مشاهده بیشتر
تورم، معضلی است که مستقیما بر سطح رفاه گیرندگان درآمدهای نقدی ثابت و صاحبان داراییهای سرمایهای به ترتیب تاثیر منفی و مثبت میگذارد. این در حالی است که اقتصاددانان معتقدند تورم بخشی از اقتصاد است و نمیتوان آن را حذف کرد. از این رو، صاحبان سرمایه در شرایط تورمی همواره بخشی از سرمایههای خود را به سرمایهگذاری امن اختصاص میدهند. بازار فلزات گرانبها یکی از امنترین بسترهایی است که معمولا در چنین دورههایی مورد استقبال سرمایهگذاران قرار میگیرد. بررسیها نشان میدهد که طلا به دلیل آن که بالغ بر ۹۰ درصد مصارف نهایی آن در تولید کالاهای سرمایهای است، مواقعی که تورم وارد سطوح نامتعارف خود میشود، بیش از سایر فلزات گرانبها مورد تقاضا قرار میگیرد. در حالی که فلزات نقره، پلاتین و پالادیوم به دلیل آن که کاربردهای صنعتی بیشتری نسبت به طلا دارند، در سبدهای پوشش تورمی سرمایهگذاران سهم کمتری دارند و یا اصلا در این سبد قرار نمیگیرند.
مطالعات انجامشده در خصوص شناسایی و اکتشافات میدانهای نفتی و گازی کشور نشان داده که ایران از پتانسیل بالایی برای استخراج و تولید ذخایر هیدروکربوری برخوردار است. همین امر موجب شده است که در چند دهه اخیر اقتصاد کشور بسیار به ارز حاصل از فروش سوختهای فسیلی وابسته باشد و این وابستگی بیش از حد به این بخش، اقتصادی بیمارگونه را برای کشور ایجاد کرده است، به طوری که هر گونه تغییر و تحول در بازارهای جهانی اقتصاد کشور را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. اگرچه در باب مقوله اقتصاد بدون نفت بسیار سخن گفته میشود و قطع وابستگی به نفت ضروری به نظر میرسد، با توجه به پیشبینی افزایش تقاضا برای نفت و گاز در آینده، نباید از پتانسیلهای این بخش در رونق اقتصادی کشور غافل بود. لازمه بهرهمندی از ظرفیتهای استخراج و پالایش نفت خام و گاز طبیعی سرمایهگذاری برای توسعه سایر حلقههای پاییندستی است.
مواد معدنی و فلزی مهمترین ماده مصرفی در بخشهای مختلف صنعت، ساختوساز و نیز زندگی روزمره انسان محسوب میشوند. به همین دلیل، همزمان با رشد جمعیت و توسعه صنعتی جهان، تقاضا برای مصرف این محصولات افزایش یافته است. در چنین شرایطی، ایران که ذخایر ارزشمند معدنی بزرگی را در خود جای داده است، با تکمیل زنجیرههای ارزش و تولید محصولات مختلف معدنی، میتواند به جایگاه مناسبی در بازارهای بینالمللی دست یابد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که شرایط فعلی بخش معدن و صنایع معدنی کشور فاصله قابلملاحظهای با ظرفیتهای موجود دارد.
ایران به لحاظ برخورداری از ذخایر نفت و گاز، جزو برترین کشورهای جهان محسوب میشود. مروری بر آمار مربوط به تجارت و تولید ناخالص داخلی بیانگر آن است که نفت و گاز سهم قابل توجهی از اقتصاد ایران دارند. در سال ۱۳۸۳، تقریبا ۷۷ درصد از حجم صادرات کشور مربوط به نفت خام و فرآوردههای آن و همچنین گاز طبیعی بوده که این رقم تا سال ۱۳۹۹ به حدود ۴۱ درصد کاهش یافته است. همچنین سهم گروه نفت از حجم اقتصاد ایران در فاصله زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۹ با کاهش ۱۴.۵ واحد درصدی به ۱۳.۵ درصد رسیده است. این آمارها نشان میدهد علیرغم اقدامات صورتگرفته، نفت و گاز همچنان نقش تعیینکنندهای در اقتصاد کشور دارد. وابستگی اقتصاد ایران به ذخایر طبیعی، کشور را به صورت بالقوه و بالفعل در معرض ابتلا به بیماری هلندی قرار داده است. بر این اساس، با توجه به این که درآمدهای نفتی از طریق بودجه عمومی دولت به اقتصاد تزریق میشود، لازم است تا در بودجهریزیهای سالانه توجه ویژهای به این موضوع شود.
امروز دیگر پیمودن مسیر توسعه صنعتی بدون دسترسی و تامین ماشینآلات و تجهیزاتِ مناسب میسر نیست. استفاده از ماشینآلات مناسب مزیتهای پرشماری را از جنبههای مختلف نظیر بهرهوری تولید و کاهش بهای تمامشده محصولات ایجاد میکند. فلزات بخش عمده وزن ماشینآلات و تجهیزات صنعتی را تشکیل میدهند. به همین دلیل، با رشد صادرات این محصولات، مقدار قابلتوجهی از فلزات مختلف با حداکثر ارزش افزوده به کشورهای خارجی صادر میشود. یکی از چالشهای اساسی امروز صنعت ماشینسازی کشور معضل تحریمها و دسترسی نداشتن به تکنولوژیهای روز است که موجب شده تا بهتدریج از ارزش صادرات ماشینآلات صنعتی کشور کاسته شود.
نفت و گاز طبیعی، فراتر از کاربردهای خود به عنوان منابع انرژی، به عنوان ورودیهای حیاتی برای صنایع تولیدی نیز مورد استفاده قرار میگیرند. با این حال، توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز طبیعی طی چند دهه گذشته روند عرضه و تقاضای این منابع حیاتی را تسهیل کرده است. البته باید توجه داشت که اگرچه بازار صنعت نفت و گاز به شدت تحت تاثیر روندهای حاکم بر اقتصاد جهانی مانند کربنزدایی و تنوعبخشی به سبد انرژی قرار دارد، اما از طرفی نیز با مطالعه روندها میتوان دریافت که حداقل تا چند دهه آتی، بازار نفت و گاز رونق و جایگاه استراتژیک خود را در تعاملات اقتصادی جهان حفظ خواهد کرد.
نساجی در کشور از قدمتی بسیار طولانی برخوردار است، به طوری که برخی از مورخان این هنر را به ایرانیان باستان نسبت دادهاند. امروزه نساجی به یک صنعت مولد و سازنده در جهان مبدل شده و چرخ اقتصاد بسیاری از کشورهای صنعتی را به حرکت درآورده است. این بخش، با تولید ارزش افزوده فراوان و افزایش سطح درآمدهای ملی، بخش عمدهای از منابع مالی این کشورها را تامین کرده و در ارتقای سطح توسعهیافتگی این کشورها موثر بوده است. با توجه به قدمت صنعت نساجی در کشور، انتظار میرود که این بخش بتواند در تولید ثروت نقشآفرین باشد. با این حال، وجود چالشهای فراوان در این صنعت موجب مغفول ماندن بسیاری از ظرفیتهای این صنعت در کشور شده است. با تمرکز بر برطرف کردن مشکلات نساجی و سرمایهگذاری در این صنعت، میتوان به آینده آن و ارزآوریاش برای کشور امیدوار بود.
انتخاب قطر به عنوان میزبان بیست و دومین جام جهانی در سال ۲۰۱۰ با مناقشات بسیاری در مورد زیرساختهای موجود، امنیت منطقه و دمای هوا در فصل برگزاری مسابقات همراه بود. کمبود زیرساختهای ورزشی و نبود استادیومهای با ظرفیت تعیین شده ۴۰ تا ۸۰ هزار نفری از سوی فیفا برای برگزاری مسابقات، تنها بخش کوچکی از مشکلات عدیده این کشور برای میزبانی از این تورنمنت به حساب میآمد. از طرفی سابقه میزبانی جامهای قبلی نشان از ورود انبوهی از طرفداران فوتبال به کشور میزبان دارد که متوسط آن نیز از جمعیت قطر فراتر بود و این مسئله، برای کشوری با حداقل زیرساخت به معنای مسیر طولانی و هزینههای کمرشکن برای میزبانی از یک رویداد جهانی یک ماهه است که بخش اعظم جریانهای درآمدی کوتاهمدت آن به جیب سازمان فراملیتی فیفا میرود.
در عصر مدرن، با توجه به رشد جمعیت و نیاز روزافزون به میوهها و سبزیجات متنوع و نیز گلها و گیاهان زینتی مختلف و دسترسی به آنها در تمامی فصول سال، در اختیار داشتن گلخانههای مدرن با تجهیزات بهروز به یکی از نیازهای ضروری کشورها تبدیل شده است. اگر چه در ایران پتانسیل بالایی نظیر اقلیمهای متنوع برای تولید محصولات باغی وجود دارد، برای افزایش بهرهوری و تولید پایدار محصولات باغی خارج از فصل و تولید محصولات در شرایط آبوهوایی خاص، توسعه گلخانهها مهم است. در سالهای اخیر، سرمایهگذاریهای گستردهای برای توسعه ظرفیتهای گلخانهای کشور صورت گرفته است. با توجه به حجم تجهیزات و تاسیسات گلخانهها، توسعه این واحدها به شکلهای مختلف موجب رشد مصرف فلزات خواهد شد.
صنعت ساختمانسازی در کشورهای درحالتوسعه صنعتی روبهرشد به شمار میرود و نقشی انکارناپذیر را در اقتصاد این کشورها ایفا میکند. این صنعت، فرصتهای مناسبی را برای ایجاد ارزش افزوده و تولید ثروت فراهم میآورَد. بهعلاوه، صنعت ساختمانسازی با صنایع پاییندستی و بالادستی مانند فلزات اساسی و کانیهای غیرفلزی ارتباط مستقیمی دارد و توسعه این صنعت، رشد و رونق سایر صنایع را به دنبال خواهد داشت. گفتنی است که صنعت ساختمان به طور مستقیم و غیرمستقیم فرصتهای شغلی فراوانی را ایجاد میکند. در ایران نیز صنعت ساختمانسازی سهم بالایی از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است و پتانسیلهای فراوانی برای رشد آن در کشور وجود دارد. با این حال، این صنعت از چالشهایی مانند سنتی بودن رنج میبرد.
سالهاست که وابستگی به نفت شرایط پرنوسانی را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده و تاثیرپذیری شدید درآمدهای نفتی از تکانههای جهانی و نیز شرایط تحریمی در سالهای اخیر ضربات شدیدی را بر پیکره اقتصاد ایران وارد آورده است. این در حالی است که توجه بیشتر به سایر بخشهای اقتصادی نظیر صنایع معدنی و فلزی و تکمیل زنجیرههای ارزش برای تولید محصولات نهایی میتواند گام بلندی در مسیر بهبود شاخصهای اقتصاد ایران باشد. در برنامههای توسعه کشور برای هریک از بخشهای اقتصاد و صنعت ایران، چشماندازها و اهداف مختلفی پیشبینی شده است که تحقق آنها میتواند وابستگی اقتصاد ایران به نفت را به حداقل برساند. در این گزارش، سناریوهای پیشِروی اقتصاد ایران در سالهای آتی مورد ارزیابی قرار میگیرد.
اقتصاد چرخشی در ایران از حد مطلوب فاصله زیادی دارد. از جمله مهمترین دلایل این مسئله میتوان به فقدان ثبات اقتصادی و ضعف قانونی برای مدیریت کالاهای فرسوده اشاره کرد. با این حال، بررسی وضعیت بازیافت و الگوی اقتصاد چرخشی در میان صنایع مختلف نشان میدهد که صنایع فلزی در کشور در مقایسه با سایر صنایع از وضعیت به نسبت بهتری برخوردار هستند. برآورد میشود در سال ۱۴۰۱، تقریبا ۱۶.۶ درصد از کل فولاد کشور از محل منابع ثانویه تامین شده باشد که در مقایسه با سال ۱۳۹۷، رشد ۲.۱ واحد درصدی را نشان میدهد. در سمت مقابل رشد عملکرد صنعت آلومینیوم نیز طی سالهای اخیر عمدتا بر پایه مصرف آلومینا شکل گرفته است. با این حال، وضعیت در خصوص صنعت مس چندان مطلوب نیست. مروری بر گزارشهای ارائهشده حاکی از آن است که اکثر تولیدکنندگان محصولات مسی در تامین قراضه با چالشهایی مواجه هستند که از جمله مهمترین آنها میتوان به بیثباتی در بازار قراضه مس اشاره کرد.