مشاهده بیشتر
در طول چند دهه گذشته، همواره رقابت گستردهای میان کشورها برای کسب میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی در جریان بوده است. مطمئنا میزبانی از رخدادهایی مانند جامهای جهانی فوتبال و مسابقات المپیک، میتواند منافع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مختلفی را برای کشورهای برگزارکننده به ارمغان بیاورد. از پیامدهای اجتماعی سازندهای چون احساس غرور ملی و افزایش مشارکت مدنی گرفته تا آثار اقتصادی مثبت و توسعه و احیای زیرساختهای عمومی که افزایش سطح رفاه در جامعه را به دنبال خود دارد، همگی نتایج بالقوه میزبانیاند که دستیابی به آن نیازمند ایجاد چارچوبی هدفمند و کارا در ارزیابی منافع هرگونه هزینهکرد است.
دهههاست که شرکتهای پیشرو در حوزه صنایع دفاعی تنها در دو گروه متمایز میشوند؛ نخست ابرکمپانیهای ایالات متحده آمریکا و دوم کمپانیهایی که در کشورهای اروپای غربی مستقر هستند که این مسئله، کشورهای یاد شده را به قدرتهایی نظامی قوی با دانش فنی و ابزارهای پیشرفته برای توسعه سیستمهای تسلیحاتی تبدیل کرده است. تمامی شرکتهای دفاعی آمریکایی و غالب حاضرین در صنعتِ دفاع اروپای غربی را بنگاههای خصوصی تشکیل میدهند. از این رو ساختار بازار نقش تعیینکنندهای در سطوح تدارکات نظامی و سیاستهای دفاعی دولتها دارد.
موضوع بدهی یکی از مولفهها و شاخصهای تعیینکننده و اثرگذار در شرایط مالی و اقتصادی کشورها برشمرده میشود. هر چند در سالهای اخیر اقتصاد جهانی دو شوک منفیِ بحران مالی ۲۰۰۸ و رکود اقتصادی پاندمی کرونا را به لطف بستههای متنوع نجات و تحریک مصرف دولتها از سرگذرانده، اما اکنون با معضل بحران بدهی دولتی در حال کشمکش است. در میان مبتلایان به این عارضه اقتصادی علاوه بر کشورهایی مانند آرژانتین، لبنان، برزیل و یونان که برای مدتهاست به نفس افتادهاند، اقتصادهای پیشرفتهای چون آمریکا، چین و ژاپن نیز به چشم میخورند.
زیرساختهای آب گستره وسیعی از سیستمهای ذخیره، تصفیه و تامین آب را در بر میگیرند. بدیهی است که هر یک از این زیرساختها در شرایط محیطی و کارکردی متفاوتی قرار دارند و به تبع آن، پیشنیازهای متفاوتی نیز برای موادی که از آنها ساخته میشوند وجود دارد. مواد و شرایط محیطی از جمله مهمترین پارامترهایی به شمار میآیند که در عمر مفید زیرساختها تاثیرگذارند. استحکام، مقاومت به خوردگی، دوام، مقاوم به تغییرات دمایی و ... برخی از خواصی هستند که در فرایند انتخاب مواد برای این زیرساختها مد نظر قرار گرفته میشوند.
بخش حمل و نقل از جمله فعالیتهای اساسی و زیربنای رشد اقتصادی و لازمه تحول جامعه محسوب میشود و سهم فزایندهای از انتشار گازهای گلخانهای متعلق به همین بخش است. سیستم ریلی بهعنوان یکی از مهمترین روشهای حمل و نقل کمترین میزان انتشار آلاینده را دارد و زیرساختهای آن بهعنوان یک شاخص مهم در بررسی میزان توسعهیافتگی کشورها در نظر گرفته میشود. واضح است که کشورهایی مانند چین و ایالات متحده آمریکا با اقتصادهای بزرگ بیشترین طول خطوط ریلی را نیز دارا هستند. در سمت مقابل کشور ژاپن نیز در سالهای اخیر با تمرکز بر افزایش کیفیت زیرساختهای ریلی خود توانسته است در زمینه شاخصهای کیفی خطوط ریلی از ایالات متحده آمریکا و چین پیشی بگیرد.
در عصر امروز دو مقوله ارتباطات و تکنولوژی از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. ارتباط همواره از اساسیترین نیازهای بشر بوده و این حوزه در طول تاریخ پیشرفتهای چشمگیری داشته است. همچنین تکنولوژیهای متعددی در سالهای اخیر ظهور پیدا کرده و شکلی از ارتباط را ممکن کردهاند که روزی برای بشر قابل تصور نیز نبوده است. انسانها روزی به دنبال یافتن راهی برای امکان ارتباط با یکدیگر بودند، در حالی که امروز بحث ارتباط میان اشیا و دستگاههای مختلف مطرح است. بنابراین میتوان انتظار داشت که این روند رشد روزافزون تکنولوژیهای ارتباطی در سالهای آتی نیز ادامه یابد و بر کیفیت زندگی افراد تاثیرگذار باشد.
صنعت ساختمانسازی از جمله صنایعی محسوب میشود که مشارکت بالایی در حجم اقتصاد جهانی دارد. مروری بر گزارشهای ارائهشده نشان میدهد که این صنعت تقریبا بزرگترین مصرفکننده فلزات آهنی و غیرآهنی، سیمان و بتن و همچنین محصولات شیمیایی است و از این رو، به صورت مستقیم و غیرمستقیم تاثیر قابل توجهی بر بازار انرژی و محصولات معدنی دارد. این موضوع، باعث شده است تا صنعت ساختمانسازی اثرات فزاینده «Multiplier Effects» بسیار گستردهای داشته باشد و تحولات آن بخش قابل توجهی از اقتصادها را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل است که بسیاری از سیاستگذاران اقتصادی جهان، یکی از بهترین راهکارهای برونرفت از رکود و بحرانهای اقتصادی را سرمایهگذاری در حوزه ساختمانسازی عنوان میکنند.
روند کربنزدایی از صنایع آلاینده، بسیاری از فرایندهای تولید فعلی را به چالش کشیده است. زنجیره ارزش صنعت آلومینیوم در حالی با انتشار سالانه حدود یک میلیارد تن گازهای گلخانهای در رده آلایندهترین صنایع جهان قرار دارد که محصولات آلومینیومی نقش کلیدیای در بخش صنعت بر عهده دارند. از این رو، کربنزدایی از زنجیره ارزش آن بسیار حائز اهمیت است. مروری بر گزارشهای ارائهشده نشان میدهد، حداقل تا سال ۲۰۳۰، تقاضای سبز آلومینیوم با سرعت بسیاری بالایی رشد خواهد کرد و سهم آن از کل تقاضای آلومینیوم از حدود ۵ درصد در سال ۲۰۲۰، به حدود ۱۹ درصد در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید. آمارهای مربوط به روند کربنزدایی در صنعت آلومینیوم نیز بیانگر آن است که در این صنعت ظرفیت کاهش انتشار گاز دیاکسید کربن تا سقف ۹۲ درصد وجود دارد. طبق سناریوی «۱.۵ درجه سانتیگراد» تقاضای کارخانههای ذوب آلومینیوم در مقیاس جهانی تا سال ۲۰۵۰ رشد ۲.۶ درصدی را نسبت به امروز تجربه خواهد کرد و به حدود یک هزار تراوات ساعت میرسد. در این سال حدود ۵۲.۵ درصد از تقاضای مذکور از محل منابع کمآلاینده تامین خواهد شد و میزان آلایندگی ناشی از سوختهای فسیلی نیز با بهکارگیری سیستمهای جمعآوری کربن، کنترل خواهند شد.
از زمان شکلگیری موجهای انقلاب صنعتی در جهان، فعالیتهای مرتبط با اکتشاف و استخراج نفت خام و گاز طبیعی از اهمیت ویژهای برخوردار شده است. تا کنون حدود ۶ هزار و ۸۵۷ میدان گازی و ۹ هزار و ۲۸۰ میدان نفتی در مناطق مختلف جهان (اعم از خشکی و دریاها) به ثبت رسیده است. تا حدود ۴ دهه پیش، تولید نفت خام و گاز طبیعی عمدتا از منابع متعارف در خشکی صورت میگرفت. در سال ۱۹۸۰، تقریبا ۷۰ درصد نفت جهان از منابع متعارف (و تقریبا ۵ درصد از منابع نامتعارف) میادین نفتی واقع در خشکی به دست آمد. در این سال، حدود ۸۷.۳ درصد گاز طبیعی جهان نیز از منابع متعارف میادین گازی در خشکی و مابقی از میادین فراساحلی به دست آمد. بر اساس آخرین گزارشهای ارائهشده، جهان به سمت بهرهبرداری هر چه بیشتر از منابع نامتعارف و همچنین افزایش تولید از میادین فراساحلی رفته است. پیشبینی میشود تا در افق ۲۰۵۰، این روند ادامهدار باشد و سهم منابع نامتعارف از تولید کل نفت خام و گاز طبیعی در جهان به ترتیب به حدود ۲۷ درصد و ۳۳ درصد برسد.
از صنعت تولید لوازم الکترونیک مصرفی، میتوان به عنوان بخشی بسیار رقابتی و به سرعت در حال توسعه یاد کرد که طیف متنوعی از محصولات از جمله گوشیهای هوشمند، لپتاپ، تبلت، تلویزیون، دوربین، کنسولهای بازی و ... را در برمیگیرد. با پیشرفتهای فناوری که منجر به نوآوری مداوم و توسعه محصول میشود، شرکتهای تولیدکننده لوازم الکترونیکی مصرفی، جلوتر از روندها قدم برداشتهاند و پاسخگوی تقاضای در حال تغییر مصرفکنندگان بودهاند. آمارها حاکی از آن است که فروش صنایع لوازم الکترونیکی مصرفی در سال ۲۰۲۲ عدد ۱.۰۶ تریلیون دلاری را به ثبت رسانده است، اما حرکت در مسیر دیجیتالی شدن از دستیابی به چشماندازی در حال تحول و تجربه عدد ۱.۲ تریلیون دلاری در سال ۲۰۲۸ خبر میدهد.
جنگهای اقتصادی از جمله مهمترین رویدادهایی هستند که در دهههای گذشته به شدت بر زنجیرههای تامین جهانی تاثیر گذاشتهاند. در این میان، صنعت و بازار فولاد از رخداد منازعات اقتصادی بینصیب نبوده و در برهههای مختلف، رفتار نسبتا مشابهی را از خود نشان دادهاند. تحریمهای اقتصادی علیه روسیه در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، تاثیر منفی قابل توجهی بر تولید ناخالص داخلی و صنعت فولاد جهان از خود به جا گذاشت، به طوری که میزان تولید فولاد در مقیاس جهانی حدود ۲.۳ درصد کاهش پیدا کرد. جنگ تجاری میان ایالات متحده آمریکا و چین در سال ۲۰۱۸، تاثیر چندانی بر صنعت فولاد در جهان نگذاشت که از جمله دلایل آن میتوان به سهم بیش از ۵۰ درصدی چین از صنعت فولاد جهان و اتکای تقریبا ۱۰۰ درصدی سیاستهای اقتصادی این کشور به بازارهای داخلی خود اشاره کرد.
نقشی که صنایع معدنی در زنجیرههای تامین دارند، سبب شده است تا سرمایهگذاری در این زمینه از اهمیت ویژهای برخوردار شود. در این میان، در صنایع فولاد و آلومینیوم به دلیل حجم تولید و دامنه گسترده تقاضا، طی سالهای گذشته پروژهای متعددی با صرف دهها میلیارد دلار مخارج سرمایهای اجرایی شدهاند. شرکتهای آرسلورمیتال و شوگانگ پکن در سال ۲۰۲۳ به ترتیب ۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار و ۵۷۴ میلیون دلار در تولید فولاد سرمایهگذاری کردهاند. شرکتهای آلومینیوم چین و هونگکیائوگروپ که از جمله بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در جهان به حساب میآیند در سال ۲۰۲۳ به ترتیب حدود ۹۳۴ میلیون دلار و ۸۵۵ میلیون دلار در تولید آلومینیوم سرمایهگذاری کردهاند.