مشاهده بیشتر
روند کربنزدایی از صنایع آلاینده، بسیاری از فرایندهای تولید فعلی را به چالش کشیده است. زنجیره ارزش صنعت آلومینیوم در حالی با انتشار سالانه حدود یک میلیارد تن گازهای گلخانهای در رده آلایندهترین صنایع جهان قرار دارد که محصولات آلومینیومی نقش کلیدیای در بخش صنعت بر عهده دارند. از این رو، کربنزدایی از زنجیره ارزش آن بسیار حائز اهمیت است. مروری بر گزارشهای ارائهشده نشان میدهد، حداقل تا سال ۲۰۳۰، تقاضای سبز آلومینیوم با سرعت بسیاری بالایی رشد خواهد کرد و سهم آن از کل تقاضای آلومینیوم از حدود ۵ درصد در سال ۲۰۲۰، به حدود ۱۹ درصد در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید. آمارهای مربوط به روند کربنزدایی در صنعت آلومینیوم نیز بیانگر آن است که در این صنعت ظرفیت کاهش انتشار گاز دیاکسید کربن تا سقف ۹۲ درصد وجود دارد. طبق سناریوی «۱.۵ درجه سانتیگراد» تقاضای کارخانههای ذوب آلومینیوم در مقیاس جهانی تا سال ۲۰۵۰ رشد ۲.۶ درصدی را نسبت به امروز تجربه خواهد کرد و به حدود یک هزار تراوات ساعت میرسد. در این سال حدود ۵۲.۵ درصد از تقاضای مذکور از محل منابع کمآلاینده تامین خواهد شد و میزان آلایندگی ناشی از سوختهای فسیلی نیز با بهکارگیری سیستمهای جمعآوری کربن، کنترل خواهند شد.
طی قرن اخیر، نقش صنعت خودرو در اقتصاد جهان بسیار پررنگ شده و میزانی قابل توجه از مجموع تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. هرچه نیازها و ترجیحات افراد تغییر میکند، میزان و نحوه استفاده و انتظارات آنها از خودروها نیز متفاوت میشود. از آنجاییکه خانوارها عامل تعیینکننده تقاضا در بازار خودرو هستند، تحولات ساختار خانواده میتواند تاثیر بهسزایی بر میزان و سمتوسوی تقاضای خودرو در جامعه داشته باشد. در چنین شرایطی، سیاستگذاری مناسب برای رونق صنعت خودروسازی و ارتقای توان این صنعت برای پاسخگویی به تقاضای یادشده میتواند رشد قابل توجهی را در مصرف فلزات در کشور ایجاد کند.
رابطه میان جمعیت و میزان تقاضا برای مسکن دوطرفه است و هر گونه تحول در جمعیت، تقاضای مسکن را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. تحولات اخیر جمعیت ایران، که با کاهش سرعت رشد جمعیت به دلیل کاهش نرخ باروری و سقوط نرخ جانشینی جمعیت به دلیل کاهش این نرخ همراه بوده، کاهش اندازه خانوارها را نیز به دلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی، میل به استقلال، طلاق، مرگومیر و مهاجرت به همراه داشته و این امر موجب افزایش تعداد خانوارها در کشور شده است. بیشک، تحولات جمعیت خانوارهای کشور در میزان تقاضا برای مسکن تاثیرگذار است و این تغییر تقاضا برای مسکن، مصرف بالای فلزات را نیز به همراه دارد.
عناصر نادر خاکی، بر خلاف آنچه نامشان تداعی میکند، کمیاب نیستند و رسوبات آنها بهفراوانی در پوسته زمین یافت میشوند. فراوانی همه عناصر این گروه (جز پرومیوم که پرتوزاست) از فلزات گرانبهایی همچون طلا و نقره بیشتر است. در واقع، ریشه نامگذاری آنها پراکندگی بیش از حدشان در پوسته زمین است که در یک نقطه به اندازه کافی متمرکز نیستند. این مسئله اکتشاف و بهرهبرداری از این عناصر را با هزینههای گزاف معدنکاری همراه میسازد. آنچه این عناصر را نادر میکند کمیاب بودن ذخایری است که استحصال و بهرهبرداری از آنها از منظر اقتصادی بهصرفه باشد.
تاثیر استفاده از مواد اولیه مناسب در ساخت تجهیزات و قطعاتی که تضمینکننده سلامت و ایمنی در عملکرد صنایع هوافضا باشند، امری انکارناپذیر است. با توجه به سرعت پیشرفت تکنولوژی، مواد مورد استفاده در این صنعت در طول زمان دستخوش تحولات قابل توجهی شدهاند. اگرچه در گذشته، فولاد به عنوان حیاتیترین عنصر در صنعت هوافضای جهان شناخته میشد، امروزه در این صنعت از مواد دیگری همچون کامپوزیتها و آلومینیوم به طور گسترده استفاده میشود. با این حال با توجه به خواص فوقالعادهای که هر یک از انواع فولادها ارائه میکنند، از این فلز همچنان به عنوان گزینهای قابل اطمینان در شرایط پیچیده یاد میشود. از این رو، به نظر میرسد که بازار فولاد در صنعت هوافضا همچنان به حیات خود ادامه دهد و نتوان سایر مواد را به سادگی جایگزین فولاد کرد.
از زمان شکلگیری مفهوم «اقتصاد چرخشی» در جهان، صنعت آلومینیوم یکی از صنایعی است که به منظور پایدارسازی فرایندها در راستای تحقق این مفهوم در کانون توجهها قرار گرفته است. این موضوع، بدان خاطر است که این فلز، از طرفی ویژگیهای منحصر به فردی دارد که آن را به کاتالیزوری بسیار قدرتمند برای محقق ساختن اقتصاد چرخشی در سطح کلان تبدیل کرده است و از طرف دیگر نیز فرایند تولید هر تن آلومینیوم به شدت آلاینده است. آمارها نشان میدهد که در طول تقریبا ۳ دهه گذشته، صنعت آلومینیوم در مقیاس جهانی به سمت چرخشی شدن حرکت کرده است. در سال ۱۹۹۰، سهم بازیافت قراضه از صنعت آلومینیوم تقریبا ۲۸.۵ درصد بود، در حالی که این رقم تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۳۶ درصد رسیده است. ژاپن، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا، مجموعه کشورهایی هستند که صنعت آلومینیوم بازیافتی آنها، بیشترین سهم را از کل صنعت آلومینیوم دارد.
ایران با برخورداری از ذخایر معدنی متنوع و گسترده، پتانسیل بالایی در توسعه بخش معدن و صنایع وابسته به آن دارد. با این حال، و با توجه به جایگاه فعلی این بخش در اقتصاد کشور، به نظر میرسد فاصله زیادی میان پتانسیلها و عملکرد در این بخش وجود دارد. میزان تولید فولاد در سال ۱۴۰۱ در حالی تقریبا ۳۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تن بوده که ظرفیت اسمی صنعت فولاد کشور تقریبا ۴۵ میلیون تن است. چنین وضعیتی در صنایعی مانند آلومینیوم و سرب و روی کشور نیز کموبیش وجود دارد. عواملی چون سازوکارهای نامناسب قیمتگذاری، سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختهای تامین انرژی، بیتوجهی به زنجیره تامین صنایع و محدود شدن بازارهای صادراتی برای تولیدکنندگان از جمله مهمترین چالشهایی هستند که صنایع معدنی و فلزی کشور در حال حاضر با آنها دستوپنجه نرم میکنند و تا زمانی که برای مرتفع ساختن آنها اقدامی موثر صورت نگیرد، نباید انتظار تحولاتی امیدوارکننده را در این بخش داشت.
صنعت فولاد به عنوان بزرگترین صنعت جهان در حوزه فلزات، به سبب کاربردهای فراوان در حوزههای متعدد، از اهمیت استراتژیکی برخوردار شده است. صنایع خودروسازی، تولید ماشینآلات صنعتی و همچنین بخش ساختوساز و توسعه زیرساختها، وابسته به مصرف فولاد هستند و از این رو، کشورهای بسیاری در تلاشاند تا در تامین این کامودیتی ارزشمند به خودکفایی برسند. تا قبل از آغاز قرن ۲۱، بازار مصرف فولاد عمدتا به کشورهای غربی از جمله اروپا و ایالات متحده آمریکا وابسته بود، اما با تحولات صورتگرفته در کشورهای در حال توسعه به خصوص چین و هندوستان، امروزه این کشورها به قدرتهای بیرقیبی در جهان تبدیل شده که سهم قابل توجهی از بازار مصرف فولاد را در دو دهه اخیر به خود اختصاص دادهاند.
در حال حاضر، صنعت فولاد یکی از استراتژیکترین صنایع جهان به شمار میآید و بسیاری از کشورها برای توسعه این صنعت و تولید فولاد خام گام برداشتهاند. در ایران نیز داشتن مزیتهای رقابتی فراوان موجب شد تا توسعه این صنعت یکی از اولویتهای اصلی توسعه قرار بگیرد و ایران هماکنون جزو ده تولیدکننده فولاد برتر جهان قرار داشته باشد. با توجه به توسعه این صنعت، در سند چشمانداز ۱۴۰۴، افزایش ظرفیت تولید فولاد به ۵۵ میلیون تن پیشبینی شده، اما به سبب عدم توازن در زنجیره و مشکلات و چالشهای فراوانی که گریبانگیر این صنعت استراتژیک شده است، نمیتوان به تولید فولاد با این ظرفیت در سالهای آتی امیدوار بود.
بازار مصرف آلومینیوم به عنوان یکی از فلزات پایه استراتژیک در دنیا، به طور روزافزونی در حال توسعه است. بخشی از این افزایش ناشی از افزایش جمعیت جهان و فعالیتهای صنعتی و بخش دیگر این افزایش مصرف نیز به دلیل ظهور قدرتهای صنعتی بزرگ از جمله چین، هندوستان و سایر کشورهای جنوب شرق آسیا بوده است که مطالعه عملکرد اخیر این کشورها و همچنین وضعیت فعلی آنها، دید روشنی از آینده مصرف این فلز خواهد داد. از طرفی، با مطرح شدن تکنولوژی ساخت خودروهای برقی و همچنین پیشتازی نیروگاههای تجدیدپذیر در صنعت برق بسیاری از نقاط دنیا روند صعودی مضاعفی را برای مصرف این فلز به وجود آورده است که در آینده نیز تداوم خواهد داشت.
مواد معدنی حیاتی از زمان معرفی آنها در طول انقلاب صنعتی تا کاربرد امروزی آنها در ساخت باتری خودروهای الکتریکی، کالاهای الکترونیکی و سیستمهای ذخیرهسازی انرژی نقش قابل توجهی در پیشرفت جوامع بشری ایفا کردهاند. اگرچه به نظر میرسد، لیتیوم، نیکل و کبالت در میان فراوانترین عناصر موجود در زمین قرار دارند، با این حال افزایش چشمگیر تقاضا منجر شده است تا بسیاری از منابع معدنی متعارفی که تاکنون به بهرهبرداری رسیدهاند به پایان خود نزدیک شوند و عرضه این فلزات دچار چالش گردد. این در حالی است که انتظار میرود اقدامات مرتبط با بازیافت مواد معدنی و اقتصاد چرخشی، نقش برجستهای در پر کردن شکاف مرتبط با کمبود مواد معدنی در آینده بر عهده داشته باشد.
از یک قرن گذشته تاکنون، موارد مصرف آلومینیوم در فضای اقتصاد و صنعت جهان با توجه به ویژگیهای خاص و کمنظیر این فلز، به شکل منحصر به فرد و سریعی افزایش یافته است. حرکت جهان به سمت برقیشدن و ظهور و گسترش خودروهای برقی در کنار توسعه کاربردهای قبلی مانند ساختوساز و بستهبندی، موجب شیب فزاینده میزان مصرف آلومینیوم در جهان شده و پیشبینیها نیز از تداوم این روند در سالهای آینده حکایت دارند. با این حال، یکی از موضوعات حائز اهمیت در این بین، ارتباط مستقیمی است که میان تحولات جمعیتی جوامع با بازار مصرف آلومینیوم وجود دارد و تجربه نشان میدهد که کشورهای با نرخ رشد جمعیت بالاتر از پتانسیل بیشتری برای تبدیل شدن به بزرگترین بازارهای مصرف این فلز برخوردار هستند.