مشاهده بیشتر
فناوری هستهای به عنوان یکی از تحولات نوین دهههای اخیر، تاثیرات متعدد قابل توجهی بر جوامع و مدیریت منابع کشورها گذاشته است و کاربرد آن تنها به تامین انرژی و تولید برق محدود نمیشود، بلکه در حوزههای بسیاری از جمله داروسازی و پزشکی، کشاورزی و دامداری، حفاظت از محیطزیست، باستانشناسی و همچنین اکتشافات فضایی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند و در بسیاری از موارد از جمله تامین غذا و انرژی، به نوعی حلال مشکلات و چالشها تلقی میشود.
چندین دهه است که تجارت جهانی فراتر از کشورهای پیشرفته، نقش متحولکنندهای در رشد اقتصادهای نوظهور داشته است که البته در خط مقدم این تحولات، چین قرار دارد که پس از پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) به بازیگری کلیدی در شبکه تجارت جهانی تبدیل شد. باید توجه داشت افزایش فعالیتهای تجاری در چین نه تنها به توسعه اقتصادی این کشور کمک کرده بلکه فرصتهایی را برای رشد فعالیتهای تجاری در سایر بازارهای نوظهور از جمله هندوستان، برزیل، مکزیک و... نیز فراهم آورده است. آمارها نیز حاکی از هستند که امروزه اقتصادهای نوظهور با شرکت در زنجیره تامین جهانی بیش از ۳۵ درصد از جریان صادرات و ۳۰ درصد از جریان واردات کالا را تشکیل میدهند.
رشد روزافزون جمعیت و در نتیجه آن برداشت بیحدوحصر از منابع آبی، بحران کمبود آب را در جهان به وجود آورده که به طور مداوم با پیامدهایی از جمله ناامنی غذایی در برخی کشورها همراه است. به طور مثال، اغلب کشورهای آفریقایی و برخی کشورهای جنوب آسیا از جمله هندوستان همواره بالاترین سطوح تنش آب و ناامنی غذایی در جهان را به خود اختصاص میدهند و به نظر میرسد ادامه روند روبهرشد جمعیت در این مناطق به تشدید این بحرانها دامن بزند.
در دورانی که سرمایهگذاریهای جهانی زیر سایه بیثباتیهای ژئوپولیتیکی، فشارهای اقتصادی و تحولات در تولید و تجارت بینالمللی بازتعریف میشوند، جریان سرمایهگذاریهای خارجی نیز متاثر از این دگرگونیها چهرهای تازه به خود گرفته است. سال ۲۰۲۳ با افتی محدود اما قابل توجه در حجم جذب سرمایهگذاری جهانی همراه بود، افتی که نهتنها بازتابی از فشارهای بینالمللی و محدودیتهای مالی را به تصویر کشید، بلکه جلوهای از واگراییهای منطقهای و تحول در مقصدها و منشاهای اصلی سرمایهگذاری را نیز نشان داد. با این وجود، تثبیت موقعیت ایالات متحده آمریکا در صدر جدول جذب و دارایی FDI، تا تحول نقش کشورهای در حال توسعه و افول جایگاه برخی از قطبهای سرمایهپذیری همچون هلند و بریتانیا، نشانی از تغییر در جهتگیری سرمایهها، فاصلهگیری از الگوهای پیشین و آغاز عصری نو در این عرصه مطابق با نظام نوین جهانی است. در این میان، ترکیب کشورهای پیشتاز در عرصه سرمایهگذاری مستقیم خارجی به سایر کشورها نیز با تحولاتی سرنوشتساز همراه بوده است، بهنحوی که بازیگرانی نوظهور نظیر سوئیس، سنگاپور و کانادا، در کنار قدرتهای اقتصاد جهانی سهمی فزاینده در جهتدهی به جریان سرمایهها یافته و حضوری برجسته در ساختار نوین سرمایهگذاریهای بینالمللی از خود برجای نهادهاند.
در بستر تحولات چشمگیر و شتابانی که صنعت خودروسازی در دهههای اخیر پشت سر نهاده است، بازتعریف مفاهیم تولید، مصرف و نوآوری به مثابه ضرورتهایی اجتنابناپذیر جلوه میکنند؛ روندی که به واسطه سیاستهای راهبردی و سرمایهگذاریهای هدفمند در حوزه فناوریهای نوین، افزون بر آن که ساختارهای سنتی این صنعت را به چالش کشیده، تقاضا برای منابع معدنی و فلزی را نیز به گونهای بیسابقه افزایش داده است. در این میان، تقابل میان رویکردهای متفاوت اقتصادهای توسعهیافته و اقتصادهای نوظهور، دامنهای از سیاستهای مالی و غیرمالی را رقم زده است که هر کدام در مسیر شکلدهی به آینده خودروسازی، نقشی انکارناپذیر را بر عهده گرفتهاند. آشنایی با این سیاستها و بازتابهای عمیق آنها بر زنجیرههای تامین، به ویژه تقاضا برای فلزاتی که تا چندی پیش سهمی ناچیز در این صنعت داشتند، پنجرهای تازه به سوی درک پیچیدگیهای تحولات صنعتی گشوده است و ضرورت توجهی فراگیر به راهکارهای نوآورانه و پایدار را برجسته میسازد؛ موضوعاتی که تنها محدود به دنیای فناوری و اقتصاد نمیشوند و به نوعی راه مقابله با دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی در جهان امروز را پیشروی تولیدکنندگان میگذارند.
ارزش مصرف فلزات شاخصی کلیدی برای سنجش حجم منابع مالی جریانیافته در زنجیره تولید، توزیع و مصرف است و کاهش آن میتواند ناشی از افت فعالیت واقعی در صنعت، تغییر قیمتها یا تغییر فناوریهای ساخت باشد. صنعت ساختمان به سبب سهم قابل توجهی که از مصرف فلزات دارد، به طور مستقیم بر روند میزان و ارزش مصرف فلزات نیز تاثیرگذار است. کاهش ارزش مصرف فلزات به ویژه فولاد در حوزه ساختمان در کشور، عمدتا از رکود اقتصادی و تورم در فضای تولید و کسبوکار نشات میگیرد و دامنه تاثیرات آن به حوزههای خارج از ساختمان نظیر زنجیرههای شغلی و صنایع پاییندستی نیز تسری یافته است.
تجارت جهانی محصولات زنجیره فولاد طی دو دهه اخیر دستخوش تغییرات اساسی شده و مرکز ثقل آن از اروپا و منطقه دریای سیاه بهتدریج به سمت آسیا و خاورمیانه منتقل شده است. افزایش سهم ASEAN، خاورمیانه و APTA در صادرات شمش و حرکت این مناطق بهسوی تولید محصولات نهایی با ارزش افزوده بالا نشاندهنده شکلگیری قطبهای جدید فولادی است. در مقابل، سهم اروپا و BSEC بهدلیل هزینههای بالا، مقررات سختگیرانه و ناپایداریهای ژئوپلیتیکی کاهش یافته است. این تحولات بیانگر بازآرایی زنجیره ارزش فولاد و نقش فزاینده تجارت منطقهای در تعیین مسیر آینده صنعت فولاد جهان است.
صنایع فلزی کشورهای حاشیه خلیج فارس طی دو دهه اخیر رشد قابل توجهی داشتهاند و نقش مهمی در تنوعبخشی اقتصادی منطقه ایفا میکنند. البته ریشه توسعه این صنایع را میتوان در روند فزاینده توسعه زیرساختهای شهری و صنعتی در کشورهای این منطقه جستوجو کرد که منجر به ایجاد بازار مصرف مهمی برای فلزات حیاتی شده است. در بخش آلومینیوم، پنج شرکت اصلی در امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و عمان، ظرفیت تولید منطقه را به حدود ۶.۴ میلیون تن رساندهاند که در تمامی فعالیتهای صنعتی این کشورها، تمرکز بر بهرهوری، محصولات با ارزش افزوده بالاتر و آلومینیوم کمکربن مورد توجه قرار گرفته است. صنعت فولاد نیز عمدتا در عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان توسعه یافته و تولید فولاد خام در این سه کشور، مجموعا از ۳.۸ میلیون تن در سال ۲۰۰۰ به ۱۶.۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ رسیده است. تولید مس در این منطقه نیز توسط عمان و عربستان سعودی هدایت میشود اما با توجه به محدودبودن دامنه تولید در آنها، عمده کشورهای این منطقه برای تامین نیاز خود به محصولات گروه مس، به واردات متکی هستند.
از دو صنعت معدن و ساختمان به عنوان موتور محرک اقتصاد کشورها یاد میشود. این دو صنعت، با قدمتی طولانی، نقش بسزایی در توسعه زیرساختی و صنعتی هر کشور ایفا میکنند. با توجه به حجم وسیع فعالیتهای این دو صنعت، ماشینآلات مورد استفاده در آنها از ویژگیهای خاصی برخوردار هستند و در زمره تجهیزات صنعتی پیشرفته جهان قرار میگیرند. در سالهای اخیر، سرمایهگذاریهای گستردهای در زمینه توسعه ظرفیتها و تولید ماشینآلات ساختمانی و معدنی کشور انجام شده، اما کماکان بخش معدن و ساختمان کشور تا حد زیادی وابسته به استفاده از ماشینآلات خارجی است.
بخش صنعت از مهمترین عرصهها در زمینه رشد و پیشرفت اقتصادی هر کشور به شمار میرود. کشورها عمدتا بر اساس عملکرد اقتصادی و در ادامه، در قسمتهای جزئیتری از قبیل صنعت و زیرشاخههای آن ارزیابی میشوند. پویایی این بخش نقش قابل توجهی در اقتصاد کشورهای جهان دارد. بنابراین توجه به عملکرد بخشهای مختلف صنعت، بهویژه تولید ماشینآلات و تجهیزات صنعتی، اهمیت دارد. از این رو، گزارش حاضر به بررسی تولید ماشینآلات و تجهیزات صنعتی و شاخص تولید آنها در جهان میپردازد.
در سالهای اخیر، استفاده از تلفنهای همراه بیش از پیش افزایش یافته، به طوریکه بسیاری از فعالیتهای تجاری، اجتماعی، آموزشی و ... از طریق این وسایل الکترونیکی امکانپذیر شده است. این امر بهخوبی افزایش تقاضا برای گوشیهای تلفن همراه را به تصویر میکشد. در ساخت تلفن همراه از مواد مختلفی استفاده میشود که فلزات مهمترین آنها به شمار میآیند. در بدنه و قطعات داخلیای همچون مدارهای مجتمع، بلندگوها، حسگرها و باتری، انواع فلزات پایه و گرانبها مانند مس، آلومینیوم، طلا و نقره استفاده میشود. یکی از دلایل استفاده از فلزات در ساخت موبایل، پایداری و دوام آنها در برابر خوردگی و ضربه است. اما ویژگی مهمتر فلزات برای کاربرد در تلفنهای همراه خاصیت رسانندگی بالای آنها به شمار میآید.
با پیشرفت علم و تکنولوژی در چند سده گذشته، استفاده از منابع متنوع انرژی به منظور تامین انرژی مورد نیاز در بخشهای صنعت، مصارف خانگی، حملونقل و ... رایج شده است. همزمان با رخداد انقلاب صنعتی اول، مصرف سوختهای فسیلی، که از قدیمیترین سوختهای رایج در جهان برشمرده میشوند، رو به افزایش رفت. نفت و گاز دو سوخت فسیلی مهم محسوب میشوند و همزمان با رشد اقتصادی جهان، تقاضا برای این دو منبع انرژی نیز افزایش یافته است. در سالهای اخیر، انتشار آلایندههای کربنیِ ناشی از سوختن منابع فسیلی موجب شده است که برای کاهش سهم نفت و گاز از سبد انرژی جهان اقدام شود. با این حال، همچنان نفت و گاز از مهمترین منابع تامین انرژی محسوب میشوند و در سال ۲۰۲۰ سوختهای فسیلی در مجموع سهمی ۸۴ درصدی از سبد انرژی جهان را به خود اختصاص دادهاند.