونقل کشور است، موضوعی که آن را میتوان به یک «دستانداز» بزرگ بر سر راه بهرهمندی از پتانسیلهای ترانزیتی و رشد صنعتی ایران تشبیه کرد.
نگاهی به آمارها نشان میدهد اقتصاد ایران به رغم همه شعارها و سیاستگذاریها کماکان در سطح خامفروشی باقی مانده است و کالاهای ساختهشده و نهایی سهم بسیار کمی را در صادرات کشور دارند. این در حالی است که بخش زیادی از ایجاد ارزش و اشتغالزایی در زنجیرههای تولید محصولات مختلف، به حلقههای انتهایی تعلق دارد. بدیهی است تداوم چنین روندی موجب میشود تا فرصتهای بسیاری برای ارزشآفرینی و ایجاد رشد اقتصادی در کشور از بین برود. نمود این مسئله در سرانه پایین مصرف فلزات اساسی در کشور نسبت به متوسط جهانی مشهود است. تصویر «ساعت شنی» روی جلد را میتوان نمادی از پتانسیلهای طبیعی ارزشمند کشور در حوزه نفت و گاز و معدن معرفی کرد که به سرعت در حال به اتمام رسیدن هستند و لازم است تا رویکردی جدیتر برای تکمیل زنجیرههای ارزش «باقیمانده» ذخایر کشور و تولید محصولات نهایی قابل رقابت در بازارهای جهانی در دستور کار قرار گیرد. مسئلهای که موجب رشد مصرف فلزات و ارتقای شاخصهای اقتصادی کشور خواهد شد.
امروزه رسوخ دانش و فناوری در محیط کسبوکار، ساختار و شکل جدیدی را به مفهوم توسعه صنعتی بخشیده و فضای اقتصادی جهان را به سمت تحولات تکنولوژیک و رقابتیترشدن سوق داده است. به جرات میتوان گفت در حال حاضر، تحقق رشد اقتصادی در هر کشوری به محوریت فناوری در ساختارهای مختلف اقتصادی آن، به ویژه در بخش صنعت و ارائه محصولاتی همگام با آخرین تحولات بازار مصرف وابسته است. در ایران نیز به عنوان کشوری در حال توسعه، موضوع توسعه صنعتی در چند دهه اخیر یکی از مفاهیم پرتکرار بوده است. با این حال، تحقق این مهم امروز با گلوگاههایی مانند تحریمها، محدودیتهای دسترسی به تامینکنندگان فناوری و تجهیزات و نرخ ناکافی سرمایهگذاری مواجه است که نتیجه این مسئله، فاصله گرفتن بخش صنعت از چشماندازها و هدفگذاریهای اسناد بالادستی است. تصور «چرخ خیاطی قدیمی» روی جلد، سمبلی از سطوح ناکافی فناوریهای بخش صنعت است که موجب کاهش توان این بخش برای ارائه محصولات نوآورانه و پیشرفته میشود. امید میرود در آیندهای نزدیک، بخش صنعت کشور، به ویژه صنایع معدنی و فلزی با تکیه بر پتانسیلهای دانش و فناوری داخلی به عنوان تاروپود ساختارهای اقتصادی، از موانع بیرونی عبور کنند و نقش پررنگتری را در ارزشآفرینی برای اقتصاد ایران داشته باشند.
صنعت نفت و گاز به عنوان مهمترین تامینکننده منابع انرژی و مواد اولیه صنعت، یکی از بنیانهای اساسی شکلگیری دنیای مدرن امروز محسوب میشود. در واقع در چند دهه گذشته، مصرف نفت و گاز ارتباط مستقیمی را با توسعه صنعتی و رشد اقتصادی کشورها و جهان داشته است. مصرف بیش از ۳۰ درصد از نفت جهان توسط دو کشور ایالات متحده امریکا و چین نیز خود مهر تاییدی بر این مسئله است. با این حال، تداوم این رابطه مستقیم متاثر از تحولات جهانی مانند پیشرفتهای حوزه فناوری و حرکت بشر با تردیدهای بسیاری مواجه شده است و انتظار میرود که روند رشد مصرف نفت و گاز در جهان کند شود یا حتی روندی معکوس به خود بگیرد. ایران یکی از کشورهای ثروتمند جهان به لحاظ بهرهمندی از ذخایر نفتوگاز تلقی میشود و اقتصاد و درآمدهای کشور در سالهای اخیر تا حد زیادی به این صنعت وابسته بوده است. با این حال، توسعه ناکافی زیرساختها به ویژه در حوزه گاز موجب شده است که این مزیت ارزشمند خود به پاشنه آشیل اقتصاد کشور تبدیل شود. تصویر «چراغ قوه قدیمی» روی جلد، سمبلی از ظرفیت و پتانسیل ناکافی زیرساختهای صنعت نفت و گاز برای تامین نیاز و روشنایی بخشیدن به اقتصاد ایران است. به نظر میرسد لازم است که در آیندهای نزدیک، «تجدید نظر» جدیتری در خطوط سیاستهای حوزه اقتصاد و انرژی و همچنین مسیر توسعه صنعت نفت و گاز انجام شود تا به این ترتیب زمینه لازم برای تعالی بخش صنعت کشور نیز که بخش عمدهای از آن متکی بر همین صنعت نفت و گاز شکل گرفته است، ایجاد شود.
تا چندی پیش اصطلاح « جهانیسازی» غایت آرمانی بسیاری از اندیشمندان و سیاستگذاران محسوب میشد. توسعه فناوری و گسترش ارتباطات، این تفکر را به بشر القا میکرد که حرکت به سوی تبدیل جهان به دهکدهای منظم و پیوسته، زندگی و روابط انسانها را متحول خواهد کرد. برهمیناساس بهمرور وابستگی کشورها به یکدیگر برای تامین مایحتاج خود افزایش پیدا کرد. اما اکنون بحران کرونا این تفکر را به جامعه جهانی القا کرده است که نمیتوان همیشه برای تامین کالاهای اساسی و غیراساسی نیازمند دیگران بود. بههمیندلیل پیشبینی میشود از اینپس روند معکوسی از جهانیسازی در کشورها شکل بگیرد و جوامع به سمت خودکفایی و توجه به داخل حرکت کنند. ساعت معکوس نمادی از برعکسشدن تمام روندهایی است که جهان تا پیش از بحران کنونی برای رسیدن به آن گام برمیداشت.
قرار گرفتن یک خودرو در حالت دنده خلاص باعث میشود ارتباط موتور با چرخها قطع شده و فعالیت آن منجر به حرکت خودرو نشود. دنده خلاص تعبیری از شرایط فعلی صنعت خودروی ایران است؛ زیرا این صنعت به رغم قدمت قابل توجه و ظرفیتهای ایجاد شده، قادر نیست همپای سایر خودروسازان بزرگ جهان در مسیر نوآوری، پیشرفت و ارائه محصولات جدیدتر حرکت کند. به نظر میرسد کلید افزایش سرعت این صنعت تغییر سیاستگذاریهای دولتی، سپردن سکان آن به بخش خصوصی و ایجاد بازاری رقابتی است. توسعه، رونق و قدرت گرفتن صنعت خودرو میتواند موجب رونق بیشتر صنایع مختلف کشور به خصوص صنعت فلزات اساسی شود؛ چرا که این صنعت یکی از بزرگترین مصرفکنندگان فلزات اساسی به خصوص فولاد به شمار میرود.