مشاهده بیشتر
موضوع بدهی یکی از مولفهها و شاخصهای تعیینکننده و اثرگذار در شرایط مالی و اقتصادی کشورها برشمرده میشود. هر چند در سالهای اخیر اقتصاد جهانی دو شوک منفیِ بحران مالی ۲۰۰۸ و رکود اقتصادی پاندمی کرونا را به لطف بستههای متنوع نجات و تحریک مصرف دولتها از سرگذرانده، اما اکنون با معضل بحران بدهی دولتی در حال کشمکش است. در میان مبتلایان به این عارضه اقتصادی علاوه بر کشورهایی مانند آرژانتین، لبنان، برزیل و یونان که برای مدتهاست به نفس افتادهاند، اقتصادهای پیشرفتهای چون آمریکا، چین و ژاپن نیز به چشم میخورند.
حدود ۱۵ سال از وقوع بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ که تأثیرات بسیار قوی و گستردهای بر نظام مالی جهانی و اصلاحات آن داشته است، میگذرد. این بحران در کنار همه آسیبها و خسارات مالی و اقتصادی، تجارب بزرگی را در اختیار کشورها قرار داد تا به کمک آن ساختارهای اقتصادی خود را متحول و مقاوم کنند. تقویت نظارت و کنترل جهانی بر روی بانکها و موسسات مالی ریسکپذیر، مهمترین دستاورد و پند این بحران برای نظام اقتصاد جهانی بود. این پدیده همچنین نشان داد، تأکید بر سود و سودآوری کوتاه مدت بدون توجه به پایداری مالی در بلندمدت تا چه حد میتواند منجر به چه عدمتوازن و شکافهای گسترده در بازارهای مالی شود.
سابقه تاریخی جریانات مالی فرامرزی به ظهور تجارت، اقتصاد و پول بازمیگردد. از اواخر قرن نوزدهم با توسعه تجارت بينالمللي، شکلگیری نظام بانكداري مرکزی، رواج سرمايهگذاري و توافقنامههاي تجاري، جريانات مالي بين كشورها به شکل گستردهتری با محرکهایی مانند وجود شرایط نامطلوب در بازار داخلی، نوسانات در نرخ ارز و اختلاف در نرخ بهره در کشورهای مختلف، به شکل تکاملیافته امروزی خود دست یافتهاند. جريانات مالي فرامرزي امروزه با توجه به پيشرفت فناوري، پيچيدگي بيشتری داشته و تاثيرات عمیقی بر اقتصاد جهاني دارند. از اين رو توسط سازمانهاي بينالمللي نظير صندوق بينالمللي پول، سازمان همكاري و توسعه اقتصادي، و سازمان تجارت جهاني نظارت ميشوند.
بازسازی سازههای تخریبشده به عنوان مهمترین رکن در فرایند بازیابی در دورههای پس از وقوع بلایای طبیعی به دلیل تاثیرات مخربی که این بلایا بر ساختمانها و زیرساختهای مناطق شهری و روستایی دارد همواره مورد توجه دولتها بوده است، چرا که بدون بازسازی ساختمانها و زیرساختهای تخریبشده، بازیابی و بازگرداندن جامعه به شرایط عادی هرگز محقق نخواهد شد. در طول دو دهه اخیر در جهان فرایندهای بازسازی پس از وقوع بلایای طبیعی به نحوی انجام میشود که سازههای بازسازیشده در مواجهه با بلایای طبیعی آتی از مقاومت بالاتری برخوردار باشند. به همین دلیل فرایندهای بازسازی عموما با افزایش مصرف موادی با مقاومت و استحکام بالا همچون فلزات همراه است.
نظر به آثار مخربی که وقوع بلایای طبیعی از خود در زندگی بشر بر جای میگذارد، اتخاذ راهبردهایی قبل، هنگام و بعد از وقوع این بلایا برای کاهش خسارتهای ناشی از آن ضروری است. بازسازی به عنوان مهمترین اقدام در مدیریت بلایای طبیعی به دلیل ماهیت غیرمترقبه بودن این بلایا از اهمیت ویژهای برخوردار است و شامل اقداماتی همچون تخریب، آواربرداری، پاکسازی و ساخت مجدد ساختمانهای آسیبدیده میشود. در ایران دستورالعمل جامعی برای مقابله با بلایای طبیعی به خصوص اقدامات پس از وقوع سانحه وجود دارد. البته کارشناسان معتقدند تمرکز بیش از حد بر مجموعه اقدامات پس از وقوع بلایای طبیعی در کشور و توجه کمتر به مجموعه اقدامات پیشگیرانه باعث شده است تا وقوع این بلایا خرابیهای گستردهای از خود در کشور بر جای بگذارد.
بلایای طبیعی به رویدادهایی اتلاق میشود که از دل طبیعت برخاسته است و بر زندگی انسانها اثر منفی میگذارد در حالی که انسان در وقوع آنها هیچ دخالتی نداشته است. فلات ایران از جمله بلاخیزترین مناطق دنیا است به طوری که در طول یک سده گذشته انواع بلایای طبیعی به خصوص سیل و زلزله را در جایجای خود تجربه کرده است و این بلایا خسارتهای جانی و آسیبهای اقتصادی سنگینی را بر جای گذاشتهاند. در چند دهه گذشته، دو زلزله رودبار و بم منجر به کشته شدن بیش از ۶۰ هزار نفر و تخریب کامل هزاران ساختمان شدند. موضوعی که لزوم توجه به تقویت زیرساختهای شهری را برای مقابله با تاثیرات ویرانگر بلایای طبیعی آشکار میسازد.
بلایای طبیعی به عنوان مجموعهای از حوادث که تاثیر منفی بر زندگی انسانها و جوامع میگذارد و انسانها در وقوع آن دخالت ندارد، تعریف میشود. موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران به گونهای است که ریسک وقوع بلایای طبیعی به خصوص بلایای هیدرواقلیمی و ژئولوژیکی را بالا میبرد. سیل، گردوغبار، زلزله و زمینلغزش نمونههایی از بلایای طبیعیای هستند که احتمال وقوع آنها در کشور بالا است. بررسی آمار و اطلاعات موجود نشان میدهد که در میان مناطق مختلف کشور، مناطق مرکزی و جنوبی بیشتر از سایر مناطق در معرض خطر وقوع سیل و گردوغبار هستند. همچنین در خصوص زمینلرزه و زمینلغزش نیز آمار و اطلاعات موجود نشان میدهد که مناطق شمالی و جنوبی کشور بیش از سایر مناطق در معرض خطر هستند.
موقعیت جغرافیایی و وضعیت زمینشناسی ایران، شرایط پرریسکی را برای نواحی مختلف کشور در زمینه احتمال بروز انواع بلایای طبیعی به ویژه سیل و زلزله ایجاد میکند. این در حالی است که در بسیاری از شهرهای کشور، ساختمانها و زیرساختهای موجود از شرایط ناایمن و غیراستانداردی برای مقابله با زلزله برخوردار هستند. تجربه زلزله هفتههای اخیر ترکیه نیز نشان داد در صورت بیتوجهی به استانداردها و ایمنسازی ساختمانها، بروز یک زلزله تا چه میزان کشور را با تلفات جانی و آسیبهای اقتصادی مواجه خواهد کرد. تصویر «سوت» روی جلد، سمبلی از اعلام هشدار و اخطار برای توجه به رعایت استانداردها در شهرسازی و ایمنسازی ساختمانها در مقابل پدیدههایی مانند سیل و زلزله است تا به این ترتیب بتوان در صورت رخداد بلایای طبیعی، آمار تلفات و خسارات و پسلرزه ناشی از آنها را تا حد امکان کاهش داد. باید توجه داشت حوزه مدیریت بلایای طبیعی هم از جنبه مقاومسازی ساختمانها و هم بازسازی پس از آسیبهای آن، محرکی برای مصرف فلزات به شمار میآید.
با توجه به تاریخ زمینشناسی، فجایع ناشی از بلایای طبیعی به هیچ وجه پدیدههای جدیدی نیستند، اما درک ارتباط آنها با توسعه و رشد اقتصادی هنوز در مراحل اولیه خود است. در مواجه با این مصائب، کشورها و بنگاههای اقتصادی به دلیل از میان رفتن زیرساخت، سرمایه و داراییهای مشهود، آسیبهای زیادی را متحمل میشوند. بنابراین درک این مسئله که چگونه شرکتها و صنایع پس از این وقایع بهبود مییابند و با این تخریب سرمایه سازگار میشوند، نگرانی درجه اول اقتصاددانان و سیاستگذاران است. اما آنچه در این میان آشکاراست، اثرات مثبت یا منفی بلایای طبیعی، بر کشورهای در حال توسعه قویتر از کشورهای ثروتمند است چرا که بدنه ضعیف اقتصادهای کم درآمد که خود در رنجش است توانایی مواجهه با شوک این بلایا را ندارد.
اثرات بلایای طبیعی از طریق چهار کانال اصلی از دست دادن زندگی، تخریب سرمایه فیزیکی، جابهجایی جمعیت و وقفه و اختلال در فعالیتهای اقتصادی تحقق مییابد. شدت کلی تاثیر اولیه سوانح طبیعی جدای از نوع فاجعه به شدت و قدرت تخریب رویداد و ویژگیهای منطقه آسیبدیده بستگی دارد. هیچ راهی وجود ندارد که بتوان یک فاجعه زیستمحیطی را از نظر اقتصادی به عنوان خبری خوب و رویدادی سازنده تلقی کرد، حتی اگر تولید ناخالص داخلی را در نتیجه فرآیند بازسازی برای چند فصل افزایش دهد. از این رو کشورهای جهان همواره در پی اقدامات یا سیاستگذاریهایی در راستای کاهش آسیب این بلایا و خطرات ناشی از آن هستند.
از زمان انقلاب صنعتی، مصرف انرژی به عنوان یکی از محرکهای اصلی رشد و توسعه اقتصادی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. استفاده از منابع انرژی سنتی و سوختهای فسیلی به دلایل مختلفی از جمله انتشار گازهای گلخانهای، گرم شدن کره زمین و تغییرات شدید اقلیمی و همچنین سدسازیهای بیرویه، چرخههای طبیعت را به طور فاجعهباری مختل کرده است. متوسط تعداد بلایای در صد سال گذشته، ۳۳.۴ برابر افزایش یافته است. تخریب محیطزیست بر شاخصهای مختلف رفاهی جوامع و اقتصاد کلان مانند بهرهوری نیروی کار و رشد پایدار تأثیر منفی می گذارد.
بلایای طبیعی هر سال خسارات و تلفات جانی و مالی بسیاری را ایجاد میکنند. یکی از مهمترین راهکارها در دنیای امروزی به منظور کاهش یا جلوگیری از آثار مخرب ناشی از وقوع بلایای طبیعی، بهکارگیری تکنولوژی در راستای پیشبینیپذیر کردن بلایای طبیعی و مقاومسازی سازهها در مناطق پرریسک از نظر وقوع بلایای طبیعی است. اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، شبکههای نسل پنجم، بتنهای فرمپذیر، الیافهای کربنی عملآوریشده با رزین اپوکسی نمونههایی از تکنولوژیهایی هستند که در حال حاضر به منظور مدیریت بلایای طبیعی و مقابله با آنها در کشورهای مختلف به کار گرفته میشوند. نتایج بررسی آمارها گویای آن است که بهرهگیری از تکنولوژیها در حوزه مدیریت بلایای طبیعی در کاهش خسارتهای جانی ناشی از آنها موثر بوده است.