مشاهده بیشتر
در بستر تحولات چشمگیر و شتابانی که صنعت خودروسازی در دهههای اخیر پشت سر نهاده است، بازتعریف مفاهیم تولید، مصرف و نوآوری به مثابه ضرورتهایی اجتنابناپذیر جلوه میکنند؛ روندی که به واسطه سیاستهای راهبردی و سرمایهگذاریهای هدفمند در حوزه فناوریهای نوین، افزون بر آن که ساختارهای سنتی این صنعت را به چالش کشیده، تقاضا برای منابع معدنی و فلزی را نیز به گونهای بیسابقه افزایش داده است. در این میان، تقابل میان رویکردهای متفاوت اقتصادهای توسعهیافته و اقتصادهای نوظهور، دامنهای از سیاستهای مالی و غیرمالی را رقم زده است که هر کدام در مسیر شکلدهی به آینده خودروسازی، نقشی انکارناپذیر را بر عهده گرفتهاند. آشنایی با این سیاستها و بازتابهای عمیق آنها بر زنجیرههای تامین، به ویژه تقاضا برای فلزاتی که تا چندی پیش سهمی ناچیز در این صنعت داشتند، پنجرهای تازه به سوی درک پیچیدگیهای تحولات صنعتی گشوده است و ضرورت توجهی فراگیر به راهکارهای نوآورانه و پایدار را برجسته میسازد؛ موضوعاتی که تنها محدود به دنیای فناوری و اقتصاد نمیشوند و به نوعی راه مقابله با دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی در جهان امروز را پیشروی تولیدکنندگان میگذارند.
در کلیه خودروها، وزن خودرو یکی از عوامل تاثیرگذار در میزان مصرف سوخت به شمار میآید. این مسئله در خودروهای الکتریکی، که با انرژی برق حرکت میکنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. به همین سبب، استفاده از آلومینیوم در ساخت بدنه این خودروها بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. مس نیز، با توجه به ساختار خودروهای الکتریکی، دیگر فلز پرمصرف در تولید این وسایل نقلیه است. با توجه به استقبال از خودروهای الکتریکی در سالهای اخیر، پیشبینی میشود که تولید این خودروها در یک دهه آینده رو به افزایش باشد که این امر منجر به مصرف مقادیر زیادی مس و آلومینیوم در تولید خودروهای الکتریکی میشود. صاحبنظران بر این باورند که گسترش استفاده از این خودروها موجب تحولاتی جدید در بازار فلزات جهان خواهد شد.
در جهانی که تقاضای فزاینده برای فضاهای شهری، فشار بر زیرساختها را به سطحی بیسابقه رسانده و صنعت ساختمانسازی را به میدان رقابت برای دوام، بهرهوری و سازگاری محیطزیستی بدل ساخته، فولاد همچنان در جایگاه مادهای بنیادین، با بازتعریف کارکردها و همگرایی با فناوریهای نوین، به بازیگری چندبعدی در مسیر آینده ساختوسازهای مدرن تبدیل شده است. به عبارتی، ردپای فولاد در ساختار سازههای عظیم و سنگین، روکشهای سبک و قابل بازیافت سازگار با الگوهای سبز و نیازهای مهندسی، همچنان پررنگ، تطبیقپذیر و در حال گسترش باقی مانده است، به گونهای که شتاب شهرنشینی، تمایل به سبکسازی ساختمانها و پیشروی تکنولوژی، آن را بیش از پیش به نقطه کانونی تحولات آینده بدل ساختهاند.
در جهانی که شهرها هر روز وسیعتر، زیرساختها گستردهتر و انتظارات مهندسی پیچیدهتر میشوند، مس به مثابه عنصری حیاتی و چندوجهی، جایگاه خود را در قلب صنعت ساختمان بیش از هر زمان دیگری به رخ کشیده؛ فلزی که به واسطه رسانایی در سیستمهای الکتریکی، شکلپذیری در طراحیهای پیچیده، دوام بینظیر، مقاومت در برابر عوامل محیطی و سازگاری با اصول اقتصاد چرخشی، به انتخابی هوشمندانه در عصر پایداری بدل شده است. در حقیقت، تحلیل جایگاه مس در ساختمانسازی معاصر، از سهم چشمگیر آن در تقاضای جهانی و تمرکز جغرافیایی مصرف گرفته تا نقش بیبدیل بازیافت آن در پاسخگویی به نیازهای روزافزون و مزایای فنی و زیباشناختی این فلز در برابر سایر مصالح، تصویری جامع و دقیق از پیوند روزافزون میان مس و صنعت ساختمان ترسیم میکند؛ پیوندی که نه فقط آینده بازار این فلز، بلکه مسیر توسعه شهرها و سیاستگذاریهای صنعتی را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
حملونقل هوایی و کاوشهای فضایی یکی از مهمترین دستاوردهای بشر در صد سال اخیر به شمار میآید که به واسطه محقق شدن بزرگترین آرزوی بشر، یعنی پرواز به دست آمده است. اختراع اولین هواپیما که مدت زمان طولانی میتوانست در هوا پرواز کند، سرآغاز شکلگیری صنعتی جدید در جهان بود. امروزه صنعت هوافضا که به دو بخش هوایی و فضایی تقسیم میشود، طراحی، ساخت، آزمایش، فروش و نگهداری انواع هواپیما، بالگرد، موشک، ماهواره، فضاپیما و قطعات و زیرساختهای آنها را شامل میشود. این صنعت در حیات کوتاهمدت خود تحولات مختلفی را تجربه کرده است و هماکنون نیز روند توسعه را پرشتاب طی میکند.
فاکتورهای جمعيتی، در هر جامعه کوچک و بزرگ، از بسياری از عوامل متفاوت تاثير میپذیرند و بر بسياری از آنها نيز تاثیر میگذارند. فاکتور تعداد متوسط افراد خانوار يا به عبارتی، بعد خانوار يکی از انواع متنوع شاخصهای جمعيتی است که در حال حاضر در بسياری از نقاط دنيا و همچنين کشورمان در حال کاهش است. تغييرات اين شاخص جمعيتی تاثیرات بسیاری را بر بسياری از بازارها و صنايع کشور خواهد داشت. کالاهای بادوام مصرفی در منازل یکی از مواردی هستند که مسئله کوچک شدن خانوارها و افزایش تعداد خانوادههای کشور در اثر آن میتواند تاثیر دوچندانی را بر بازار مصرف آنها داشته باشد که این امر فرصت مناسبی را برای بخش صنعت کشور در زمینه ارتقای تولی و تامین نیاز داخلی فراهم میسازد.
مبادله و خرید و فروش کالاها از دیرباز از جمله فعالیتهای بشر برای تامین کالاهای مورد نیاز بوده است. در عصر جدید، این مبادلات و خرید و فروش محصولات شکل جدیدی به خود گرفتهاند. با نگاهی به سیر تحولات اماکن تجاری و بازرگانی، بهخوبی میتوان دریافت که رشد جمعیت و به دنبال آن افزایش تقاضا موجب شکلگیری نوع جدیدی از مراکز تجاری و بازرگانی شده است. امروزه عرضه و خرید کالاهای مورد نیاز یکی از جنبههای مراکز تجاری در نظر گرفته میشود و این اماکن از جنبههای دیگری مانند گردشگری، تفریح، تحولات اجتماعی و تغییر در سبک زندگی نیز بسیار مورد توجه هستند. احداث مراکز تجاری و بازرگانی، همانند سایر ساختمانها، باعث مصرف گسترده فلزات در کشور میشود.
صنایع غذایی و آشامیدنی در انتهای زنجیره تامین محصولات خوراکی قرار دارند و ارزش افزوده بالایی را ایجاد میکنند و به همین دلیل، به عنوان یکی از فعالیتهای مهم صنعتی، نقش بسزایی را در رشد اقتصادی دارند. این صنایع، به سبب اشتغال و درآمد فراوانی که برای نیروی انسانی فراهم میکنند، در تولید ناخالص داخلی کشور بسیار اثرگذارند. تولید محصولات غذایی و آشامیدنی و توتون و تنباکو، به دلیل تامین نیازها و خواستههای افراد جامعه، همواره روندی صعودی داشته است. این مسئله میتواند فرصتهای مناسبی را برای رشد اقتصادی و افزایش سهم این صنعت از تولید ناخالص داخلی کشور فراهم کند. با این حال، شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی کشور چالشهای زیادی را پیشِروی این صنعت قرار داده که موجب شده است صنایع غذایی و آشامیدنی کشور از جایگاه خود در بازارهای داخلی و بینالمللی دور بماند.
ارزش مصرف فلزات شاخصی کلیدی برای سنجش حجم منابع مالی جریانیافته در زنجیره تولید، توزیع و مصرف است و کاهش آن میتواند ناشی از افت فعالیت واقعی در صنعت، تغییر قیمتها یا تغییر فناوریهای ساخت باشد. صنعت ساختمان به سبب سهم قابل توجهی که از مصرف فلزات دارد، به طور مستقیم بر روند میزان و ارزش مصرف فلزات نیز تاثیرگذار است. کاهش ارزش مصرف فلزات به ویژه فولاد در حوزه ساختمان در کشور، عمدتا از رکود اقتصادی و تورم در فضای تولید و کسبوکار نشات میگیرد و دامنه تاثیرات آن به حوزههای خارج از ساختمان نظیر زنجیرههای شغلی و صنایع پاییندستی نیز تسری یافته است.
در بازار در حال توسعه، رقابتی و پرچالش کمپانیهای هواپیماسازی، پیشرفتهای چشمگیری در حوزه فناوری و ارائه محصولات کارآمدتر رقم خورده، به طوری که از دهه ۱۹۶۰ بازده این صنعت با ضریب بیش از ۳۰ برابر افزایش یافته است. علاوه بر آن افزایش بهرهوری صنعت هواپیماسازی و ظهور ناوگانهای مدرن و بهینهتر با کاهش مدام در هزینههای حملونقل هوایی محرکی کلیدی در توسعه صنعت هوانوردی بوده و سفر هوایی که زمانی به عنوان کالای لوکس و متعلق به طبقه مرفه جامعه به حساب میآمد، امروز به بخشی از زندگی طبقه متوسط جامعه تبدیل کرده است.
روند رو به رشد حرکت اقتصاد کشورها به سمت فناوریهای نوین، موضوعی است که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری مشاهده میشود. صنعت هوافضا از جمله صنایعی است که توسعه آن برای آسانتر ساختن زندگی بشر و همچنین پیشرفت دانش و تکنولوژی روز، امری ضروری است. علاوه بر آن با توجه به نقش پر رنگ و حیاتی فلزات در صنعت هوافضا، توسعه این صنعت نقش بهسزایی در رونق بخشی به بازار فلزات کشور نیز خواهد داشت. اگرچه جای خالی توسعه بیشتر این حوزه در کشور همچنان ملموس است، اما با این حال گامهایی ارزشمند و رو به جلو در این مسیر و به خصوص در بخش فضایی برداشته شده است. بیتردید تداوم این روند و سرعت بخشیدن به این اقدامات میتواند جایگاه صنعت هوافضای کشور را در جهان، بیش از پیش ارتقا دهد و موجب رشد مصرف فلزات در کشور شود.
صنعت هوافضا، از دیرباز به استفاده از فلزات مختلف متکی بوده است. از آنجایی که در این صنعت وزن پایین وسیله، یکی از فاکتورهای اصلی برای پرواز سریع و ایمن به شمار میآید، آلومینیوم بیش از سایر فلزات مورد توجه قرار گرفته است. در ابتدای ساخت ماشینهای پرنده، این فلز کمتر مورد استفاده قرار میگرفت، اما به مرور بخشهای مختلف وسایل حملونقل هوایی از آلومینیوم ساخته شد. در پروژه پرتاب اولین ماهواره نیز آلومینیوم تنها فلز مقاوم به اصطکاک و تغییرات دمایی بود. امروزه آلیاژهای آلومینیوم برای ساخت هرگونه هواپیمای مسافربری، نظامی، شاتل، موشک، ماهواره و ... از مواد اولیه اصلی به شمار میآید. حتی به جرئت میتوان گفت ارتقای صنعت هوایی و پیشرفت کاوشهای فضایی بدون این فلز امکانپذیر نبود. با این حال، ورود برخی مواد مقاوم در ساخت و تولید هواپیماها، فضاپیماها و ... میتواند در سالهای آتی موجب رشد کمشتاب تقاضای آلومینیوم در صنعت هوافضا شود.