- یادداشت
اقدامات فولاد هرمزگان در حوزه تضمین کیفیت
مقدمه
یکی از مهمترین مولفههای یک بنگاه اقتصادی، ارائه محصولات باکیفیت با قیمت رقابتی بوده که برای دستیابی به آن، وجود یک سیستم کنترل کیفیت جامع و پایدار بسیار ضروری است. با کنترل تمام وظایف از طریق یک روش سیستماتیک، از یک سو اطمینان معقولی بهوجود خواهد آمد که هر فعالیت قبل از شروع فعالیت بعدی درست انجام شده و در نهايت محصول مورد نظر در شرايط مناسبي قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر، در هزینهها و زمان صرفهجویی میشود. برهمین اساس در واحدهای کنترل کیفیت با ایجاد گروههای کاری، تدوین روشها و شناسنامههای کنترلی متناسب با محصولات تولیدی در آن کارخانه در حوزههای مختلف بازرسی کیفی به رشته تحریر درآمده و براساس آنها ایستگاههای گوناگون برای نمونهگیری و پایش فرآیند تولید طراحی شده و براساس گردشکارها و دستورالعملهای تدوین شده، فعالیتهای کنترل کیفی انجام میشود.
ارتباط مستقیم کاهش هزینهها با کنترل کیفیت مواد اولیه
کیفیت مواد اولیه تاثیر بسزایی بر هزینههای تولید و کیفیت محصولات میانی و نهایی واحدهای فولادسازی دارد. در گام نخست با توجه به طراحی کارخانه و ویژگیهای مواد اولیه مصرفی، کارتهای استاندارد کیفی براساس خواص شیمیایی و فیزیکی هر ماده اولیه تعریف و تدوین میشود. در مبادی ورودی کارخانه، مواد اولیه خریداریشده براساس کارتهای استاندارد از طریق نمونهگیری مورد ارزیابی کیفی قرار میگیرد. بهعبارت دیگر، واحد کنترل کیفی نمونههای اخذ شده را به آزمایشگاه ارسال میکند و پس از دریافت نتایج آزمون، این واحد گزارش آزمون را با کارت استاندارد مربوطه مطابقت داده و در نهایت در صورت مغایرت کلی اجازه ورود مواداولیه با کیفیت پایین و خارج از استاندارد را به داخل سازمان، انبارها و سایتهای تولیدی صادر نمیکند. این امر سبب کاهش هزینههای تحمیلی ناشی از استفاده از مواد نامرغوب در خطوط بهرهبرداری خواهد شد. از سوی دیگر، برای جلوگیری از تولید محصولات با کیفیت پایینتر از سطح استاندارد، پس از شناسایی و ایجاد ایستگاههای کنترلی مناسب و پارامترهای موردنیاز، بعد از هر عملیات تولیدی یا در بازههای زمانی، با نظارت واحد کنترل کیفی، نمونهبرداریهای منظم انجام و براساس نتایج آزمایشگاهی در صورت خروج از محدوده در همان لحظه به واحد مربوط اطلاعرسانی میشود تا تولید محصولات نامنطبق به حداقل برسد. علاوه بر این، واحد کنترل کیفیت بهعنوان یک واحد نظارتکننده از راه جمعآوري منظم دادهها، بررسي پــارامتـرهاي فني و تهيه گزارشهاي اطلاعاتي در فواصل معين، خطوط توليد را بهمنظور بررسي راندمان آنها مورد كنترل فني قرار میدهد و با رسيدگي به مسائل مربوط به كيفيت، نقش محوری خود را در کنترل و پایش فرآیند تولید ایفا میکند.
جلب رضایت مشتریان در سایه کنترل کیفی محصولات
امروزه کیفیت که بهطور خلاصه به معناي رضايت مشتري است، در تمام صنایع مهمترین عامل بهبود بهرهوری و کليد دستیابی به مزایای رقابتي بهشمار میرود. خروجی برنامههای کنترل کیفیت در نهایت منجر به حفظ پایدار کیفیت بالا و مزیت رقابتی در بازار، تثبیت نامی مطمئن در بین مشتریان و قدرت انعطاف براي مقابله با تغییرات بازار میشود. از آنجاکه امروزه بازار فشردهای برای محصولات فولادی و بهویژه اسلب در سطح جهان وجود دارد، اولویت و کلید موفقیت در این رقابت، تکیه بر کیفیت برتر در کنار هزینه تمامشده پایینتر است. در این زمینه، فولاد هرمزگان توانسته با مدیریت درست منابع و استفاده از تمامی ظرفیتهای خود، یکی از شرکتهای پیشرو داخلی باشد و نقش موثری در ارتقای محصولات تولیدی کشور برای ارائه به مشتریان داخلی و خارجی ایفا کند.
در شرکت فولاد هرمزگان، کنترل کیفیت محصولات در سه حوزه مهم انجام میشود:
1- کنترل مواد ورودی (ورودیها برای مصرف در فرآیند تولید محصول)؛
2- کنترل حین تولید بهمنظور اقدامات پیشگیرانه؛
3-کنترل محصول نهایی و اطمینان از تحویل محصول منطبق به مشتریان.
در شرکت فولاد هرمزگان براساس «QC Plan» تعریفشده، تمامی مراحل بازرسیهای کنترلی حین فرآیند تولید محصول نهایی با استفاده از آخرین استانداردهای بینالمللی و داخلی و با در نظر گرفتن نیاز واقعی مشتریان انجام میشود که این مهم، سبب رضایت بالای مشتریان این کارخانه شده است. بهطور کلی، مطابق با کارتساختها، شناسنامهها و حدود تعیینشده برای هر مشتری، بازرسان کنترل کیفی بهطور عمده به کنترل و بازرسی محصولات به صورت چشمی اقدام میکنند. (بازرسیهای سرد و گرم).
در بازرسی گرم که در ایستگاه ریختهگری و در فرآیند تولید تختال انجام میشود، پارامترهای متراژ، ترک و هرگونه عیب قابلمشاهده کنترل میشود تا هدف کاهش تولید شمشهای نامنطبق محقق شود. در بازرسی سرد که در بسترهای بازرسی سرد انجام میشود، هدف کنترل تختالهای تولیدی و یافتن هرگونه عیب و محصول نامنطبق و دستهبندی تختالهای تولیدی است.
در پایان بازرسی، محصولات با توجه به نیازها و درخواست مشتریان در دستههای مختلف طبقهبندی میشوند. انجام تست مایعات نافذ از دیگر آزمونهای حین بازرسی سرد برای کنترل ترکهای زیرسطحی محصول تختال است که برای نخستینبار در کشور به صورت صنعتی در این حوزه اجرایی شده است. در تکمیل فرآیند فوق یکی از کارهای مهم دیگری که واحدهایی فولادی برای محصولات فروختهشده انجام میدهند، صدور و تحویل گواهینامههای کیفیت یا «Quality Certification» محصولات است که با توجه به طرحهای کیفیت و عملیات و تستهای کنترل کیفیت انجام میشود. این مهم در فولاد هرمزگان برای ارائه به مشتریان براساس آخرین استانداردهای فنی و کاری در حال انجام است.
پایش مستمر تجهیزات براساس توانمندیهای داخلی کشور
با توجه به نوع ماده، دقت آنالیز و نوع آزمون برای هر تجهیزی بازه زمانی مشخصی در روشهای استاندارد مربوطه تعریف شده است. کالیبراسیون قبل از آزمون در بازه زمانی یک تا چند ماهه میتواند متغیر باشد. این بازههای زمانی بهوسیله نمودارهای کنترلی مربوط به هر تجهیز بهطور مستمر کنترل و پایش و با مشاهده هرگونه مغایرتی، کالیبراسیون مجدد انجام میشود. برای کالیبراسیون اغلب از استانداردهای بینالمللی «ISO» و در برخی موارد از «ASTM» استفاده میشود.
خوشبختانه فولاد هرمزگان با استفاده از توانمندیهای داخلی شرکت و شرکتهای بینالمللی همکار، توانسته است گامهای موثری را در این حوزه بردارد و از صحت انجام آزمونهای مورد نیاز در این بخش اطمینان حاصل کند.
مطالب مرتبط
- یادداشت
- محصولات میانی فولاد خام
مدیریت دادهمحور امروز به عنوان یکی از ارکان تحول سازمانی، جایگزینی کارآمد برای رویکردهای سنتی به شمار میآید و با اتکا بر تحلیل هوشمند دادههای واقعی، زمینهساز تصمیمگیریهای دقیق و واکنشهای سریع مدیریتی میشود. این الگو نه در تقابل با تجربه مدیران، بلکه در تکامل آن عمل کرده و از طریق یادگیری ماشین، دانش عملی را به نسل بعدی تصمیمسازان منتقل میکند. اهمیت مدیریت دادهمحور در بهبود بهرهوری، کاهش هزینهها، ارتقای شفافیت و کاهش ریسک باعث شده است که استفاده بهینه از دادههای برخط و سابقه، به یک ضرورت در سازمانهای پیشرو تبدیل شود. تحقق این رویکرد مستلزم نقشه راه هوشمندسازی، زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری توانمند و نیروهای متخصص است. تجربه شرکت فولاد خوزستان نشان میدهد که سرمایهگذاری نظاممند بر اتوماسیون و زیرساختهای داده میتواند زمینهساز تحول دیجیتال و بهبود معنادار در عملکرد تولید، مالی و مدیریتی شود و مسیر رشد آینده را بر مبنای توسعه هوشمند دادهها هموار کند.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- زیرساخت
مدیریت دادهمحور به عنوان یک رویکرد راهبردی در مواجهه با ریسکها و عدم قطعیتهای محیط صنعتی، به ویژه در گستره وسیع و پیچیده بخش معدن و صنایع معدنی به شمار میآید. در واقع دادهها در حال حاضر به مبنایی برای تصمیمگیری آگاهانه، پیشنگر و قابل پایش تبدیل شدهاند. این رویکرد در منطقه ویژه اقتصادی صنایع معدنی و فلزی خلیجفارس، با توجه به تمرکز بالای صنایع انرژیبر و نقش این منطقه در تسهیل مسیر توسعه صنعتی، از جایگاه ویژهای برخوردار است. مدیریت دادهمحور در این منطقه ویژه اقتصادی، امکان برنامهریزی پیشدستانه برای توسعه زیرساختها، جلوگیری از ایجاد گلوگاههای پرهزینه، ارتقای کیفیت سیاستگذاری و افزایش جذابیت سرمایهگذاری را فراهم میکند. همچنین با یکپارچهسازی دادههای صنایع مستقر، زمینه شکلگیری هوش جمعی، افزایش هماهنگی اکوسیستم صنعتی و پایش نظاممند عملکرد نیز در سطح منطقه ویژه فراهم و در نهایت با بهبود حکمرانی توسعه صنعتی از سوی منطقه ویژه خلیجفارس، مسیر دستیابی به توسعه پایدار نیز در این منطقه هموار میشود.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- آهن اسفنجی
در شرایطی که ناترازی و محدودیتهای مصرف حاملهای انرژی و افزایش هزینهها، پایداری تولید در زنجیره فولاد را با چالش مواجه کرده است، شرکت پارس فولاد سبزوار با اهتمام به توسعه کیفی و ارتقای بهرهوری، مسیر متفاوتی را برگزیده است. این شرکت با اتکا به فناوری میدرکس (midrex)، هوشمندسازی فرایندها، مدیریت زنجیره تامین و اجرای برنامههای نگهداری پیشگیرانه، نهتنها از ظرفیت اسمی تولید عبور کرده، بلکه همزمان رشد فروش و درآمد را نیز تجربه کرده است. سرمایهگذاری در احداث نیروگاه خورشیدی و پروژههای بازیافت انرژی نیز نشان میدهد رویکرد این شرکت معطوف به افزایش تولید نیست، بلکه با هدف تثبیت سودآوری پایدار و تقویت تابآوری در برابر ناترازی انرژی دنبال میشود.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴
- یادداشت
- محصولات میانی فولاد خام
در شرایطی که ناترازی انرژی، چرخهای صنعت فولاد را از حرکت بازداشته و بسیاری از تولیدکنندگان را به تعطیلی یا کاهش چشمگیر تولید کشانده است، شرکت آهن و فولاد ارفع مسیری متفاوت را برگزید؛ مسیری که در آن پذیرش آگاهانه هزینههای کوتاهمدت برای حفظ پایداری عملیاتی، به یک استراتژی برنده تبدیل شد. این شرکت با خرید برق با نرخ بالاتر از شبکه و سرمایهگذاری برای کاهش توقفات، نهتنوسان تولید خود را به حداقل رساند، بلکه توانست در ده ماهه نخست سالجاری، تولید شمش فولادی را با ۲۱ درصد رشد نسبت به مدت مشابه به بیش از ۷۳۸ هزار تن برساند. روایت «ارفع» در سال ۱۴۰۴، داستان تبدیل تهدید انرژی به فرصتی برای جهش تولید، تثبیت سودآوری و حفظ زنجیرهای از مشاغل وابسته است؛ الگویی که نام این شرکت را بهمثابه نماد پایداری در اقتصاد ایران ثبت کرد.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴