مشاهده بیشتر
توسعه فعالیتهای صنعتی در برخی نقاط جهان از جمله ایالات متحده آمریکا وکشورهای اروپایی حتی با وجود سهم اندک این کشورها از جمعیت جهانی منجر به انتشار مقادیر قابل توجهی از کربن شد، با این حال این روند با ظهور برخی کشورهای در حال توسعه مانند چین و هندوستان تغییر کرد. اگرچه شاید به نظر برسد که تداوم کندی نرخ رشد جمعیت جهان مقادیر انتشار کربن را کاهش خواهد داد، اما از آنجایی که رشد جمعیت به تنهایی عامل اصلی انتشار آلایندهها نبوده است، کندی نرخ رشد جمعیت نیز راه حل اصلی برای کنترل و مقابله با تغییرات آبوهوایی جهان نخواهد بود و این امر مستلزم ارائه رویکردی پایدار از جمله تامین تقاضای انرژی از طریق منابع انرژی تجدیدپذیر است.
امروزه نقش ورزش در بهبود عملکرد نیروی انسانی در محیط کار و ارتقای نشاط و سلامت افراد جامعه و تاثیرات اقتصادی و اجتماعی آن بر کسی پوشیده نیست. به همین دلیل بسیاری از دولتها برنامهریزی و سرمایهگذاریهای گستردهای برای توسعه زیرساختهای ورزش و جلب مشارکت مردم در فعالیتهای مختلف ورزشی کردهاند. زیرساختهای ورزشی به عنوان مهمترین بخش در توسعه ورزش مورد توجه قرار میگیرد، به طوری که بدون برخورداری از زیرساختهای ورزشی موفقیت در توسعه ورزش دشوار خواهد بود. ایران به عنوان کشوری در حال توسعه دارای ۱۱ هزار و ۱۷۲ مکان ورزشی است. بررسیهای اولیه نشان میدهد این زیرساختها به صورت نامتوازن در سراسر کشور توزیع شدهاند، به طوری که میتوان استانهای کشور را از نظر برخورداری از این زیرساختها در سه گروه برخوردار، کمبرخوردار و محروم طبقهبندی کرد و نسبت شاخص تعداد اماکن ورزشی به ازای جمعیت برخوردارترین به محرومترین استان کشور به بیش از ۱۰ برابر میرسد.
سابقه تاریخی رقابت بر سر میزبانی مناسبات ورزشی جهان به تولد مجدد المپیک مدرن ۱۸۹۶ یونان باز میگردد. اغلب کشورهای جهان در گام نخست این رقابت را با در سر پروراندن هدف ارتقای موقعیت خود در صحنه جهانی و کسب شهرت در بازارهای بینالمللی آغاز میکنند. کشورهایی که موفق به میزبانی رویدادهای ورزشی جهانی چون المپیک و جام جهانی میشوند با سرمایهگذاریهای کلان و صرف میلیاردها دلار، در این امید هستند که شاهد رونق اقتصاد خود از طریق گسترش بخش گردشگری و ثمردهی توسعههای زیرساختی خود باشند. برخی از این کشورها بازده سرمایهگذاری خود را میبینند و به شکوفایی اقتصادی دست مییابند، درحالی که برخی دیگر در پایان با انبوهی از بدهیهای انباشته که پرداخت آن ممکن است تا دههها به طول بیانجامد، مواجه میشوند.
صنعت ساختمان بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد ایران، طی سالهای اخیر با چالشی جدی به نام رکود مواجه شده است؛ رکودی که نهتنها به کاهش سرمایهگذاری و افت تولید منجر شده، بلکه آثار آن در اشتغال، بازار مصالح، خدمات مهندسی و حتی رشد اقتصادی کشور نیز قابل مشاهده است. عوامل متعددی نظیر تورم فزاینده، بیثباتی در سیاستهای مالی و اعتباری، نوسانات بازار زمین و مسکن، و نبود رویکردهای توسعهمحور در سیاستگذاری کلان، از دلایل اصلی این وضعیت بهشمار میروند. در چنین شرایطی، اصلاح الگوی حکمرانی صنعت ساختمان و طراحی سیاستهایی نوین برای تحریک تقاضا، افزایش بهرهوری، بهبود زیرساختهای مالی و ارتقای کیفیت ساخت، بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
در چند دهه گذشته و به دنبال پیشرفتهای چشمگیر ورزش حرفهای و افزایش نیاز بشر به فعالیتهای بدنی روزمره، موضوع سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای ورزشی اهمیت دوچندانی یافته است. تجربه نشان میدهد توسعه زیرساختهای ورزشی در کشورها، ارتباط مستقیمی با وضعیت اقتصادی کشورها دارد. کشورهایی که از شرایط اقتصادی مناسبتر و سطوح درآمدی بالاتری بهره میبرند عموما سرمایهگذاریهای بیشتری را نیز در توسعه زیرساختهای ورزشی خود انجام میدهند. کشورهای فرانسه (در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا)، ایالات متحده آمریکا و چین را میتوان نمونههایی بارز از توجه ویژه به حوزه زیرساختهای ورزشی در جهان به شمار آورد.
رشد روز افزون و توسعه کمی و کیفی زیرساختهای ورزشی در سالهای اخیر، از اهمیت فراوان و تقاضای بالای این زیرساختهای ارزشمند حکایت دارند. توسعه این زیرساختها دامنه گستردهای از تاثیرات مثبت را، از بهبود سلامت جامعه و نقش آن در فاکتورهایی همچون امید به زندگی، تا تاثیر بر اقتصاد جامعه به واسطه ایجاد شغل، افزایش درآمدها و... در بر میگیرد. به همین دلیل زیرساختهای ورزشی به سمت توسعه کمی و کیفی، مدرنتر شدن و بهروزرسانی خدمات خود در حال حرکت هستند و ادامه چنین روندی برای سالهای آینده نیز قابل پیشبینی است. در واقع با توجه به پیشرفتهای پرشتاب تکنولوژی، همگام شدن زیرساختهای ورزشی با فناوریهای روز، با هدف خلق تجربهای ارزشمند برای افراد ضرورت یافته است.
در عصر حاضر، زیرساختهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات «ICT» در بطن فرآیند رشد و توسعه اقتصادی قرار گرفته است. این موضوع برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه که اهداف بلندپروازانه اقتصادی را دنبال میکنند بسیار حائز اهمیت است. ایران به عنوان کشوری در حال توسعه، طی چند سال اخیر به طور متوسط سالانه حدود ۳ هزار میلیارد ریال صرف توسعه زیرساختهای حوزه «ICT» کرده که نتیجه آن افزایش قابل توجه در ظرفیت شبکه ارتباطی کشور بوده است. با توجه به این که مصرف فلزات جزو لاینفکی از توسعه زیرساخت به حساب میآید، این مسئله مصرف قابل توجه فلزات را به دنبال داشته است. بر اساس برآوردهای صورتگرفته، طی سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ به طور متوسط حدود ۳۰ میلیون دلار فولاد، ۲ میلیون دلار آلومینیوم و ۳ میلیون نیز مس در توسعه زیرساختهای حوزه «ICT» کشور به مصرف رسیده است.
انتخاب قطر به عنوان میزبان بیست و دومین جام جهانی در سال ۲۰۱۰ با مناقشات بسیاری در مورد زیرساختهای موجود، امنیت منطقه و دمای هوا در فصل برگزاری مسابقات همراه بود. کمبود زیرساختهای ورزشی و نبود استادیومهای با ظرفیت تعیین شده ۴۰ تا ۸۰ هزار نفری از سوی فیفا برای برگزاری مسابقات، تنها بخش کوچکی از مشکلات عدیده این کشور برای میزبانی از این تورنمنت به حساب میآمد. از طرفی سابقه میزبانی جامهای قبلی نشان از ورود انبوهی از طرفداران فوتبال به کشور میزبان دارد که متوسط آن نیز از جمعیت قطر فراتر بود و این مسئله، برای کشوری با حداقل زیرساخت به معنای مسیر طولانی و هزینههای کمرشکن برای میزبانی از یک رویداد جهانی یک ماهه است که بخش اعظم جریانهای درآمدی کوتاهمدت آن به جیب سازمان فراملیتی فیفا میرود.
امروزه توسعه زیرساختهای شبکههای تلفن همراه و اینترنت، نحوه عملکرد اقتصادها را تغییر داده است و امکان اتصال بیشتر، دسترسی به اطلاعات و فرصتها را برای افراد و مشاغل فراهم کرده است. تأثیر این زیرساختها بر توسعه اقتصادی بر کسی پوشیده نیست و کشورهایی که از این فناوریها استقبال کردهاند، از مزایای قابل توجهی برخوردار شدهاند. پهنای باند اینترنت و پوشش شبکههای تلفن همراه به عنوان شاخصهایی برای ارزیابی توسعه زیرساختهای ارتباطی در جهان در نظر گرفته میشود. پهنای باند اینترنت که سرعت و ظرفیت انتقال داده از طریق اتصال به اینترنت را تعیین میکند، نقشی حیاتی در تضمین ایجاد یک ساختار آنلاین یکپارچه دارد. از سوی دیگر پوشش شبکههای تلفن همراه افراد را قادر میسازد تا با دستگاههای تلفن همراه خود ارتباط برقرار کنند و به خدمات مختلفی دسترسی داشته باشند.
توسعه شهرنشینی و صنعتی شدن شهرها چالشهای زیستمحیطی فراوانی را برای شهروندان پدید آورده است. از این رو، در عصر حاضر، اهمیت و تاثیر فضای سبز بر جنبههای مختلف زندگی انسان بر کسی پوشیده نیست. به همین دلیل، ایجاد و توسعه فضای سبز یکی از زیرساختهای مهم شهری به حساب میآید. با توجه به اینکه سلامت جسمی و روانی انسان یکی از دغدغههای جوامع بشری به شمار میآید و توسعه فضای سبز راهحلی موثر در این حوزه محسوب میشود، توسعه فضای سبز یکی از بخشهای مهم در اجرای برنامهریزیهای شهری است. این امر، علاوه بر افزایش سطح رفاه زندگی شهروندان، بر زیبایی سیمای شهر نیز تاثیر بسزایی دارد.
آموزش و پرورش از ابتدا بخش جداییناپذیر زندگی افراد محسوب میشده است. امروزه مدارس و دانشگاهها محل اصلی آموزش و کسب تجربه افراد محسوب میشوند و به همین دلیل، توسعه بافت شهرها را بدون ایجاد و احداث مدارس و حتی دانشگاهها نمیتوان متصور بود. ارتقای سرانه فضای آموزشی کشور و بهبود و تجهیز آنها یکی از موارد مهمی است که در سالهای اخیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و تاثیر قابل توجهی را بر ارتقای سطح آموزش جوانان کشور دارد. احداث و نوسازی مدارس و دانشگاهها، که ساختمانهایی بزرگ و با زیربنای قابل توجهاند، موجب مصرف میزان قابل توجهی از فلزات اساسی میشوند و به همین دلیل، توسعه آنها را میتوان از منظر تاثیرشان بر بازار فلزات نیز بررسی کرد.
با گسترش بیسابقه فناوریهای هوشمند و حرکت به سوی دنیایی که در آن هوش مصنوعی نهتنها به رکن اساسی زیرساختهای مدرن بدل شده، بلکه در پیکره توسعه اقتصادی و تحول دیجیتال نیز رخنه کرده است، ضرورت تحلیل فرصتها و چالشهای این عرصه به شکلی بیچونوچرا برجسته میشود، چراکه همزمان با پیشرفتهای حیرتانگیز در بهرهوری سیستمها، ایجاد شبکههای هوشمند و یکپارچه، چالشهای نوینی همچون مدیریت دادههای کلان، ارتقای ایمنی سایبری در برابر تهدیدات پیچیده و مهار پیچیدگیهای فنی، معضلاتی گریزناپذیر را برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران به بار آوردهاند. در سوی دیگر این معادله، رشد چشمگیر و پرشتاب بازار زیرساختهای هوش مصنوعی نمایان است که در سال ۲۰۲۳ به ارزش خیرهکننده ۳۸ میلیارد دلار رسید؛ پدیدهای که حکایت از عزم راسخ و تلاش بیوقفه دولتها، شرکتها و ارائهدهندگان خدمات ابری در جهت توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتهای نوظهور دیجیتال دارد. این ظرفیتها در پرتو مشارکتهای استراتژیک و بهرهگیری از زیرساختهای پیشرفته، نهتنها به ارتقای رقابتپذیری در عرصه جهانی انجامیده است، بلکه چشماندازی روشن از آیندهای هوشمند، پیچیده و پرچالش را ترسیم کرده است که با مدیریت هوشمندانه و اتخاذ راهبردهای نوآورانه، میتواند به نقطه عطفی در تحول زیرساختهای مدرن بدل شود.