مشاهده بیشتر
صنعت فولاد که از مهمترین محرکهای رشد زیرساختی و همچنین تولید ثروت در دنیا محسوب میشود، تغییر و تحولات عمیقی را در چند دهه گذشته پشت سر گذاشته است. به این معنا که رشد تولید و توسعه صنایع فولاد از اواخر قرن بیستم بیش از آن که تحت تسلط فولادسازانی همچون ایالات متحده آمریکا، اروپا و ژاپن باشد، توسط فولادسازان جدیدی از جمله چین و هندوستان و سایر کشورهای درحال توسعه هدایت شد. به نوعی میتوان گفت که صنایع فولاد یک گذار جغرافیایی را از کشورهای توسعهیافته و پیشرفته به کشورهای در حال توسعه طی کرد که این انتقال، منجر به بروز تغییرات قابل توجهی در زنجیره ارزش فولاد شد که البته تبعات منفی اقلیمی و زیستمحیطی قابل ملاحظهای را متوجه بازارهای جدید این محصول کرد.
رشد شتابان روند برقیشدن اقتصاد جهانی، همراه با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش خودروهای برقی، چشمانداز تازهای را برای بازار جهانی مس ترسیم کرده است. این فلز کهن، به دلیل رسانایی بالا و نقش حیاتی در انتقال انرژی، اکنون به یکی از عناصر کلیدی گذار به اقتصاد کمکربن بدل شده است، به طوری که افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی، نوسازی شبکههای برق و جایگزینی ناوگان خودروهای درونسوز با خودروهای برقی، همگی موجب رشد تقاضای جهانی مس خواهند شد. در نتیجه، بررسی تحولات پیشرو برای پیشبینی نیازها و مدیریت پایدار منابع اهمیتی استراتژیک دارد.
تجارت افغانستان در سالهای اخیر تحت تاثیر شرایط سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی قرار داشته است و همچنان یکی از ستونهای اصلی تامین نیازهای داخلی آن محسوب میشود. روند ارزش واردات به این کشور طی دو دهه اخیر روندی افزایشی داشته و شامل محصولاتی نظیر سوخت و فرآوردههای نفتی، ماشینآلات، کالاهای ساختمانی، غلات، دارو، منسوجات و تجهیزات صنعتی است که عمدتا از پاکستان، چین، هندوستان و ایران وارد میشوند. این کشور با چالشهایی مانند وابستگی شدید به واردات، ضعف زیرساختهای حملونقل و محدودیتهای بانکی مواجه بوده، اما مسیرهای جدید ترانزیتی و همکاری با کشورهای منطقه فرصتهایی را برای توسعه تجارت به ویژه برای کشورهای همسایه ایجاد کرده است. در این میان، ایران نیز یکی از تامینکنندگان مهم کالا و مسیرهای ترانزیتی افغانستان محسوب میشود.
آزادسازی اقتصادی، فرایندی یکنواخت و قابل تعمیم به همه کشورها نیست. انتخاب ابزارهای آزادسازی بهشدت تحت تاثیر نوع و وفور منابع طبیعی، ظرفیت نهادی و حکمرانی و شرایط اقتصادی و مالی هر کشور قرار دارد. تجربه کشورهایی مانند نروژ، اندونزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان میدهد که دولتها، بسته به موقعیت خود، ترکیبهای متفاوتی از ابزارهای مالکیتی، قراردادی، مالی، بازارمحور و حاکمیتی را بهکار گرفتهاند. در حالی که برخی کشورها با اصلاح رژیمهای قراردادی و مالی در بخش منابع به جذب سرمایه و افزایش تولید پرداختهاند، برخی دیگر با حفظ مالکیت دولتی بر منابع، آزادسازی را به بخشهای غیرنفتی و ساختارهای تجاری و مالی منتقل کردهاند. بنابراین، برخورداری از نتایج مثبت آزادسازی اقتصادی به ویژه برای کشورهای منابعمحور، نه در تقلید از یک الگوی واحد، بلکه در انطباق هوشمندانه ابزارها با شرایط خاص هر کشور نهفته است.
صنعت نساجی، از لحاظ اشتغالزایی، یکی از مهمترین صنایع کشور محسوب میشود. این صنعت، که از قدمتی طولانی در ایران برخوردار است، به دلیل نیاز به سرمایهگذاری کمتر نسبت به سایر صنایع، نرخ بالای ارزش افزوده، پیوند با سایر بخشهای اقتصاد و بهکارگیری نیروهای انسانی قابلتوجه، دارای ظرفیتهای بالقوهای برای پیشرفت و نقشآفرینی در اقتصاد کشور است. بنابراین توجه به این صنعت و تدوین راهکارهای علمی و عملی برای توسعه آن اهمیت و ضرورت ویژهای در توسعه اقتصادی دارد. تولید داخلی ماشینآلات و تجهیزات نساجی از جمله عواملی است که میتواند نقش بسزایی در کاهش هزینهها، افزایش راندمان و بهبود کیفیت محصولات این صنعت ایفا کند و به همین سبب، سرمایهگذاری در تولید این ماشینآلات از اهمیت بالایی برخوردار است.
امروزه بسیاری از کشورها سعی دارند از طریق توسعه صنایع پتروشیمی خود، منابع خام انرژی را به محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل کنند، چنانکه در اغلب کشورهای توسعهیافته، عمده مبادلات تجاری در حوزه نفت و گاز بر مبنای محصولات تبدیلی و نهایی صورت میگیرد. فرایندهای تبدیل منابع نفت و گاز غالبا در مجتمعهای پتروشیمی، که دارای تاسیسات و تجهیزات پیشرفته هستند، صورت میگیرد؛ از این رو، میتوان گفت یکی از نخستین لازمههای توسعه صنعت پتروشیمی و جلوگیری از خامفروشی نفت و گاز، استفاده از تجهیزاتی دقیق و مطلوب است. هر قدر سهم تامین داخل تجهیزات پتروشیمی افزایش یابد، تقاضای داخلی برای فلزات نیز افزایش خواهد یافت. گزارش حاضر به بررسی انواع ماشینآلات و تجهیزات صنعت پتروشیمی میپردازد.
اگرچه در سالهای ابتدایی اختراع وسایل نقلیه مبتنی بر موتور الکتریکی، خصوصا در دهه ۱۹۰۰، استفاده از خودروهای برقی مدام در حال افزایش بود، بر خلاف خودروهای موتور احتراق داخلی، در دهههای بعدی، استفاده از این خودروها بهسرعت گسترش نیافت. این مسئله موجب شد مخترعان زیادی در توسعه این وسیله نقلیه نقشآفرینی کنند و گونههای مختلفی از این خودروها به بازار عرضه شوند. به طور کلی، در عصر حاضر، پیشرفت و گسترش استفاده از خودروهای الکتریکی مرهون تکنولوژی و توسعه فناوری است، زیرا به منظور بهبود و اصلاح عملکرد وسایل نقلیه برقی ابتدایی، انواع مختلفی از این خودروها اختراع شدند و تکامل یافتند.
تصویرکردن آینده اقتصاد جهان، که رویدادها و تصمیمات مختلف کوچک و بزرگ هر عامل اقتصادی با حرکتی دومینووار منجر به نتایج عظیم و گستردهای در سطح جهان میشود، آسان نیست و هر پیشآمد غیرمنتظره، هرچند با محدوده تاثیر کوچک، میتواند با تاثیری پروانهای کل جهان را در بر بگیرد و اعتبار پیشبینیها و دورنماهای تلقیشده قبلی از آینده را زیر سوال ببرد. اما با وجود همه این عدم اطمینانها، بر اساس سیاستگذاریهای بلندمدت دولتها و شرکتهای بزرگ جهانی و استراتژیهای اقتصادی اتخاذشده از جانب آنها، میتوان سمتوسویی برای آینده اقتصاد جهان تصور کرد و تخمینی از چالشها و فرصتهای پیشِرو داشت.
مزایای استفاده از تولیدات صنایع فضایی (ماهوارهها) از جمله فراهم کردن بسترهای ارتباطی پایدار و فراگیر در حوزههای مختلف همچون هواشناسی، حملونقل، منابع طبیعی و ارتباطات باعث شده است تا صنایع فضایی در سطح جهان مورد توجه قرار بگیرند. با آغاز عصر فضا و پیشرفتهای چشمگیر صنایع فضایی در سطح جهان، سایر صنایع و علوم مرتبط با صنایع فضایی به سرعت توسعه یافتند. خدمات ارائه شده توسط انواع ماهوارهها در حوزههای مخابراتی و ارتباطی و تاثیری که صنایع فضایی بر پیشرفت سایر صنایع و علوم مرتبط با این صنایع دارد باعث شد تا تعداد ماهوارهها و اشیا پرتاب شده به فضا از زمان آغاز عصر فضا تا کنون به صورت چشمگیری افزایش یابد.
صنعت گردشگری به عنوان بزرگترین صنایع خدماتی جهان در طول دهههای گذشته، با گسترش و تنوع مداوم مواجه بوده است، طوری که امروزه به یکی از بزرگترین و سریعترین بخشهای اقتصادی در جهان تبدیل شده است که توانسته اقتصاد بسیاری از کشورهای فقیر و درحال توسعه را تغذیه کند و روند رشد و توسعه را در آنها به حرکت درآورد. در واقع گردشگری تنها صنعتی محسوب میشود که بدون از دست دادن منابع طبیعی قابل توجه و صادرات هیچ گونه کالای مادی، برای کشورها کسب درآمد به ارمغان دارد.
اگرچه واضحترین پیامدهای بلایای طبیعی تلفات جانی و خسارات فیزیکی ناشی از آن است، اما نباید از ابعاد آثار اقتصاد کلان آن غافل بود. در واقع عرضه، تقاضا و توزیع درآمد، سه وجه مهم از اقتصاد محسوب میشوند که تکانه بلایای طبیعی به دامن آنها نیز میرسد. در واقع بلایای طبیعی را میتوان به عنوان رویدادهایی طبیعی تعریف کرد که با اختلال در عملکرد سیستمهای اقتصادی، تأثیر منفی قابل توجهی بر دارایی ها، عوامل تولید، تولید، اشتغال یا مصرف دارند.
در سال ۲۰۲۳ همزمان با بحران مالی آمریکا و پیشبینی رکود اقتصادی پیشرو، بازار فلزات نیز روند متفاوتی را در پیش گرفته، به طوری که در این شرایط تجارت و معاملات بسیاری از آنها در شرایط مبهمی قرار گرفته و یا کاهش یافته است. این امر موجب شده است تا بسیاری از سرمایهگذاران روی فلزات گرانبهایی مانند طلا و نقره سرمایهگذاری کنند. در حال حاضر قیمت طلا در ماههای اخیر به بالاترین مقدار خود در بیست سال گذشته رسیده و نقره نیز با افزایش قیمت چشمگیری از سال ۲۰۱۵ مواجه بوده است. با این حال پلاتین و پالادیوم، دو فلز گرانبهای دیگر که اغلب در صنایع هایتک کاربرد دارند روند نزولی قیمت را در بازه بحران مالی آمریکا داشتهاند. به نظر میرسد که طلا و نقره به سبب ماهیت سرمایهای در زمان رکود، تقاضای بیشتری نسبت به سایر فلزات گرانبها دارند و روند متفاوتی را در پیش میگیرند.