مشاهده بیشتر
روند افزایش روزافزون نیاز بشر به آب شیرین و محدود بودن منابع آب قابل استفاده و با کیفیت در دنیا، همچنین توزیع نامتوازن منابع آبی و تغییرات اقلیمی در سطح جهان، سبب افزایش نگرانیها در خصوص موضوع تامین پایدار آب و شکلگیری مفهوم تنش آبی در سطح جهان شده است. بررسی آمارها نشان میدهد که طی چند دهه اخیر سطح تنش آبی در جهان به طور متوسط افزایش یافته است، به طوری که در حال حاضر بالغ بر یکچهارم جمعیت جهان با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. این در حالی است که انتظار میرود طی ۳ دهه آتی با توجه به افزایش جمعیت و گسترش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی و توسعه شهرنشینی و همچنین تشدید پیامدهای منفی تغییرات اقلیمی در سطح جهان، موضوع تامین پایدار آب و دسترسی به آب کافی و پاکیزه در جهان با چالشهای جدیتری مواجه شود.
در دنیای امروز، موضوع دسترسی به آب پاک و تامین پایدار آن برای بسیاری از کشورها یک چالش و ریسک مهم و حیاتی به شمار میآید. ایران نیز به عنوان کشوری که بخش عمده مساحت آن را نواحی گرم و خشک تشکیل میدهد، از دیرباز با محدودیت تامین آب مواجه بوده است. این محدودیت در سالهای اخیر، متاثر از عوامل مختلفی مانند رشد جمعیت و افزایش تقاضای آب، توسعه ناکافی زیرساختها، مدیریت نامطلوب منابع آب و الگوهای نامناسب کشاورزی شکل جدیتر به خود گرفته است و در صورتی که در سالهای آینده اقدام جدیتری در خصوص بهبود مدیریت منابع آب و توسعه زیرساختهای آن در کشور صورت نپذیرد، در آیندهای نزدیک به بحرانی بزرگ تبدیل خواهد شد. توسعه و احداث زیرساختهای آب شامل سدها، خطوط لوله انتقال و توزیع و تصفیهخانههای آب و فاضلاب، محرک قدرتمندی برای بازار مصرف فلزات به ویژه فولاد است. تصویر «قمقمه» روی جلد نمادی از شرایط نابسامان و محدودیت منابع آبی در دسترس است که اگر در سالهای آتی فکری به حال آن نشود، بحران بزرگی را ایجاد خواهد کرد و حتی میتواند منجر به «کوچ» بسیاری از مردم از محل زندگی خود باشد.
مدت زیادی از شروع سال ۲۰۲۳ میلادی نگذشته بود که ورشکستگی بانک سیلیکون ولی و اعلام خبر احتمال ورشکستگی برخی از بانکهای دیگر ایالات متحده آمریکا، موجی از نگرانیها را در خصوص خطر بروز یک بحران مالی جهانی بزرگ به وجود آورد. تجربه سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نشان میدهد وقوع یک بحران مالی در مقیاس جهانی به شدت میتواند بازار مصرف فلزاتی مانند فولاد و آلومینیوم را دچار رکود کند و تاثیر قابل ملاحظهای را بر ساختارهای اقتصادی جهان داشته باشد. با این حال شرایط بسته اقتصاد ایران و ارتباط حداقلی آن با ساختارهای مالی دنیا سبب میشود تا تاثیرپذیری اقتصاد کشور از چنین بحرانهایی بیشتر محدود به افت قیمت نفت و کامودیتیها در بازارهای جهانی و به دنبال آن کاهش ارزش صادرات باشد. تصویر «چراغ گردسوز» روی جلد، سمبلی از اهمیت توجه و داشتن نگاهی دقیق به محیط پرابهام اقتصاد دنیا و شناخت فرصتها و چالشهای ناشی از آن است تا به این ترتیب بتوان در صورت وقوع بحران مالی جهانی، اقتصاد کشور را در این فضای گرگ و میش دنیا در مسیر درست هدایت کرد.
بحران مالی نوعی عارضه اقتصادی است که به هنگام وقوع در یک کشور، بسته به تعامل اقتصادی آن کشور با اقتصاد جهانی میتواند به سایر کشورها سرایت کند. بحران مالی جهانی «GFC» که از آمریکا آغاز شد، به دلیل سطح نسبتا بالای تعامل این کشور با اقتصاد جهانی به سرعت به دیگر کشورها از طریق پخش در شبکه مالی جهانی و همچنین کانال تجارت گسترش یافت. ایران علیرغم این که به دلیل وجود تحریمهای بینالمللی تعامل چندانی با اقتصاد جهانی ندارد، به دلیل وابستگی شدید به درآمدهای حاصل از فروش نفت در بازارهای جهانی تحت تاثیر این بحران قرار گرفت. بررسی آمارهای ارائهشده گویای آن است که برخی متغیرهای کلان اقتصادی همچون حساب تراز پرداخت و بودجه دولت، به این بحران مالی به شدت واکنش منفی نشان دادند که علت اصلی آن میتواند کاهش بیسابقه درآمدهای حاصل از صادرات نفت در طول این بحران باشد.
تجربه نشان میدهد بروز نوسانات اقتصادی و بحرانهای مالی میتواند شرایط متفاوتی را برای تعاملات کشورها و روند تحولات اقتصادی فراهم آورد و گاهی حتی به نقطه عطفی برای بروز تغییر مسیر رشد اقتصادی کشورها تبدیل شود. برای مثال پس از بحران مالی ۲۰۰۸ سبب شد نظام مالی و اقتصادی جهان جهتگیری جدیدی به سمت ترکیبی از نقشآفرینی دولت و بازار داشته باشد. همچنین، این بحران روند اقتصادی بسیاری از کشورها را بسته به تعامل و وابستگی آنها با اقتصاد جهانی دستخوش تغییرات قرار داد. به عنوان نمونه میتوان به کشورهای زیمبابوه و گینه اشاره کرد که اقتصاد آنها در سالهای پس از بحران نسبت به سالهای پیش از آن به صورت چشمگیری تغییر یافت که از جمله علتهای آن سیاستهای اقتصادی و تجاری این دو کشور در طول بحران مالی بود.
بحرانهای مالی به هنگام وقوع آثار مخربی را بر پیکره اقتصاد از خود بر جای میگذارند. بازار فلزات سرب و روی به دلیل کاربردهای وسیعی که در بخش صنعت دارند از این قاعده مستثنی نیستند. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ نیز نشان میدهد مولفههای بازار جهانی فلزات سرب و روی حساسیت نسبتا بالایی به وقوع یک بحران مالی دارند. با این حال انتظار میرود که بازار جهانی این دو فلز چندان تحت تاثیر بحران بانکی هفتههای اخیر آمریکا که تا حدی یادآور بحران مالی ۲۰۰۸ است، قرار نگیرد. زیرا این بحران بر خلاف بحران مالی ۲۰۰۸ بیش از آن که ریشه فاندامنتالی داشته باشد، ناشی از وحشت سپردهگذاران بوده است.
در سال ۲۰۲۳ همزمان با بحران مالی آمریکا و پیشبینی رکود اقتصادی پیشرو، بازار فلزات نیز روند متفاوتی را در پیش گرفته، به طوری که در این شرایط تجارت و معاملات بسیاری از آنها در شرایط مبهمی قرار گرفته و یا کاهش یافته است. این امر موجب شده است تا بسیاری از سرمایهگذاران روی فلزات گرانبهایی مانند طلا و نقره سرمایهگذاری کنند. در حال حاضر قیمت طلا در ماههای اخیر به بالاترین مقدار خود در بیست سال گذشته رسیده و نقره نیز با افزایش قیمت چشمگیری از سال ۲۰۱۵ مواجه بوده است. با این حال پلاتین و پالادیوم، دو فلز گرانبهای دیگر که اغلب در صنایع هایتک کاربرد دارند روند نزولی قیمت را در بازه بحران مالی آمریکا داشتهاند. به نظر میرسد که طلا و نقره به سبب ماهیت سرمایهای در زمان رکود، تقاضای بیشتری نسبت به سایر فلزات گرانبها دارند و روند متفاوتی را در پیش میگیرند.
آلودگیهای ناشی از سوختهای فسیلی، نگرانیهای ناشی از تخریب محیطزیست را در سالهای اخیر افزایش داده و مصرف انرژی در سالهای اخیر به سمت استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی تغییر کرده است. مس با توجه به ویژگیهای خاص و منحصربهفردی که دارد، فلزی مهم و پرکاربرد در توسعه زیرساختهای انرژی محسوب میشود. از این رو، مصرف مس جهان در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است و بهرغم تلاطمات فعلی در رشد اقتصاد جهانی و بحران مالی ۲۰۲۳ که گربیانگیر ایالات متحده آمریکا شده است، همچنان بازار پررونقی برای این فلز پیشبینی میشود. چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده مس نقش بسزایی در بازار این فلز ایفا میکند، به طوری که پیشبینی میشود تقاضای این کشور بیش از بحرانهای مالی، بازار مس را در سالهای آینده تحت تاثیر قرار دهد.
در چند دهه گذشته، اقتصاد جهان بحرانهای مالی متعددی را تجربه کرده است. این بحرانها با تحمیل آثار نامطلوب به فضای کسب و کار و فعالیت صنایع، روند چرخههای اقتصادی، بازارهای مصرف و زنجیرههای تامین را تحت تاثیر خود قرار میدهند. آلومینیوم به عنوان دومین فلز پرکاربرد در بخش صنعت وابستگی شدیدی به چرخههای اقتصادی دارد و به همین دلیل بازار این فلز میتواند بسته به شدت و مدت زمان یک بحران مالی، تحت تاثیر قرار گیرد. بررسی آمارهای ارائهشده از بازار آلومینیوم در زمان وقوع بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ نیز موید همین مسئله است. به طوری که قیمت جهانی آلومینیوم طی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ که اقتصاد بسیاری از کشورهای صنعتی در جهان تحت تاثیر این بحران منقبض شده بود، حدود ۳۶ درصد کاهش یافت. در هفتههای اخیر نیز، زمزمههای ایجاد یک بحران مالی در اقتصاد جهان، نگرانیهایی را در خصوص آینده عملکرد بخش صنعت در سال ۲۰۲۳ ایجاد کرده است، موضوعی که میتواند بازار آلومینیوم را نیز دچار رکود عمیقی کند.
بروز یک بحران مالی متغیرهای اقتصادی و در نتیجه مولفههای اصلی بازار را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد، به نحوی که حتی میتواند منجر به شکلگیری یک رکود عمیق مقطعی در طول یک رونق اقتصادی شود. فولاد به عنوان یک کالای استراتژیک به واسطه این که استفاده اصلی از آن در بخش صنعت به خصوص ساختوساز و خودروسازی است، وابستگی بالایی به چرخههای اقتصادی، رکود و رونق اقتصادی، دارد. از این رو انتظار میرود در طول یک بحران مالی، بسته به شدت و مدت زمان بحران، بازار محصولات فولادی نیز مانند بازار سایر کامودیتیها تحت تاثیر قرار گیرد. کمااینکه بررسی دادههای تاریخی مربوط به تولید، تجارت و مصرف فولاد در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸ نیز موید همین مسئله است.
اقتصاد جهانی که خاطرات تلخی از ورشکستگی بانکی دارد، در سال میلادی جاری بار دیگر در شرایطی قرار گرفت که خاطره ورشکستگی Lehman Brothers در سال ۲۰۰۸ و از بین رفتن اعتماد به سیستم مالی و یخ زدگی بازارهای اعتباری، در یاد آن زنده شد. سقوط بانک سیلیکون ولی بزرگترین ورشکستگی بانکی در ایالات متحده از زمان بحران مالی جهانی است که در هفتههای اخیر بخش بانکی را تحت تاثیر قرار داده و ترس از وقوع بحران بانکی دیگر در بازارهای جهانی را به راه انداخته است.
بحرانهای بانکی نتیجه کمبود نقدینگی و ورشکستگی یک یا چند بانک در سیستم مالی هستند و میتوانند طیف وسیعی از بحرانهای اقتصادی را با خود همراه سازند یا خود نتیجه یک تلاطم اقتصادی باشند. از سال ۲۰۰۹ تاکنون بیش از ۵۰۰ بحران بانکی در اقتصاد جهانی به وقوع پیوسته که نخستین رهاورد آن تشدید بدهیهای دولتی بوده است. به طوری که تنها بحران بانکی سیستمی سال ۲۰۰۸ مسئول افزایش ۷۰ درصدی بدهی دولتی در اقتصادهای صنعتی جهان بوده است. در هفتههای اخیر نیز، بانک سیلیکون ولی (Silicon valley) آمریکا با گرفتار شدن در یک چالش بزرگ نقدینگی و از دست دادن بخش زیادی از سپردههای خود دچار ورشکستگی شد. موضوعی که زمزمه ورود جهان را به یک بحران بزرگ مالی و اقتصادی تشدید میکند.