مشاهده بیشتر
درگیریهای ژئوپلیتیکی ارتباط نزدیکی با بازار صنایع معدنی به عنوان سنگبنای توسعه اقتصادی کشورها دارند و کشورهای غنی از منابع در جریان رویدادهای ژئوپلیتیکی با اعمال تحریمهای تجاری، اختلالاتی در زنجیره تامین جهانی به وجود میآورند. به طور مثال روسیه به عنوان یکی از کشورهای غنی برخوردار از پتانسیلهای معدنی از جمله زغالسنگ و نیکل شناخته شده است. با این حال در چند سال گذشته متاثر از تحریمهای تجاری اتحادیه اروپا در پاسخ به تنش میان این کشور و اوکراین نوساناتی در بازارهای صادراتی صنایع معدنی خود از جمله زغالسنگ و نیکل تجربه کرده است. این مساله موجب شده است تا روسیه عرضه مواد معدنی خود را به بازارهای جایگزین از جمله آسیا هدایت کند، به طور مشابه اتحادیه اروپا نیز همواره در تلاش است تا شکاف تامین صنایع معدنی خود را از طریق ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای غنی از منابع پر کند.
صنعت خودروسازی بهعنوان یکی از صنایع استراتژیک جهان، از گذشته تاکنون تحولات بسیار زیادی را تجربه کرده است. از تحول در قسمتهای مختلف یک خودرو گرفته تا تغییرات موتور و پیشران آنها، همه به منظور رفاه و بهبود کیفیت زندگی انسانها انجام شدهاند. ایجاد تحولاتی در ساخت باتری اتومبیلها، منجر به تولید خودروهای برقی و هیبریدی شد که انقلابی بزرگ در این صنعت محسوب میشوند. تولید این خودروها نسبت به خودروهای بنزینی در طی دهه گذشته افزایش یافته و به دنبال رویکرد جهانی کاهش مصرف سوختهای فسیلی، روز به روز بر تولید آنها افزوده میشود. پیشبینیها از آیندهای با خودروهای برقی و هیبریدی بیشتر و کاهش فروش خودروهای بنزینی خبر میدهند. همچنین هیدروژن به عنوان یک سوخت پاک در جهان، گزینهای است که فراگیرشدن آن منوط به توسعه بیشتر و کاهش برخی هزینهها برای استفاده از این سوخت پاک در جهان خواهد بود.
در حال حاضر، انرژی هستهای ۱۰ درصد از سبد برق جهان را تشکیل میدهد. در واقع توانایی این بخش در تولید الکتریسیته پایدار و قابل اعتماد، آن را به مکملی برای انرژیهای تجدیدپذیر و جایگزینی مناسب برای سوختهای فسیلی تبدیل کرده و از آنجایی که انتشار گازهای گلخانهای را در مقایسه با سایر منابع به حداقل میرساند، در استراتژی کمکربن بسیاری از کشورها گنجانده شده است. این امر به ویژه در کشورهایی مانند فرانسه، اسلواکی و بلژیک مشهود است که انرژی هستهای بخش قابل توجهی از عرضه برق را به خود اختصاص میدهد. در حالی که اهمیت انرژی هستهای در تولید برق ایالات متحده آمریکا و چین برکسی پوشیده نیست، سهم کمتری از ترکیب برق این کشورها را به خود اختصاص میدهد.
طی چند دهه گذشته اقتصادهای نوظهور نقشی محوری در اقتصاد جهانی ایفا کردهاند و به عنوان موتور توسعه تکنولوژی و نوآوری، رشد قابل توجهی را برای اقتصاد به ارمغان آوردهاند. پیشبینیها نیز از این موضوع حکایت دارند که بازارهای نوظهور به عنوان بازیگران کلیدی، صحنه اقتصاد جهانی را در آینده هدایت خواهند کرد. به طور مثال، برخی اقتصادهای نوظهور از جمله هندوستان با نرخ رشد متوسط ۵.۹ درصدی به سومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل خواهند شد و برخی اقتصادهای نوظهور دیگر از جمله ویتنام، فیلیپین و ... رشد اقتصادی قابل توجهی را تجربه خواهند کرد. البته اوضاع در کشورهای توسعهیافته کنونی کمی متفاوت است و به نظر میرسد کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، فرانسه و ... رشد اقتصادی کندی را پیش روی خود داشته باشند.
روندهای نامطلوب جمعیت در چند دهه اخیر شرایط جدیدی را در جهان به وجود آورده که در آن، کشورهایی که به طور مداوم در مسیر توسعه و تکامل صنعتی جهان قدم برداشتهاند، به دلیل کندی رشد جمعیت نقش کمرنگتری در مسیر صنعتیشدن جهان ایفا میکنند. در مقابل کشورهایی که دارای نرخ بالای رشد جمعیت هستند با دسترسی به بازارهای بزرگ مصرفکننده داخلی و بهرهوری بالای بخشهای صنعتی از جنبه نیروی کار، در حال تثبیت جایگاه خود در صحنه اقتصاد جهان هستند. به طور مثال، در مقابل کاهش سهم اقتصادهای اروپایی و ژاپن از بخش صنعت و ساختمان جهان سهم کشورهایی مانند هندوستان و کشورهای جنوب صحرای آفریقا در حال افزایش است و به نظر میرسد که چشمانداز توسعه صنعتی و شهری جهان در آینده عمدتا توسط این کشورها هدایت شود.
برنامه توسعه پایدار که سناریوی انتشار کربن صفر در راس اهداف این برنامه قرار دارد، به یکی از موضوعات مطرح عصر حاضر تبدیل شده است. روندهایی همچون افزایش جمعیت و رشد تقاضای برق و همچنین افزایش دمای کره زمین به دنبال روند فزاینده توسعه صنعتی، لزوم جهتگیری به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و خودروهای برقی و همچنین کربنزدایی از صنعت را یادآور میشود که تحقق اهداف این برنامه جز با اختصاص سرمایه قابل توجه و حمایتهای مالی همهجانبه میسر نخواهد بود. از این رو، با بررسی آمار و تحلیل دادههای موجود، تا حد قابل قبولی میتوان مسیر حرکت جریان سرمایه به سمت این بازارهای نوظهور را پیشبینی کرد و مسیر واضحی از آن را در سالهای آتی به تصویر کشید.
در عصری که بازاندیشی در کارکردها و پایداری زیستمحیطی سنگبنای پیشروی در بخش معدن به شمار میآید، هوش مصنوعی همچون نیرویی جهتبخش و همهجانبه وارد عمیقترین لایههای این صنعت شده و از درون، سازوکارهای بهرهبرداری، ایمنی و زیستمحیطی را دستخوش تحولاتی بنیادین کرده است؛ تحولاتی که نه فقط در فناوریهای تحلیلی و دادهمحور، بلکه در روندهای سرمایهگذاری، رقابتهای ژئوپلیتیک و نیاز فزاینده به پاسخگویی به الزامات زیستمحیطی نیز معنا مییابند. بررسی این روند در دل خود، مسیر توسعه شرکتهای پیشگامی را روایت میکند که با جسارت تمام به استقبال این تحولات فناورانه رفته و پرده از چالشها، مقاومتها و پیچیدگیهایی برمیدارد که در مسیر ادغام این فناوری با بخش معدن رخ نمودهاند. آمارهای جهانی، روندهای نوآورانه، سهم مناطق مختلف، نقش بازیگران صنعتی و تحولات آتی بازار همچون قطعاتی از یک پازل بزرگ کنار هم قرار گرفتهاند تا تصویری روشن، جامع و تحلیلی را از آینده حوزهای ترسیم کنند که در افقهای پیشرو، بیش از سیستمهای مکانیکی بر واحدهای پردازش هوشمند استوار خواهد بود.
مصرف انرژی در صنعت ساختمان دارای دو الگوی مهم است؛ مصرف انرژی پس از تکمیل ساختمان و به هنگام بهرهبرداری از آن که با روشهای مختلفی بهینهسازی شده و مصرف انرژی نهفته که در واقع به مرحله تولید مواد اولیه و مصالح ساختمانی، حملونقل آنها و فرایندهای ساختوساز تعلق دارد. تلاش در راستای کاهش میزان مصرف این نوع انرژی، اثرات مثبت و پردامنهای را نهتنها برای صنعت ساختمان، بلکه برای تحقق توسعه پایدار و کاهش اثرات منفی زیستمحیطی و انتشار گازهای گلخانهای به همراه خواهد داشت.
تجارت جهانی محصولات کشاورزی، از دیرباز عاملی اساسی در تامین امنیت غذایی و رشد اقتصادی کشورها بوده که در دهههای اخیر علاوه بر پشت سرگذاشتن تحولات جغرافیایی گسترده، به یکی از ابزارهای موثر در معادلات ژئوپلیتیکی جهان نیز تبدیل شده است. در واقع کشورهای صادرکننده غلات و محصولات اساسی، از این مزیت بهعنوان اهرم فشار سیاسی و اقتصادی بهره میبرند؛ نمونه بارز آن جنگ روسیه و اوکراین است که اختلال در صادرات منطقه دریای سیاه، موجب جهش شاخص جهانی قیمت غذا (FFPI) در سال ۲۰۲۲ شد. همچنین در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱، افزایش قیمت جهانی مواد غذایی در نتیجه عواملی مانند خشکسالی در روسیه و گسترش تولید سوختهای زیستی از غلات، بحرانهایی را در بازار جهانی غذا ایجاد کرد. این تحولات نشان میدهد کشاورزی و تجارت مواد غذایی، نهتنها محرک رفاه اقتصادی، بلکه یکی از مولفههای قدرت و رقابت ژئوپلیتیکی در قرن بیستویکم نیز بهشمار میرود.
آلومینیوم امروز به ستون فقرات اقتصاد مدرن تبدیل شده و جایگاه خود را در زنجیره ارزش جهانی تثبیت کرده است. روند مصرف آن در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه، بازتابی از سطح توسعه صنعتی، ظرفیتهای زیرساختی و توانمندیهای نوآورانه اقتصادهاست. نقش آلومینیوم در حملونقل، ساختمان، فناوری و انرژیهای نو، نه تنها محرک رشد اقتصادی و اشتغال، بلکه شاخصی برای سنجش رقابتپذیری ملی و توسعه پایدار است. اهمیت این فلز در شکلدهی اقتصاد مدرن، جایگاه آن را در تصمیمگیریهای استراتژیک جهانی تثبیت کرده است.
گسترش زنجیرههای ارزش جهانی (GVCs) در طول چند دهه گذشته به رشد چند برابری فعالیتهای اقتصادی و تجاری جهان کمک کرده و بسیاری از کشورها را بر آن داشته است تا با تکیه بر پتانسیل تولید و افزایش نرخ مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی جایگاه خود را در صحنه اقتصاد جهان ارتقا ببخشند. در گذشته ایالات متحده آمریکا در کنار سایر اقتصادهای غربی پیشرفته اروپا و ژاپن به عنوان کشورهای پیشرو، زنجیرههای ارزش جهانی را هدایت میکردند. با این حال و در طول چند دهه گذشته با حضور چشمگیر برخی اقتصادهای نوظهور در بازارهای بینالمللی این روند به سمت کشورهایی مانند چین، هندوستان، ویتنام و ... متمایل شده است و این کشورها به طور مداوم تلاش میکنند تا از طریق ارتقای شبکههای تولید خود در زنجیرههای ارزش جهانی ایفای نقش کنند.
با شیوع ویروس کرونا از چین و گسترش آن به بسیاری از کشورهای جهان، موجی از ترس جوامع بشری را در بر گرفت و دولتها و سازمانهای بهداشتی را بر آن داشت تا با انجام اقدامات پیشگیرانه و محدودکننده، گسترش این ویروس را حداقل تا زمان کشف دارو یا واکسن به تعویق بیندازند. اما این نخستین باری نیست که یک بیماری، اینچنین موجب به هم ریختن اوضاع جهان میشود. از آغاز حیات بشر تاکنون، در مواردی متعدد، بیماریهای گوناگونی در سطح جهان گسترش یافتهاند که به سبب نبود دانش کافی در حوزه پزشکی و درمان، تلفات بسیاری را حتی در مقیاس میلیون نفر به بار آوردهاند. در گزارش پیشِ رو چند مورد از این بیماریها مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند.