مشاهده بیشتر
صنعت برق یکی از زیرساختهای حیاتی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و صنعتی کشورها به شمار میآید و در شرایطی که جهان به سمت برقی شدن و استفاده گسترده از برق در حوزههای مختلف حرکت میکند، این صنعت از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است. صنعت برق یکی از با قدمتترین صنایع در ایران به شمار میآید که در سالهای گذشته عمدتا بر پایه منابع سوخت فسیلی توسعه یافته و نقشی کلیدی در توسعه صنعتی کشور ایفا کرده است. در حالی که امروز ظرفیت نیروگاهی کشور از مرز ۹۴ هزار مگاوات عبور کرده و یکی از بزرگترین شبکههای برق در خاورمیانه به شمار میآید، صنعت برق با چالشهای گلوگاهی بسیاری مواجه شده است، به طوری که در گذار به برقی شدن، این صنعت پاسخگوی نیاز کشور نیست. وابستگی شدید به سوختهای فسیلی، نبود سرمایهگذاری کافی در استخراج گاز طبیعی، راندمان پایین نیروگاهها، ناترازی تولید و مصرف برق و فرسودگی شبکه توزیع و انتقال در کنار سیاستگذاریهای نامناسب جذب سرمایه برای توسعه، برخی از چالشهای صنعت برق محسوب میشوند. به نظر میرسد که تمرکز بر مرتفع کردن این چالشها فرایندی پیچیده و زمانبر و نیازمند سرمایهگذاری هدفمندتری است که این موضوع حرکت در مسیر همگام شدن با تحولات جهانی را دشوار میکند.
فلزات محصولاتی هستند که بدون آنها اقتصاد و صنعت نمیتواند وجود داشته باشد. فلزات غیرآهنی و آلیاژهای آنها، با توجه به خصوصیات منحصربهفرد و کاربردشان در صنایع مختلف، در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. با افزایش فناوری و زمینههای کاربرد فلزات مذکور، در سالهای پیشِرو، تقاضای جهانی و قیمت آنها روندی صعودی خواهد داشت و توسعه ظرفیتهای تولید میتواند سبب بهبود اقتصاد و صنعت کشور شود. این مسئله، با توجه به ذخایر ارزشمند معدنی کشور، بسیار اهمیت دارد.
امروز بازار جهانی تجهیزات ساختمانی به بازاری رقابتی و بزرگ تبدیل شده است و فعالان آن میکوشند تا با ارائه محصولاتی با دوام و کیفیت بالاتر، نقش پررنگتری را در توسعه صنعت ساختوساز کشورها ایفا کنند. شرایط کشورهایی نظیر عراق و افغانستان، که در دوره بازسازی پس از جنگ به سر میبرند، فرصت مناسبی را برای واحدهای تولید تجهیزات ساختمانی کشور فراهم آورده است تا با حضور در بازار این کشورها و تامین نیاز آنها، گام بلندی را در راستای توسعه صادرات و رشد اقتصادی کشور بردارند؛ مسئلهای که با توجه به میزان فلزات مصرفشده در تجهیزات مختلف ساختمانی، بر بازار صنایع معدنی و فلزی کشور و تکمیل زنجیره ارزش این صنایع نیز اثرگذار خواهد بود.
اقتصاد دیجیتال به دلیل آثار مثبتی که میتواند بر فرآیندهای اقتصادی بگذارد به یکی از پرتکرارترین مفاهیم حال حاضر جهان در عرصه سیاستگذاری تبدیل و سبب سوگیریهای جدید در خطمشیهای اقتصادی اکثر کشورها شده است. مرور آمارهای مربوط به بخشها و اجزای مختلف اقتصاد دیجیتال گویای آن است که جغرافیای جهانی اقتصاد دیجیتال به شدت در دو کشور متمرکز است، به طوری که ایالات متحده آمریکا به تنهایی ۶۸ درصد و چین حدود ۲۲ درصد از ارزش بازار داراییها و سهام ۷۰ پلتفرم دیجیتال بزرگ جهان را به خود اختصاص دادهاند. علاوه بر این، بالغ بر ۷۵ درصد از بازار رایانش ابری در اختیار این دو کشور است.
توسعه زیرساختها یکی از عوامل مهم در بالا بردن سطح زندگی مردم و توسعه صنعتی و اقتصادی کشورها محسوب میشود. تجهیزات زیرساختی تجهیزاتی هستند که به نوعی در احداث زیرساختها به مصرف میرسند. با توجه به شرایط کشورهای همسایه ایران که اغلب آنها در مرحله توسعه زیرساختهای شهری و صنعتی خود به سر میبرند، بهراحتی میتوان دریافت که چه بازار بزرگی پیشِروی صنایع تولیدکننده تجهیزات زیرساختی کشور وجود دارد. اغلب تجهیزات زیرساختی، نظیر تانکرها، مخازن و لولهها، از جنس فلزات بهخصوص فولاد ساخته میشوند و به همین دلیل، سالانه میزان قابلتوجهی از فلزات مختلف در قالب تجهیزات زیرساختی به کشورهای دیگر صادر میگردد.
«انرژی» موضوعی است که در دنیای امروز به یکی از مفاهیم استراتژیک و تعیینکننده در فضای تعاملات اقتصادی، تجاری و حتی سیاسی جهان تبدیل شده است. الکتریسیته به عنوان یکی از حاملهای انرژی، نقشی محوری در توسعه زیرساخت شهری و صنعتی داشته و از آنجا که بخش غالب تولید برق جهان به سوختهای فسیلی متکی است، تولید آن مهمترین عامل انتشار گازهای گلخانهای تلقی میشود. از این رو سرمایهگذاری در حوزه زیرساختهای نیروگاههای تجدیدپذیر از جمله خورشیدی، بادی و برقآبی راه حلی برای جلوگیری از ادامه این روند خواهد بود. مطالعات نشان میدهند که در دهه گذشته توجه مضاعفی به توسعه ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر در جهان صورت گرفته است که نتیجه این مسئله کاهش میزان انتشار کربن به ازای تولید هر کیلوواتساعت برق بوده است، روندی که انتظار میرود در سالهای آینده نیز تداوم یابد.
رشد اقتصادی جهان با بهرهبرداری از منابع طبیعی گرهخورده است. البته باید توجه داشت که تقاضای بیحدوحصر بشر برای استخراج و بهرهبرداری از منابع تنها در طول چند دهه گذشته جهان را با بحران کمبود منابع مواجه کرده است، به طوری که پیشبینیها حاکی از آن هستند که بسیاری از منابع طبیعی جهان طی دهههای آتی به پایان خود نزدیک میشوند. اگرچه تاثیر ناشی از بحران کمبود منابع در اقتصادهای توسعهیافته و دارای منابع محدود کمتر است با این حال به نظر میرسد پیامدهای جبرانناپذیری برای اقتصادهای در حال توسعه و متکی به منابع طبیعی برجای بگذارد.
فناوری هستهای به عنوان یکی از تحولات نوین دهههای اخیر، تاثیرات متعدد قابل توجهی بر جوامع و مدیریت منابع کشورها گذاشته است و کاربرد آن تنها به تامین انرژی و تولید برق محدود نمیشود، بلکه در حوزههای بسیاری از جمله داروسازی و پزشکی، کشاورزی و دامداری، حفاظت از محیطزیست، باستانشناسی و همچنین اکتشافات فضایی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند و در بسیاری از موارد از جمله تامین غذا و انرژی، به نوعی حلال مشکلات و چالشها تلقی میشود.
فرآوردههای صنایع شیمیایی بهعنوان یك صنعت مادر، مواد اولیه و مصرفی مورد نیاز تعداد قابل توجهی از صنایع دیگر را تامین میكنند. رشد و توسعه چشمگیر صنایع کشور در سالهای گذشته، تقاضای شگرفی را برای ماشینآلات و تجهیزات مورد استفاده در این صنعت ایجاد کرده است؛ بهطوری که این امر به خودی خود، به محرکی برای رشد و توسعه صنعت ساخت و تولید ماشینآلات و تجهیزات صنایع شیمیایی تبدیل شده است. با این وجود، همچنان ایران در زمره کشورهای واردکننده این تجهیزات شناخته میشود و فاصله زیادی تا پوشش نیاز وارداتی کشور از محل تولیدات داخلی به چشم میخورد.
تا اوایل دهه ۱۹۷۰ چین از نظر اقتصادی یک کشور فقیر به حساب میآمد، به طوری که سهم این کشور از تولید ناخالص داخلی جهان در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار پائین بود و هیچ همخوانیای با وسعت چین به عنوان چهارمین کشور پهناور جهان نداشت. اما روند اقتصادی این کشور از سال ۱۹۷۸ همزمان با روی کار آمدن ساختار سیاسی جدید و با رویکرد واقعبینی و توسعهگرایی به رهبری دنگ شیائوپینگ وارد مرحله جدیدی شد، به طوری که این کشور توانست با برداشتن گامهای بلند اقتصادی از جمله سیاست درهای باز و حرکت به سمت کاپیتالیسم، جایگاه منطقهای و بینالمللی خویش را ارتقا بخشد. این کشور با اجرای این سیاست و گشودن درهای چین به روی تمام جهان، نتایج بسیار خوبی برای خود رقم زد و باعث شد تا رشد و توسعه در شاخصهای مختلف اقتصادی چین نمایان شود، به گونهای که این کشور امروزه دومین قدرت اقتصادی جهان به حساب میآید.
با ادامه تکامل جهانی و روند روبه رشد تقاضا برای کالاهای منابع طبیعی، شکاف کمبود منابع در برخی از کشورهای در حال توسعه و فاقد منابع بیشتر به چشم میخورد. با این حال تجارت بینالملل با تسهیل مراودات تجاری امکان تبادل منابع طبیعی را در سراسر مرزها فراهم میکند، به طوری که چین، ژاپن و کشورهای اروپایی با تکیه بر منابع طبیعی وارداتی به اقتصادهای بزرگ جهان تبدیل شدهاند. البته از آنجایی که اتکای بیش از حد به واردات منابع طبیعی آنها را در برابر رویدادهای ژئوپلیتیکی و جنگهای تجاری آسیبپذیر کرده است، اغلب کشورها برآنند تا با ایجاد ساختار اقتصادی متنوع از واردات منابع طبیعی به ویژه منابع انرژی بکاهند.
فولاد از جمله فلزاتی است که رد پای مصرف آن در بسیاری از جنبههای زندگی امروز قابل مشاهده است. اهمیت این ماده استراتژیک تا حدی است که از روند تولید و مصرف آن به عنوان یکی از شاخصهای توسعهیافتگی جوامع یاد میشود. از طرفی، جهان در حال حاضر با تحولات بزرگی درآمیخته شده که روز به روز نیز پررنگتر میشوند؛ تحولاتی که اغلب آنها را میتوان محرکی برای رشد تقاضای فولاد دانست. با این حال، به نظر میرسد که با موضوعاتی نظیر محدودیتهای ذخایر با عیار بالا و همچنین الزام صنعت فولاد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، این صنعت به سمت استفاده بیشتر از قراضه به عنوان خوراک حرکت خواهد کرد.