مشاهده بیشتر
سرانه مصرف مس و شدت مصرف مس آن بهعنوان شاخصهای مکمل، امکان تحلیل روندهای توسعه اقتصادی کشورهای مختلف را فراهم میکنند. مطالعات نشان میدهد که اگرچه سرانه مصرف مس در کشورهای توسعهیافته در سطوح بالایی قرار دارد، اما رشد این شاخصها به سبب اشباع زیرساختها در آنها، با کاهشهای ملایمی همراه بوده است. شدت مصرف مس نیز که بهطور کلی کاهش یافته است، در کشورهایی مانند چین که در حال صنعتی شدن هستند بالاترین مقدار را دارد، در حالی که این رقم در کشورهای توسعهیافته به دلیل بهبود بهرهوری صنعتی و نقش غالب بخش خدمات در تولید ناخالص داخلی مقدار کمتری دارد. این یافتهها نشاندهنده تنوع الگوهای مصرف منابع در مسیر توسعه اقتصادی است.
صنایع فلزی کشورهای حاشیه خلیج فارس طی دو دهه اخیر رشد قابل توجهی داشتهاند و نقش مهمی در تنوعبخشی اقتصادی منطقه ایفا میکنند. البته ریشه توسعه این صنایع را میتوان در روند فزاینده توسعه زیرساختهای شهری و صنعتی در کشورهای این منطقه جستوجو کرد که منجر به ایجاد بازار مصرف مهمی برای فلزات حیاتی شده است. در بخش آلومینیوم، پنج شرکت اصلی در امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و عمان، ظرفیت تولید منطقه را به حدود ۶.۴ میلیون تن رساندهاند که در تمامی فعالیتهای صنعتی این کشورها، تمرکز بر بهرهوری، محصولات با ارزش افزوده بالاتر و آلومینیوم کمکربن مورد توجه قرار گرفته است. صنعت فولاد نیز عمدتا در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان توسعه یافته و تولید فولاد خام در این سه کشور، مجموعا از ۳.۸ میلیون تن در سال ۲۰۰۰ به ۱۶.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ رسیده است. تولید مس در این منطقه نیز توسط عمان و عربستان سعودی هدایت میشود اما با توجه به محدودبودن دامنه تولید در آنها، عمده کشورهای این منطقه برای تامین نیاز خود به محصولات گروه مس، به واردات متکی هستند.
بازار مصرف فلزات، یکی از نشانگرهای مهم سطوح رشد اقتصادی و رونق صنعتی کشورهاست که ارتباط نزدیکی با سطح توسعهیافتگی، گستردگی صنایع و کیفیت زیرساختها در هر کشور دارد. در ایران نیز طی دهه اخیر، رشد صنعتی و متعاقبا بازار مصرف فلزات تا حد زیادی بهصورت همسو با یکدیگر حرکت کردهاند؛ افزایش فعالیتهای ساختوساز، توسعه صنایعی از قبیل خودروسازی و تولید ماشینآلات صنعتی و همچنین گسترش زیرساختهای انرژی از جمله عواملی بودهاند که تقاضای داخلی برای فولاد، آلومینیوم و مس را افزایش دادهاند. با این حال، تحولات اخیر و بروز تغییراتی در روند تقاضا برای این فلزات در برخی بازارهای سنتی نظیر ساختمان، نشان میدهد که بازنگری در ساختار بازار مصرف فلزات و هدایت آنها به سمت صنایع پاییندست و محصولات با ارزش افزوده بالاتر میتواند ضمن جلوگیری از خامفروشی، فرصتهای جدیدی را برای خلق ثروت در اقتصاد ایران ایجاد کند.
آلومینیوم امروز به ستون فقرات اقتصاد مدرن تبدیل شده و جایگاه خود را در زنجیره ارزش جهانی تثبیت کرده است. روند مصرف آن در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، بازتابی از سطح توسعه صنعتی، ظرفیتهای زیرساختی و توانمندیهای نوآورانه اقتصادهاست. نقش آلومینیوم در حملونقل، ساختمان، فناوری و انرژیهای نو، نه تنها محرک رشد اقتصادی و اشتغال، بلکه شاخصی برای سنجش رقابتپذیری ملی و توسعه پایدار است. اهمیت این فلز در شکلدهی اقتصاد مدرن، جایگاه آن را در تصمیمگیریهای استراتژیک جهانی تثبیت کرده است.
مصرف انرژی و بهرهوری آن از شاخصهای کلیدی در تحلیل توسعه اقتصادی و رفاه جوامع به شمار میرود. سرانه مصرف انرژی و شدت مصرف انرژی، به ترتیب نشاندهنده میزان انرژی مورد استفاده به ازای هر فرد و مقدار انرژی مصرفی برای تولید یک واحد تولید ناخالص داخلی هستند و میتوانند تصویری روشن از کیفیت رشد اقتصادی کشورها ارائه دهند. بررسی روندهای جهانی نشان میدهد که کشورهای توسعهیافته توانستهاند با بهبود بهرهوری و بهکارگیری فناوریهای کممصرف، سرانه مصرف و شدت مصرف انرژی را به تدریج کاهش دهند، در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این شاخصها همچنان افزایشی است. پیشبینیها حاکی از آن است که مصرف انرژی جهانی و تقاضای برق در دهههای آینده افزایش خواهد داشت، اما بهرهوری و اصلاح ساختار اقتصادی میتواند شدت و سرانه مصرف انرژی را کنترل کند. تحلیل این شاخصها، همراه با دادههای عددی و روندهای بلندمدت، ابزاری مؤثر را برای ارزیابی توسعه پایدار و برنامهریزی انرژی در سطح جهانی فراهم میآورد.
تحلیل فرایند توسعه اقتصادی در جهان نشان میدهد که مصرف مواد پایه صنعتی همچنان میتواند سرنخهای مهمی از مسیر رشد کشورها ارائه دهد. در این چارچوب، فولاد بهعنوان یکی از نهادههای بنیادین صنعتی، امکان بررسی پیوند میان ساختار اقتصادی و الگوی توسعه را فراهم میکند. بررسی شدت مصرف فولاد نسبت به تولید ناخالص داخلی بیانگر آن است که این شاخص در اغلب مناطق جهان روندی کاهشی را تجربه کرده که بازتابدهنده افزایش بهرهوری، اشباع زیرساختی و تغییر ترکیب فعالیتهای اقتصادی است. از سوی دیگر، سرانه مصرف فولاد میان کشورها و مناطق مختلف رفتارهای متفاوتی دارد؛ اقتصادهای نوظهور با رشد سریع سرانه مصرف فولاد مواجه بودهاند، در حالی که در اقتصادهای پیشرفته این شاخص به سطحی پایدار یا کاهشی رسیده است. نتایج نشان میدهد که توجه به جهت و شتاب تغییرات این شاخصها، بیش از مقادیر مطلق آنها، برای درک مرحله توسعه اقتصادی کشورها ضروری است.
فلزات همواره نقشی محوری در شکلگیری و توسعه اقتصاد جهانی داشتهاند و این نقش با گسترش صنعتیشدن و توسعه زیرساختها پررنگتر شده است. در میان فلزات صنعتی، فولاد، آلومینیوم و مس بهعنوان پرمصرفترین و اثرگذارترین فلزات، جایگاهی کلیدی در اقتصاد امروز دارند. فولاد با اتکا به کاربرد گسترده در ساختوساز، زیرساختها و صنایع سنگین، همچنان ستون فقرات توسعه فیزیکی کشورها محسوب میشود. آلومینیوم به دلیل سبکی، مقاومت و قابلیت بازیافت، بهویژه در صنایع حملونقل و خودروسازی، نقش فزایندهای یافته و با رشد خودروهای برقی تقاضای آن رو به افزایش است. مس نیز بهواسطه رسانایی بالای الکتریکی و حرارتی، عنصری حیاتی در برقیسازی، شبکههای انرژی و انتقال داده بهشمار میرود. روندهای جهانی نشان میدهد که همزمان با رشد اقتصادهای نوظهور و گذار انرژی، بازار مصرف این فلزات در دهههای آینده همچنان پویا و راهبردی باقی خواهد ماند.
موضوع توسعه صنعتی در چند دهه گذشته همواره یکی از سرفصلهای مهم در گفتمانهای رشد اقتصادی کشور بوده است. با این حال نگاهی به آمارها نشان میدهد که رشد بخش صنعت در ایران بیشتر معطوف به حوزههای بالادستی از جمله صنایع معدنی و فلزی بوده و صنایع پاییندستی نظیر ساختمان، خودروسازی، ماشینسازی و لوازم برقی و الکترونیکی تحول چشمگیری را تجربه نکردهاند. این موضوع عملا موجب شده تا زنجیره ارزش فلزات در کشور ناقص بماند و ایران از جنبه شاخصهای بازار مصرف فلزات جایگاه مناسبی را در میان کشورهای توسعهیافته و درحال توسعه جهان نداشته باشد. تصویر «قوری فلزی» روی جلد نیز، نمودی از همین مسئله است؛ جایگاه نازل ایران در حوزه صنایع پیشرفته و هایتک متاثر از فعال نشدن و در اصطلاح «دمنکشیده» بودن پتانسیلها و ظرفیتها که موجب شده است تا تولید صنعتی کشور در سطح خامفروشی و یا تولید محصولات با ارزشافزوده پایین باقی بماند.
مقوله توسعه اقتصادی که طی چند دهه اخیر بیشتر بر سر زبانها افتاده و جایگاه ویژهای پیدا کرده، مفهومی چندبعدی است که فراتر از رشد تولید ناخالص داخلی یا درآمد سرانه بررسی میشود و شامل بهبود رفاه اجتماعی، آموزش، سلامت و بهرهوری نیروی کار است. شاخصهایی مانند سرانه تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه، تصویر کلی را از وضعیت اقتصادی کشورها ارائه میدهند، اما به تنهایی نشانگر کیفیت زندگی و توزیع عادلانه ثروت نیستند. همچنین شاخصهایی مانند ارزش افزوده به ازای هر نیروی کار و شاخص توسعه انسانی (HDI) توانایی کشورها در ایجاد رفاه، بهرهوری و توسعه انسانی را روشن میکنند. بررسی روند کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه نشان میدهد که رشد اقتصادی بالا بدون ارتقای بهرهوری و کاهش نابرابری، تضمینی برای توسعه پایدار نیست و توسعه واقعی زمانی محقق میشود که اقتصاد و جامعه بهطور همزمان پیشرفت کنند.
در دهههای اخیر، تجارت خارجی ایران دستخوش تغییرات چشمگیری شده و در کنار صادرات نفت، سهم کالاهای غیرنفتی در اقتصاد کشور روبهافزایش بوده است. ایران با بهرهمندی از موقعیت ژئوپلیتیکی استراتژیک و دسترسی به بازارهای مهم منطقهای، توانسته است تا جایگاه خود را در تجارت منطقهای تقویت کند. در این میان، فلزات اساسی و پایه بهویژه فولاد، آلومینیوم و محصولات معدنی فرآوریشده به یکی از مهمترین ارکان صادرات غیرنفتی ایران تبدیل شدهاند. رشد ظرفیت تولید، مزیت انرژی و مواد اولیه و همچنین نزدیکی به بازارهای پرتقاضایی مانند عراق، ترکیه و پاکستان، موجب شده است تا سهم فلزات از ارزش صادرات ایران طی دو دهه گذشته بهطور پیوسته افزایش یابد. تداوم این روند میتواند مسیر تنوعبخشی اقتصادی را هموارتر و جایگاه ایران را بهعنوان تامینکننده اصلی فلزات در منطقه تثبیت کند. در این میان از حضور قدرت نوظهوری به نام چین در منطقه خاورمیانه نباید غافل بود، چرا که این کشور به سبب برخورداری از مزیتهای رقابتی خود، بخش مهمی از بازارهای همسایه ایران را تحت هدایت خود درآورده و از این نظر به رقیب قدرتمندی برای ایران تبدیل شده است.
در دو دهه اخیر، عمان با تکیه بر موقعیت استراتژیک خود در مسیرهای اصلی دریایی خاورمیانه و توسعه گسترده زیرساختهای بندری، به یکی از قطبهای روبه رشد تجارت کالا در منطقه تبدیل شده است. افزایش پروژههای عمرانی، صنعتی و توسعه مناطق آزاد باعث رشد پایدار تقاضا برای طیف وسیعی از کالاها، به ویژه فلزات اساسی مانند فولاد، آلومینیوم و مس شده است. همین روند، عمان را به بازاری جذاب و دارای پتانسیل بالا برای تامینکنندگان منطقهای و بینالمللی تبدیل کرده است. با توجه به استمرار توسعه اقتصادی عمان و نقش فزاینده آن در شبکه ترانزیت و تجارت دریایی، انتظار میرود که جذابیت این بازار در سالهای آینده بیش از پیش افزایش یابد و فرصتهای گستردهتری برای کشورهای منطقهای و یا حتی غیرمنطقهای از جمله ایران ایجاد شود.
ترکیه، آذربایجان و ارمنستان هر کدام نقش مهمی در تجارت منطقهای و فرامنطقهای دارند. ترکیه با موقعیت استراتژیک خود بین آسیا و اروپا، دسترسی به دریاهای سیاه و مدیترانه و عضویت در اتحادیه گمرکی با اروپا، یکی از بازیگران کلیدی در صادرات و واردات کالاهای صنعتی، فلزی و مصرفی است. آذربایجان با محوریت صادرات نفت و گاز و توسعه مسیرهای انتقال انرژی مانند باکو–تفلیس–جیحان، در امنیت انرژی منطقه نقش برجستهای دارد و بازار محصولات صنعتی وارداتی را نیز تقویت میکند. ارمنستان با تمرکز بر فناوری، صنایع تخصصی و ارتباط با اوراسیا، ظرفیتهای ترانزیتی و تجاری محدودی دارد اما موقعیت آن در مسیرهای ارتباطی منطقهای فرصتهایی برای توسعه تجارت فراهم میکند. این سه کشور در کنار صنایع متنوع و زیرساختهای ترانزیتی، بخش مهمی از شبکه اقتصادی قفقاز و خاورمیانه را شکل میدهند.