مشاهده بیشتر
در سالهای اخیر، مواد معدنی حیاتی (Critical minerals) عمدتا تحت تاثیر شتاب گرفتن روند انتقال انرژی و کربنزدایی، بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. لیتیوم، نیکل، کبالت، منگنز، گرافیت و عناصر نادر خاکی از راهبردیترین مواد معدنی حیاتی هستند، به طوری که ایجاد هرگونه اخلال در زنجیره تامین آنها میتواند تمامی تلاشها برای دستیابی به اهداف انتقال انرژی را با ناکامی مواجه سازد. در سال ۲۰۲۲، تقریبا ۱۴۶ هزار تن لیتیوم، ۳ میلیون و ۲۷۰ هزار تن نیکل، ۱۹۷ هزار تن کبالت، ۱۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تن منگنز، یک میلیون و ۶۸۰ هزار تن گرافیت و ۳۰۰ هزار تن نیز عناصر نادرخاکی تولید شده است. در مقایسه با سال ۲۰۰۵، تولید معدنی لیتیوم رشد ۶۰۸ درصدی، نیکل ۱۱۹ درصدی، کبالت ۲۴۰ درصدی، منگنز ۸۸ درصدی، گرافیت ۵۸ درصدی و عناصر نادر خاکی نیز رشد ۱۴۳ درصدی را تجربه کردهاند.
رشد اقتصاد جهانی تقاضا برای انرژی را در بخشهای مختلف اقتصاد برانگیخته است، با این حال، جنگها و درگیریهای ژئوپلیتیکی که اغلب از ترکیبی از عوامل، از جمله رقابت برای دسترسی به منابع ارزشمند و کنترل مسیرهای استراتژیک تامین انرژی تشکیل میشوند، عرضه نفت و گاز طبیعی را مختل کرده و منجر به افزایش یا کاهش قیمتها و نوسانات در بازار جهانی انرژی شده است. در همین راستا، رقابت مداوم بین کشورهای عمده تولیدکننده نفت از جمله عربستان سعودی، روسیه و ایالات متحده آمریکا و همچنین جنگ تجاری بین ایالات متحده آمریکا و چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت، تاثیرات قابل توجهی بر قیمت و سطح عرضه جهانی نفت برجای گذاشته و نوساناتی را در بازار جهانی انرژی به وجود آورده است.
صنعت باتری، جایگاه ویژهای در آینده اقتصاد جهان دارد. با پیشرفت فناوری باتری و متعاقبا توسعه سیستمهای ذخیرهسازی انرژی، این امکان فراهم آمده است تا بتوان مازاد برق تولیدشده از سوی نیروگاهها را جذب و ذخیره کرد و در شرایط پیک بار، آن را در اختیار شبکه قرار داد. این مسئله، در مقیاس کاربردی مزیتهای فوقالعادهای برای بخش انرژی و به صورت کلی اقتصاد ایجاد کرده است که از جمله آنها میتوان به تضمین عرضه پایدار برق و در نتیجه ایجاد ثبات در شبکه و ارتقای پویایی بازار برق اشاره کرد. علاوه بر این، فناوری باتری به عنوان پُلی برای رسیدن به اهداف کربنزدایی در نظر گرفته میشود، موضوعی که نویدبخش رونق بازار و صنعت باتری در سالهای پیشرو است. انتظار میرود تقاضا برای باتریهای لیتیوم-یونی در سال ۲۰۳۰ به حدود ۴.۷ تراوات ساعت برسد که نسبت به سال ۲۰۲۲ رشد ۵۷۱ درصدی را نشان میدهد.
رشد و توسعه چشمگیر صنایع غذایی و آشامیدنی در سالهای گذشته، تقاضای شگرفی را برای ماشینآلات و تجهیزات مورد استفاده این صنایع ایجاد کرده است؛ بهطوری که این امر به خودی خود، به محرکی برای رشد و توسعه صنعت ساخت و تولید ماشینآلات و تجهیزات صنایع غذایی و آشامیدنی تبدیل شده است. با این وجود، همچنان ایران در زمره کشورهای واردکننده این تجهیزات شناخته میشود و فاصله زیادی تا پوشش نیاز وارداتی کشور از محل تولیدات داخلی به چشم میخورد.
بحران مالی نوعی عارضه اقتصادی است که به هنگام وقوع در یک کشور، بسته به تعامل اقتصادی آن کشور با اقتصاد جهانی میتواند به سایر کشورها سرایت کند. بحران مالی جهانی «GFC» که از آمریکا آغاز شد، به دلیل سطح نسبتا بالای تعامل این کشور با اقتصاد جهانی به سرعت به دیگر کشورها از طریق پخش در شبکه مالی جهانی و همچنین کانال تجارت گسترش یافت. ایران علیرغم این که به دلیل وجود تحریمهای بینالمللی تعامل چندانی با اقتصاد جهانی ندارد، به دلیل وابستگی شدید به درآمدهای حاصل از فروش نفت در بازارهای جهانی تحت تاثیر این بحران قرار گرفت. بررسی آمارهای ارائهشده گویای آن است که برخی متغیرهای کلان اقتصادی همچون حساب تراز پرداخت و بودجه دولت، به این بحران مالی به شدت واکنش منفی نشان دادند که علت اصلی آن میتواند کاهش بیسابقه درآمدهای حاصل از صادرات نفت در طول این بحران باشد.
اهمیت توسعه صنایع ساختمانی در اقتصاد کشور را میتوان از چندین جنبه مورد بررسی قرار داد. نخست، صنعت مذکور از مهمترین بخشهای زیرساختی صنعت ساختوساز به شمار میآید و توسعه آن میتواند ساختوساز کشور را تا حد قابلملاحظهای از واردات و وابستگی به کشورهای دیگر بینیاز کند. از طرف دیگر، با توجه به شرایط فعلی کشورهای همسایه خصوصا عراق و افغانستان، بازار بزرگی برای این محصولات در نزدیکی مرزهای کشور وجود دارد که استفاده از این فرصت مستلزم سیاستگذاری مناسب به منظور رشد کمّی و کیفی تولیدات و تنوعبخشی به محصولات است.
ویروس کرونا در طول چند ماه گذشته تبدیل به مهمترین موضوع بحث در دنیا شده و جهان را دستخوش اتفاقات ناگوار بیشماری ساخته است. این بیماری صدها هزار نفر را به کام مرگ فرستاده، کسبوکارها را تعطیل و اقتصاد دنیا را در رکودی وحشتناک متوقف کرده است. تبعات اقتصادی این ویروس به حدی شدید است که شاید کمتر اتفاق یا جنگی در جهان را میتوان با آن مقایسه کرد. اگرچه نامشخص بودن زمان پایان این بیماری انجام هرگونه تحلیل را دشوار میسازد، اما آنچه مشخص است رکود و بیکاری گستردهای است که حتی پس از اتمام این بیماری، تمام کشورها را در بر خواهد گرفت.
سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در اشکال مختلفی از جمله سرمایهگذاری گرینفیلد (Green Field)، ادغامها و اکتسابها (M&A) و سرمایهگذاریهای مشترک (Joint Ventures) از اواخر دهه ۱۹۸۰ تاکنون تکامل یافته است و نقشی حیاتی را در پیشبرد توسعه اقتصادی، تقویت نوآوری، ترویج یکپارچگی تجاری، ایجاد فرصتهای شغلی در سراسر جهان و در نهایت ماهیت به هم پیوسته اقتصاد جهانی ایفا میکند. با توجه به این که این نوع از جریان سرمایه، انتقال فناوری و مهارتها را در سراسر مرزها تسهیل میکند، رشد و شکوفایی در هر دو کشور مبدا و مقصد سرمایهگذاری را به ارمغان میآورد. براساس آمارها، ایالات متحده آمریکا و چین به ترتیب مقاصد برتر انواع سرمایهگذاری مستقیم خارجی در جهان به شمار میروند.
بحرانهای بانکی نتیجه کمبود نقدینگی و ورشکستگی یک یا چند بانک در سیستم مالی هستند و میتوانند طیف وسیعی از بحرانهای اقتصادی را با خود همراه سازند یا خود نتیجه یک تلاطم اقتصادی باشند. از سال ۲۰۰۹ تاکنون بیش از ۵۰۰ بحران بانکی در اقتصاد جهانی به وقوع پیوسته که نخستین رهاورد آن تشدید بدهیهای دولتی بوده است. به طوری که تنها بحران بانکی سیستمی سال ۲۰۰۸ مسئول افزایش ۷۰ درصدی بدهی دولتی در اقتصادهای صنعتی جهان بوده است. در هفتههای اخیر نیز، بانک سیلیکون ولی (Silicon valley) آمریکا با گرفتار شدن در یک چالش بزرگ نقدینگی و از دست دادن بخش زیادی از سپردههای خود دچار ورشکستگی شد. موضوعی که زمزمه ورود جهان را به یک بحران بزرگ مالی و اقتصادی تشدید میکند.
روند افزایش روزافزون نیاز بشر به آب شیرین و محدود بودن منابع آب قابل استفاده و با کیفیت در دنیا، همچنین توزیع نامتوازن منابع آبی و تغییرات اقلیمی در سطح جهان، سبب افزایش نگرانیها در خصوص موضوع تامین پایدار آب و شکلگیری مفهوم تنش آبی در سطح جهان شده است. بررسی آمارها نشان میدهد که طی چند دهه اخیر سطح تنش آبی در جهان به طور متوسط افزایش یافته است، به طوری که در حال حاضر بالغ بر یکچهارم جمعیت جهان با این معضل دست و پنجه نرم میکنند. این در حالی است که انتظار میرود طی ۳ دهه آتی با توجه به افزایش جمعیت و گسترش فعالیتهای کشاورزی و صنعتی و توسعه شهرنشینی و همچنین تشدید پیامدهای منفی تغییرات اقلیمی در سطح جهان، موضوع تامین پایدار آب و دسترسی به آب کافی و پاکیزه در جهان با چالشهای جدیتری مواجه شود.
در سرزمین ایران از دیرباز به دلیل خشکی آب و هوای بخش عمدهای از وسعت آن و عدم بارش کافی باران در بیش از نیمی از سال و همچنین فصلی بودن آب رودخانهها و در نتیجه عدم دسترسی به آب، چارهاندیشیهای گوناگونی برای تامین آب شیرین در فصول خشک سال شده است. احداث بندها، قنات و آبانبارها نمونههایی از زیرساختهای سنتی توسعه پایدار هستند که نخستین مبدعان آن در تاریخ، ساکنان فلات ایران بودهاند. اما چند دههای است که در کشور به سبب سوء مدیریت منابع آبی، رشد سریع و الگوی استقرار نامناسب جمعیت و کشاورزی ناکارآمد، بحران آب که در گذشته زنگ خطری در پهنه ایران محسوب نمیشد، امروز در برخی استانهای کشور با گوشت و پوست و استخوان در حال درک شدن است.
تبعات شیوع کرونا در جهان به گونهای افزایش یافته است که هیچ تحلیلگری قادر نیست وضع موجود را به طور دقیق مورد ارزیابی قرار دهد. کسی نمیداند امروز جامعه بشری در روزهای پایانی یک بحران قرار دارد و یا این شرایط هنوز نقطه شروع یک فاجعه است. به همین دلیل، نمیتوان چشمانداز مشخصی را برای آینده ترسیم کرد. برخی معتقدند این بحران یک چالش گذرا برای دنیا به شمار میرود و برخی دیگر اعتقاد دارند باید با جهان کرونایی خو گرفت. در هر صورت، شیوع ویروس کرونا موجب شده است تا فعالیت کسبوکارها و واحدهای مختلف، از خردهفروشیها تا کارخانهها و حتی تولیدکنندگان مواد اولیه همچون معادن و کشاورزی، تحت تاثیر قرار گیرند و تعطیل شوند. این تعطیلیها بیکاریهای فراوانی را به دنبال داشته و مشکلات اقتصادی فراوانی را برای کشورها پدید آورده است.