مشاهده بیشتر
در دهههـای اخیـر کـه بسـیاری از کشـورهای منطقـه و جهـان با اتکا بر مکانیسـمهای تجربهشـده و علمـی و با تعریف مرزهای روشـن میـان نقـش دولت و سـازوکارهای بازار، مسـیر ایجاد بسـتر لازم برای رشـد اقتصادی پایـدار را دنبـال کردهاند، اقتصاد ایـران همچنان با چالشهایـی محـوری دسـتوپنجه نـرم میکند. تعدد مقررات، تغییـرات ناگهانی سیاسـتها، مداخلههای پراکنـده و ناهماهنگی برنامهها، فضایـی بیثبـات و پیشبینیناپذیـر ایجـاد کرده اسـت؛ فضایـی که نهتنها فعالیـت تولیدکنندگان و سـرمایهگذاران را متاثـر میکند، بلکه ریسک تصمیمگیری اقتصادی را نیز بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. تصویـر «ماشین حسـاب» روی جلـد نیز تمثیلـی از همین وضعیت در سـاختار اقتصاد ایران اسـت؛ ابزاری که ماهیـت آن باید بیانگر نظم، دقت و امکان محاسـبه باشـد در اینجا به نشـانهای از شـرایط «بیحسـاب»، مبهم و غیرقابل پیشبینی تبدیل شده اسـت. شرایطی که در آن منطق برنامهریزی جای خود را به تصمیمهای مقطعی میدهد و قواعد پایدار اقتصادی زیر سایه مداخلات ناهمسو گم میشود. ایـن تصویـر یـادآور ضـرورت بازنگـری جـدی در سیاسـتگذاری اقتصادی، اصلاح رابطه دولت و بازار و ایجاد بسـتری اسـت کـه در آن فعالیت اقتصادی بر اسـاس قاعده، پیشبینیپذیری و آزادی عمل شـکل بگیرد. تنها در چنین چارچوبی اسـت که میتوان انتظار داشـت موتور توسعه روشن و مسیر رشد پایدار و رقابتی برای اقتصاد ایران فراهم شود.
به طور کلی نظام سلامت و درمان عاملی تعیینکننده در بهبود سطح رفاه جسمی، روانی و اجتماعی مردم برشمرده میشود. با این حال مقایسه میان شاخصهای بهداشت و درمان کشور با استانداردهای جهانی، از توسعه ناکافی زیرساخت حکایت دارد و به نظر میرسد لازم است که سیاستگذاری مناسبتری در افزایش سرمایهگذاریها در این عرصه صورت پذیرد. این موضوع هم از جنبه احداث زیرساختها و هم تامین تجهیزات پزشکی موجب رشد مصرف فلزات در کشور میشود. تصویر «فشارسنج قدیمی» روی جلد سمبلی از شرایط کلی حاکم بر نظام بهداشت و سلامت کشور ایران است، ساختاری که جایگاه و اهمیت آن در ارتقای سطح بهداشت و درمان جامعه، همچون مویرگهای گسترشیافته در بدن انسان است که حیات و سلامتی را به ارمغان میآورد.
توسعه بخش کشاورزی از جنبههای مختلفی مانند توسعه زیرساختهای آبیاری و زهکشی، احداث گلخانهها، واحدهای پرورش دام، طیور و آبزیان و تولید و بهکارگیری تجهیزات مختلف موجب رشد مصرف فلزات در کشور میشود. توسعه بخش کشاورزی ضامن امنیت غذایی کشور در سالهای آتی خواهد بود. به همین دلیل خودکفایی در تولید محصولات اساسی کشاورزی همواره یکی از سرفصلهای پراهمیت برنامههای توسعه کشور بوده است. تصویر «کیسه گندم» روی جلد در واقع نمایانگر محصول اصلی و اساسی کشاورزی ایران است، عرصهای که امروز با چالشهایی مانند شرایط اقلیمی و بروز خشکسالیها، ساختار سنتی و تطابق نداشتن آن با دانش روز و الگوهای نامناسب آبیاری و کشت محصولات مواجه است. به نظر میرسد لازم است تا سیاستگذاریهای جدیدی در خصوص ارتقای سطح دانش و تکنولوژی کشاورزی کشور، اصلاح الگوها و بهبود زیرساختهای این حوزه صورت گیرد، به گونهای که «برداشت» محصولات کشاورزی در ایران به طور کامل پاسخگوی تقاضای کشور باشد.
ظهور و توسعه تکنولوژی هوش مصنوعی، یکی از تحولات بنیادین عصر مدرن امروز به شمار میآید که با دگرگونسازی ساختارهای تولید و خدمات، اقتصاد جهانی را وارد مرحله جدیدی کرده است. این تکنولوژی با افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و خلق فرصتهای نوین اقتصادی، مزیتها و رقابتپذیری کشورها را بازتعریف میکند. در ایران نیز، بهرهگیری هوشمندانه از این فناوری میتواند به رشد بهرهوری، کاهش وابستگی به منابع سنتی و ایجاد فرصتهای جدید اقتصادی منجر شود. در بخش معدن و صنایع معدنی و فلزی نیز با توجه به ماهیت و نوع فعالیتها، بهکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههای مختلف اعم از اکتشاف و استخراج معدنی و تولید محصولات فلزی به عنوان یک الزام برای ارتقای بهرهوری و حفظ توان رقابت در بازارهای داخلی و بینالمللی مطرح است. با این حال، این صنعت امروز با چالشهای بزرگی در زمینه زیرساختهای فناورانه و دسترسی به تکنولوژیهای روز مواجه است که روند توسعه و تعالی آن را کند میکند. تصویر «آچار فرانسه» روی جلد نیز نمادی از همین شکاف فناوری و تجهیزات قدیمی است که نشان میدهد بدون جهشی فناورانه، تداوم این وضعیت میتواند به کاهش تدریجی توان رقابت ایران در عرصه بینالمللی بینجامد. طبعا گذر از این شرایط، مستلزم ایجاد یک جهش فناورانه با تکیه بر ابزارهای هوش مصنوعی است تا به این ترتیب زمینه مناسبی برای «کندوکاو» عمیقتر در ظرفیتها و پتانسیلهای کشور برای شکلدهی به آیندهای هوشمند و پایدار فراهم آید.
در فضای اقتصادی امروز که کشورهای منطقه به دنبال جذب تکنولوژی و توسعه و تحول زیرساختهای صنعتی براساس الزامات جدید جهانی مانند تولید فلزات سبز، در حال کسب جایگاههای متفاوت در زنجیرههای ارزش و بازارهای جهانی هستند، موقعیت ایران در نقطهای حساس قرار گرفته است. طی سالهای گذشته فرصتهای ارزشمند بهرهگیری از ظرفیتهای جغرافیایی و تجاری، کمتر از آنچه شایسته بوده مورد استفاده قرار گرفته است؛ در حالی که همین کشورها اکنون به تولیدکنندگان مدرن محصولات فلزی و صنعتی تبدیل شدهاند و سهم خود را در زنجیرههای ارزش به سرعت گسترش میدهند. تصویر «نقشه مچالهشده جهان» روی جلد استعارهای از همین وضعیت است؛ به جهانی که زمانی گسترهای از فرصتهای در دسترس برای تجارت، همکاری و توسعه بود، توجهی در خور نشد و اکنون به دلیل سالها بیتوجهی، برای ایران محدود و پیچیده به نظر میرسد. این تصویر انتخابی مهم بر سر یک «دوراهی» را بازتاب میدهد؛ تغییر ریل و حرکت به سوی ارتباط موثر با دنیا و حضور فعال در اقتصاد جهانی یا ادامه مسیر گذشته که به تدریج نهتنها امکان گسترش بازارها را محدود میکند بلکه جایگاه موجود را نیز تضعیف خواهد کرد.
فعالیت و توسعه صنایع دریایی میتواند تقاضای گستردهای برای فلزات مختلف ایجاد کند. ایران، با بهره بردن از موقعیت ممتاز جغرافیایی و خطوط گسترده ساحلی، از پتانسیل مناسبی برای توسعه صنایع دریایی برخوردار است، اما بررسی روند سالهای اخیر این صنعت نشان میدهد که ایران نتوانسته است در حوزه دریا به شناگر قابلی تبدیل شود و بدون برنامهریزی و جهتگیری مشخص، تنها در شرایط کنونی خود شناور مانده است. قطبنمای دریایی نوع خاصی از این تجهیز است که به جای شمال مغناطیسی، شمال حقیقی را نشان میدهد. تصویر قطبنمای دریایی در واقع تعبیری از لزوم سیاستگذاری و تبیین مسیر دقیق و درست (شمال حقیقی، نه شمال مغناطیسی) برای توسعه صنایع دریایی کشور است که تحقق این مهم رونق قابل ملاحظهای را در بازار فلزات کشور ایجاد خواهد کرد.
ساختار اقتصاد جهان در مسیر تحولاتی سریع و پردامنه قرار گرفته است و منابع خلق ثروت یک پارادایم شیفت گسترده را تجربه میکنند. طبعا همسو با تحولات مذکور، این امکان نیز وجود دارد که بازیگران بازارهای جهانی و مناسبات تجاری دچار دگرگونی شوند و زنجیرههای تامین جهانی شکل جدیدی به خود بگیرند. تجربه نشان میدهد کشورهایی که برنامهریزیهای مناسبتری را برای شناسایی فرصتهای پیشرو و استفاده از آنها با تکیه بر توانمندیها و ظرفیتهای خود اجرا میکنند قادر خواهند بود «سناریو» بهتری را برای همگام شدن با روند تحولات جهانی و تحقق رشد اقتصادی دنبال کنند. این مسئله برای کشوری مانند ایران که از حیث بهرهمندی از ثروتها و منابع طبیعی از ظرفیتهای بالقوه کمنظیری برخوردار است، اهمیت دوچندانی دارد. اگرچه مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی ایران از چندین دهه قبل آغاز شده است، اما موانعی مانند تحریمها و جنگ تحمیلی مانع از آن شدند تا کشور در عرصههای اقتصادی متناسب با ظرفیتهای واقعی خود به شکوفایی برسد، موضوعی که امروز لازمه آن، شناسایی فرصتهای جدید در فضای اقتصاد جهانی و برنامهریزی برای استفاده از آنهاست. تصویر «نوار ویدیو» روی جلد، سمبلی از بسترهای سنتی و کهن اقتصاد ایران است که میتوان با نگاهی نو به فرصتهای داخلی و بینالمللی، اتکا به مزیتها و پتانسیلها و ترسیم مسیر جدید توسعه اقتصادی، «سناریو» جدیدی را برای آن نوشت و تصویر و چشمانداز درخشانی را بر روی آن ترسیم کرد.
بر اساس پیشبینیها تا سال ۲۰۳۰ سهم فروش خودروهای الکتریکی از بازار جهانی خودرو به بیش از ۳۰ درصد میرسد. با توجه به ساختار خودروهای الکتریکی و فلزات مصرفی در باتریهای آنها، افزایش تولید این خودروها در سالهای آینده، تاثیر قابل توجهی را بر بازار جهانی مصرف فلزاتی مانند مس، نیکل، کبالت و لیتیوم خواهد داشت. مسئلهای که با توجه به ظرفیتها و پتانسیلهای بالقوه معدنی ایران فرصتی طلایی برای کشور تلقی میشود. تصویر «باتری» روی جلد در واقع نماد و سمبلی از نیروی محرکه خودروی الکتریکی است. اگرچه تولید این خودرو در ایران با توجه به شرایط فعلی صنعت خودروسازی کشور قدری دور از ذهن میرسد، اما سیاستگذاری برای حرکت در مسیر تولید خودروهای الکتریکی در سالهای آینده به عنوان اندیشهای نوین و خیالی نو، افقهای روشنی را برای آینده صنعت خودروسازی و صنایع معدنی و فلزی کشور به تصویر میکشد.
کشاورزی ستون پایداری معیشت و امنیت غذایی هر کشور است؛ بخشی که توازن میان منابع طبیعی، دانش فنی و سیاستگذاری موثر در آن، مستقیما با بقای اقتصادی و زیستمحیطی جوامع گره میخورد. در ایران نیز از دیرباز، بخش کشاورزی به عنوان بخشی از هویت ملی و فرهنگی در قامت رکن اصلی تولید و خودکفایی نقشآفرینی کرده است. با این حال در چند دهه گذشته، الگوهای کشت نامناسب، افت بهرهوری و ضعف نظامهای حمایتی، موجب تحتالشعاع قرار گرفتن توان تولید این صنعت و هدررفت منابع ارزشمند آب و خاک شده است. طرح جلد با عنوان «تَرَک» بازتاب همین واقعیت در ساختار کشاورزی کشور است؛ استعارهای از زمینهای ترکخورده و منابعی که زیر فشار مصرف ناپایدار، رفتهرفته رمق خود را از دست میدهند. تصویر صندوقهای میوه روی جلد نیز سمبلی از چشمانداز روند فعلی سیاستگذاریهای بخش کشاورزی است که توان تولید این بخش را در آینده محدود میسازد. این تصویر در واقع یادآور ضرورت اصلاح نظام تولید و بازنگری در مدیریت منابع، فناوریهای کشت و کارایی زنجیره تامین است؛ موضوعی که پیششرط احیا و پویایی بخش کشاورزی ایران به شمار میآید.
در دنیای امروز، موضوع دسترسی به آب پاک و تامین پایدار آن برای بسیاری از کشورها یک چالش و ریسک مهم و حیاتی به شمار میآید. ایران نیز به عنوان کشوری که بخش عمده مساحت آن را نواحی گرم و خشک تشکیل میدهد، از دیرباز با محدودیت تامین آب مواجه بوده است. این محدودیت در سالهای اخیر، متاثر از عوامل مختلفی مانند رشد جمعیت و افزایش تقاضای آب، توسعه ناکافی زیرساختها، مدیریت نامطلوب منابع آب و الگوهای نامناسب کشاورزی شکل جدیتر به خود گرفته است و در صورتی که در سالهای آینده اقدام جدیتری در خصوص بهبود مدیریت منابع آب و توسعه زیرساختهای آن در کشور صورت نپذیرد، در آیندهای نزدیک به بحرانی بزرگ تبدیل خواهد شد. توسعه و احداث زیرساختهای آب شامل سدها، خطوط لوله انتقال و توزیع و تصفیهخانههای آب و فاضلاب، محرک قدرتمندی برای بازار مصرف فلزات به ویژه فولاد است. تصویر «قمقمه» روی جلد نمادی از شرایط نابسامان و محدودیت منابع آبی در دسترس است که اگر در سالهای آتی فکری به حال آن نشود، بحران بزرگی را ایجاد خواهد کرد و حتی میتواند منجر به «کوچ» بسیاری از مردم از محل زندگی خود باشد.
در جهانی که شتاب تحولات فناورانه، مسیر آینده انرژی را دگرگون ساخته و گذار از سوختهای فسیلی به سمت انرژیهای پاک و تجدیدپذیر به یکی از معیارهای توسعه پایدار بدل شده است، جایگاه صنعت برق بیش از هر زمان دیگری به عنوان شاخصی از بلوغ صنعتی و کارآمدی اقتصادی کشورها تجلی مییابد. در چنین شرایطی، صنعت برق ایران با وجود مزیتهای نسبی ارزشمند و روند فزاینده رشد مصرف، در مسیر دستیابی به پایداری و تامین نیاز کشور با چالشهایی بنیادینی در حوزههای مختلف از جمله ساختار قیمتگذاری و ناترازی تولید و مصرف، بهرهوری پایین و فرسودگی شبکهها و ترکیب سبد ظرفیتهای نیروگاهی مواجه است. تصویر «تلویزیون قدیمی» روی جلد، استعارهای از همین وضعیت است؛ صنعتی که روزی نشانه مدرنیته و پایداری اقتصادی بود، اکنون در مقابل انبوه تحولات جدید جهانی، بیبرنامه و پرمسئله مانده است. همانگونه که تلویزیون قدیمی در عصر نمایشگرهای هوشمند، نماد گذشتهای خاموش و ایستا است، صنعت برق ایران نیز اگر از رکود سیاستگذاری و بیبرنامگی رها نشود، در مواجهه با موج انقلاب انرژی آینده، با آیندهای پرابهام مواجه خواهد شد.
در برنامه هفتم سند چشمانداز توسعه، تحقق رشد سالانه ۸ درصدی برای اقتصاد ایران هدفگذاری شده است. یکی از الزامات و پیشنیازهای اساسی تحقق این دورنما، رشد سرمایهگذاری در کشور به عنوان بنیان و پیشنیاز توسعه صنعتی و اقتصادی است، موضوعی که میتواند تحول شگرفی را در بازار مصرف فلزات ایجاد کند. این در حالی است که مطابق آمارها، روند سرمایهگذاری و تشکیل سرمایه در سالهای اخیر رشد چشمگیری را تجربه نکرده است و پایینبودن میزان سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی و حتی فرار سرمایه امروز جزو چالشهای اساسی اقتصاد ایران محسوب میشوند. تصویر «پاسپورت و کارت پرواز» روی جلد، نمادی از لزوم و اهمیت جذب سرمایهگذاران خارجی و بسترسازی مناسب برای بازگشت سرمایه به کشور است تا به این ترتیب بتوان زمینه توسعه صنعتی و زیرساختی، رشد اقتصادی ۸ درصدی و تحقق اهداف اسناد بالادستی را فراهم کرد.