مشاهده بیشتر
پیشرفت هوش مصنوعی در دهه اخیر زمینهساز تحولات و شکلگیری روندهای مختلفی بوده است. روند تحولات زنجیرههای ارزش فلزاتی همچون فولاد و آلومینیوم از جمله موضوعاتی هستند که متاثر از فناوری هوش مصنوعی دچار تغییر و دگرگونی شدهاند. ابزارهای مبتنی بر این فناوری از یک سو، با افزایش میزان تولید، بهرهوری و سرعت کار و همچنین با کاهش هزینهها و میزان مصرف انرژی نقش مهمی در تکامل صنایع فلزی و بازار آنها ایفا میکنند. از سوی دیگر، بهکارگیری این ابزارها در راستای بهبود کیفیت تولید و برخورداری از مزایای آنها نیازمند مصرف فولاد و آلومینیوم است که در ساخت تجهیزات و سختافزارهای اجراکننده الگوریتمها به کار میروند. بنابراین میتوان گفت هر دو حوزه با تاثیرات متقابلی که بر هم دارند، میتوانند مسیر حرکت جهان و سایر روندهای اقتصادی، صنعتی و ... را با خود همسو کنند.
توسعه صنایع پاییندستی و حرکت به سمت حلقههای انتهایی زنجیره ارزش، یکی از الزامات اساسی برای خلق ارزش افزوده و تحقق رشد پایدار و موثر در ساختارهای اقتصادی است. در ایران نیز با توجه به وفور پتانسیلهای معدنی و انرژی، لزوم حرکت به سمت تولید محصولات نهایی در زنجیره ارزش فلزات اساسی کشور احساس میشود. البته اقداماتی قابل توجه در خصوص توسعه حلقههای پاییندستی زنجیره تولید فولاد، آلومینیوم و مس در دهه اخیر صورت گرفته که تداوم این تلاشها و اقدامات، مسیر دستیابی به رشد پایدار و خلق ثروت را در شرایط اقتصادی فعلی هموارتر خواهد کرد.
صنعت فولاد که از مهمترین محرکهای رشد زیرساختی و همچنین تولید ثروت در دنیا محسوب میشود، تغییر و تحولات عمیقی را در چند دهه گذشته پشت سر گذاشته است. به این معنا که رشد تولید و توسعه صنایع فولاد از اواخر قرن بیستم بیش از آن که تحت تسلط فولادسازانی همچون ایالات متحده آمریکا، اروپا و ژاپن باشد، توسط فولادسازان جدیدی از جمله چین و هندوستان و سایر کشورهای درحال توسعه هدایت شد. به نوعی میتوان گفت که صنایع فولاد یک گذار جغرافیایی را از کشورهای توسعهیافته و پیشرفته به کشورهای در حال توسعه طی کرد که این انتقال، منجر به بروز تغییرات قابل توجهی در زنجیره ارزش فولاد شد که البته تبعات منفی اقلیمی و زیستمحیطی قابل ملاحظهای را متوجه بازارهای جدید این محصول کرد.
در جهانی که تقاضای فزاینده برای فضاهای شهری، فشار بر زیرساختها را به سطحی بیسابقه رسانده و صنعت ساختمانسازی را به میدان رقابت برای دوام، بهرهوری و سازگاری محیطزیستی بدل ساخته، فولاد همچنان در جایگاه مادهای بنیادین، با بازتعریف کارکردها و همگرایی با فناوریهای نوین، به بازیگری چندبعدی در مسیر آینده ساختوسازهای مدرن تبدیل شده است. به عبارتی، ردپای فولاد در ساختار سازههای عظیم و سنگین، روکشهای سبک و قابل بازیافت سازگار با الگوهای سبز و نیازهای مهندسی، همچنان پررنگ، تطبیقپذیر و در حال گسترش باقی مانده است، به گونهای که شتاب شهرنشینی، تمایل به سبکسازی ساختمانها و پیشروی تکنولوژی، آن را بیش از پیش به نقطه کانونی تحولات آینده بدل ساختهاند.
در سالهای اخیر، نیروگاههای حرارتی بار اصلی تامین برق کشور را بر دوش کشیدهاند. با این حال، توسعه نیافتن ظرفیتهای این نیروگاهها همگام با روند رشد تقاضا موجب شده است که صنعت برق در زمان پیک مصرف قادر به تامین کامل نیاز کشور نباشد. گفتنی است که بخش عمده توسعه ظرفیتهای نیروگاهی در کشور به احداث نیروگاههای سیکل ترکیبی اختصاص داشته است که دلیل این مسئله بهرهوری بالاتر این نیروگاهها از انواع بخاری و گازی است. به نظر میرسد که لازم است رویکرد جدیدی در خصوص افزایش سرمایهگذاریها در حوزه توسعه ظرفیتهای برق کشور در دستور کار نهادهای بالادستی قرار گیرد تا صنعت برق، که ایران از مزیتهای بسیاری برای توسعه آن برخوردار است، به شرایطی پایدار برسد.
صنایع نظامی از جمله صنایعی در جهان محسوب میشوند که همواره با سرعت بالایی در حال رشد بودهاند. بدیهی است که با توجه به حساسیتهای بالای تجهیزات و محصولات این حوزه، ملاحظات بهخصوصی نیز برای مواد مورد استفاده در این صنعت وجود دارد. فولاد از جمله فلزاتی به شمار میآید که کاربردهای گستردهای را در این بخش پیدا کرده است. این مسئله، از تطابق بالای خواص گریدهای مختلف فولاد با نیازهای اساسی این حوزه حکایت دارد. گفتنی است که اهمیت بالای صنایع نظامی موجب تدوین استانداردهای ویژهای برای کاربرد مواد در این بخش شده است که تضمینی برای کارایی و کیفیت آنها در صنایع نظامی به حساب میآید.
فاکتورهای جمعيتی، در هر جامعه کوچک و بزرگ، از بسياری از عوامل متفاوت تاثير میپذیرند و بر بسياری از آنها نيز تاثیر میگذارند. فاکتور تعداد متوسط افراد خانوار يا به عبارتی، بعد خانوار يکی از انواع متنوع شاخصهای جمعيتی است که در حال حاضر در بسياری از نقاط دنيا و همچنين کشورمان در حال کاهش است. تغييرات اين شاخص جمعيتی تاثیرات بسیاری را بر بسياری از بازارها و صنايع کشور خواهد داشت. کالاهای بادوام مصرفی در منازل یکی از مواردی هستند که مسئله کوچک شدن خانوارها و افزایش تعداد خانوادههای کشور در اثر آن میتواند تاثیر دوچندانی را بر بازار مصرف آنها داشته باشد که این امر فرصت مناسبی را برای بخش صنعت کشور در زمینه ارتقای تولی و تامین نیاز داخلی فراهم میسازد.
روند رو به رشد حرکت اقتصاد کشورها به سمت فناوریهای نوین، موضوعی است که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری مشاهده میشود. صنعت هوافضا از جمله صنایعی است که توسعه آن برای آسانتر ساختن زندگی بشر و همچنین پیشرفت دانش و تکنولوژی روز، امری ضروری است. علاوه بر آن با توجه به نقش پر رنگ و حیاتی فلزات در صنعت هوافضا، توسعه این صنعت نقش بهسزایی در رونق بخشی به بازار فلزات کشور نیز خواهد داشت. اگرچه جای خالی توسعه بیشتر این حوزه در کشور همچنان ملموس است، اما با این حال گامهایی ارزشمند و رو به جلو در این مسیر و به خصوص در بخش فضایی برداشته شده است. بیتردید تداوم این روند و سرعت بخشیدن به این اقدامات میتواند جایگاه صنعت هوافضای کشور را در جهان، بیش از پیش ارتقا دهد و موجب رشد مصرف فلزات در کشور شود.
اهمیت بالای صنعت فولاد و نقش پررنگ آن در وضعیت اقتصادی جوامع، قابل چشمپوشی نیست. اگرچه مسائل زیستمحیطی مربوط به تولید این ماده به موضوعی جدی در میان جوامع بدل شده است، تصور حذف فولاد در آیندهای نزدیک امری دشوار به نظر میرسد. با این حال، محققان در تلاش برای یافتن رویکردهایی به منظور کاهش آلایندگی فولادند و حتی برای انتخاب مواد جایگزین آن نیز جستوجو کردهاند. شرایط حاکم بر بسیاری از مناطق درحالتوسعه جهان محرکی برای افزایش تقاضا در بازار فولاد محسوب میشود و به نظر میرسد حذف فولاد دستکم در چند دهه آینده امکانپذیر نباشد
«اقتصاد چرخشی»، مفهومی است که در راستای ایجاد پایداری زیستمحیطی-اقتصادی شکل گرفته است. این مفهوم بر ساماندهی فعالیتهای اقتصادی کنونی به منظور حفظ ذخایر و منابع طبیعی در بلندمدت برای نسلهای آتی، به نحوی که خللی در وضعیت موجود ایجاد نشود، تاکید دارد. مفهوم «اقتصاد چرخشی» بر اصول چهارگانهای استوار است که از میان آنها، بازیافت پسماندها عنصر کلیدی محسوب میشود. صنعت فولاد از جمله صنایعی است که پتانسیل فوقالعاده بالایی برای ایفای نقش در حرکت جهان به سمت یک اقتصاد چرخشی دارد. آمارها نشان میدهد که در حال حاضر، تقریبا ۳۰ درصد فولاد جهان با استفاده از قراضه و مابقی با بهکارگیری سنگآهن تولید میشود. با این حال برآورد میشود که سهم قراضه در صنعت فولاد تا سال ۲۰۵۰، رشد کند و در بهترین حالت خود به نزدیک ۵۰ درصد برسد.
صنایع فلزی کشورهای حاشیه خلیج فارس طی دو دهه اخیر رشد قابل توجهی داشتهاند و نقش مهمی در تنوعبخشی اقتصادی منطقه ایفا میکنند. البته ریشه توسعه این صنایع را میتوان در روند فزاینده توسعه زیرساختهای شهری و صنعتی در کشورهای این منطقه جستوجو کرد که منجر به ایجاد بازار مصرف مهمی برای فلزات حیاتی شده است. در بخش آلومینیوم، پنج شرکت اصلی در امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و عمان، ظرفیت تولید منطقه را به حدود ۶.۴ میلیون تن رساندهاند که در تمامی فعالیتهای صنعتی این کشورها، تمرکز بر بهرهوری، محصولات با ارزش افزوده بالاتر و آلومینیوم کمکربن مورد توجه قرار گرفته است. صنعت فولاد نیز عمدتا در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان توسعه یافته و تولید فولاد خام در این سه کشور، مجموعا از ۳.۸ میلیون تن در سال ۲۰۰۰ به ۱۶.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ رسیده است. تولید مس در این منطقه نیز توسط عمان و عربستان سعودی هدایت میشود اما با توجه به محدودبودن دامنه تولید در آنها، عمده کشورهای این منطقه برای تامین نیاز خود به محصولات گروه مس، به واردات متکی هستند.
تحلیل فرایند توسعه اقتصادی در جهان نشان میدهد که مصرف مواد پایه صنعتی همچنان میتواند سرنخهای مهمی از مسیر رشد کشورها ارائه دهد. در این چارچوب، فولاد بهعنوان یکی از نهادههای بنیادین صنعتی، امکان بررسی پیوند میان ساختار اقتصادی و الگوی توسعه را فراهم میکند. بررسی شدت مصرف فولاد نسبت به تولید ناخالص داخلی بیانگر آن است که این شاخص در اغلب مناطق جهان روندی کاهشی را تجربه کرده که بازتابدهنده افزایش بهرهوری، اشباع زیرساختی و تغییر ترکیب فعالیتهای اقتصادی است. از سوی دیگر، سرانه مصرف فولاد میان کشورها و مناطق مختلف رفتارهای متفاوتی دارد؛ اقتصادهای نوظهور با رشد سریع سرانه مصرف فولاد مواجه بودهاند، در حالی که در اقتصادهای پیشرفته این شاخص به سطحی پایدار یا کاهشی رسیده است. نتایج نشان میدهد که توجه به جهت و شتاب تغییرات این شاخصها، بیش از مقادیر مطلق آنها، برای درک مرحله توسعه اقتصادی کشورها ضروری است.