مشاهده بیشتر
در همه مکاتب و دیدگاههای اقتصادی بر اهمیت نقشآفرینی پررنگ دولتها در ایجاد رشد و توسعه اقتصادی تاکید شده است. در این بین، مسئله مهم، میزان و نحوه نقشآفرینی و دخالت دولتها در تنظیم بازارها و محیط کسبوکار است. تجربه بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان نشان میدهد که دولتها با اجرای سیاستهای توسعهای، حمایت از کسبوکارها و ایجاد فضای رقابتی، ساختارهای اقتصادی خود را به بلوغ و تعالی رساندهاند. در سمت مقابل، اگرچه نگاهی به شاخصها نشان میدهد دولت ایران در زمره کوچکترین دولتهای جهان قرار میگیرد، اما به عقیده بسیاری از اقتصاددانان، سازوکارهای نامناسب دولت در مدیریت بازارها و محیط کسبوکار و تعیین قیمتها یکی از چالشهای مهم محیط کلان اقتصادی کشور بوده است. در واقع گستردهشدن دامنه اجرایی دولت در فعالیتهای مختلف اقتصادی و ایفای نقش تصدیگری به جای تنظیمگری، هم فضای اقتصاد کشور را به عدم تعادل کشانده و هم موجب افزایش شدید هزینههای دولت در مقابل درآمدهای آن شده است. یکی از تبعات منفی این موضوع، کاهش سرمایهگذاریهای دولت در پروژههای عمرانی و زیرساختی است که کاهش مصرف فلزات در طرحهای عمرانی دولت و زیرساختهای مربوط به خدمات عمومی کشور را به دنبال دارد. تصویر «کیف پول» روی جلد، نمادی از شرایط اقتصادی کنونی دولت است که «دخل و خرج» آن با هم نمیخواند و کسری بودجه ناشی از آن، تبعات و آسیبهای اقتصادی سنگینی را برای کشور به دنبال داشته است.
در چند دهه گذشته، توسعه دانش و فناوری، پیشرفتهای قابل توجهی را در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات به دنبال داشته که این مسئله، تحولات شگرفی را در الگوهای حیات بشر، محیط کسبوکار، فعالیتهای صنعتی و حتی شکل حکمرانی دولتها ایجاد کرده است. ظهور مفاهیم نوینی مانند انقلاب صنعتی چهارم، تحول دیجیتال و دولتهای الکترونیک همگی بر پایه فناوریهای جدید حوزه ارتباطات صورت گرفته است. امروزه به جرات میتوان گفت ارتباط مستقیمی میان سطح توسعهیافتگی زیرساختهای ارتباطی با عملکرد و رقابتپذیری اقتصادی کشورها وجود دارد. از طرفی نیز باید به این نکته توجه داشت که توسعه زیرساختهای یاد شده با توجه به تجهیزات و تاسیسات مورد نیاز، محرکی برای بازار مصرف فلزات به شمار میآید. نگاهی به آمارهای ایران نشان میدهد اگرچه در سالهای اخیر توسعه قابل توجهی در زیرساختهای ارتباطی کشور صورت گرفته است اما کماکان فاصله قابل ملاحظهای میان با کشورهای توسعهیافته جهان وجود دارد. تصویر «تلفن سکهای» روی جلد سمبلی از رشد و پیشرفت ناکافی زیرساختهای ارتباطی کشور است، موضوعی که در رابطه مستقیمی با «قطع و وصل» کانالهای تجاری و اقتصادی ایران با جهان است و تداوم یافتن آن میتواند ریسکهای قابل توجهی را متوجه فعالیت بنگاههای اقتصادی و صنایع مختلف کشور کند.
موقعیت جغرافیایی و وضعیت زمینشناسی ایران، شرایط پرریسکی را برای نواحی مختلف کشور در زمینه احتمال بروز انواع بلایای طبیعی به ویژه سیل و زلزله ایجاد میکند. این در حالی است که در بسیاری از شهرهای کشور، ساختمانها و زیرساختهای موجود از شرایط ناایمن و غیراستانداردی برای مقابله با زلزله برخوردار هستند. تجربه زلزله هفتههای اخیر ترکیه نیز نشان داد در صورت بیتوجهی به استانداردها و ایمنسازی ساختمانها، بروز یک زلزله تا چه میزان کشور را با تلفات جانی و آسیبهای اقتصادی مواجه خواهد کرد. تصویر «سوت» روی جلد، سمبلی از اعلام هشدار و اخطار برای توجه به رعایت استانداردها در شهرسازی و ایمنسازی ساختمانها در مقابل پدیدههایی مانند سیل و زلزله است تا به این ترتیب بتوان در صورت رخداد بلایای طبیعی، آمار تلفات و خسارات و پسلرزه ناشی از آنها را تا حد امکان کاهش داد. باید توجه داشت حوزه مدیریت بلایای طبیعی هم از جنبه مقاومسازی ساختمانها و هم بازسازی پس از آسیبهای آن، محرکی برای مصرف فلزات به شمار میآید.
مدت زیادی از شروع سال ۲۰۲۳ میلادی نگذشته بود که ورشکستگی بانک سیلیکون ولی و اعلام خبر احتمال ورشکستگی برخی از بانکهای دیگر ایالات متحده آمریکا، موجی از نگرانیها را در خصوص خطر بروز یک بحران مالی جهانی بزرگ به وجود آورد. تجربه سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نشان میدهد وقوع یک بحران مالی در مقیاس جهانی به شدت میتواند بازار مصرف فلزاتی مانند فولاد و آلومینیوم را دچار رکود کند و تاثیر قابل ملاحظهای را بر ساختارهای اقتصادی جهان داشته باشد. با این حال شرایط بسته اقتصاد ایران و ارتباط حداقلی آن با ساختارهای مالی دنیا سبب میشود تا تاثیرپذیری اقتصاد کشور از چنین بحرانهایی بیشتر محدود به افت قیمت نفت و کامودیتیها در بازارهای جهانی و به دنبال آن کاهش ارزش صادرات باشد. تصویر «چراغ گردسوز» روی جلد، سمبلی از اهمیت توجه و داشتن نگاهی دقیق به محیط پرابهام اقتصاد دنیا و شناخت فرصتها و چالشهای ناشی از آن است تا به این ترتیب بتوان در صورت وقوع بحران مالی جهانی، اقتصاد کشور را در این فضای گرگ و میش دنیا در مسیر درست هدایت کرد.
اغلب کشورهای جهان در سالهای اخیر با سرعت بالایی در مسیر استفاده از منابع تجدیدپذیری مانند انرژی خورشیدی و بادی برای تامین انرژی مورد نیاز خود حرکت کردهاند. با این حال، نگاهی به آمارهای مربوط به سبد انرژی ایران نشان میدهد بیش از ۹۷ درصد از مصرف انرژی اولیه در کشور از منابع فسیلی نفت و گاز تامین میشود. تصویر «کپسول گاز» روی جلد، سمبلی از مصرف گاز طبیعی به عنوان منبع اصلی تامین انرژی در کشور است. با توجه به روند چند سال اخیر به نظر میرسد در سیاستگذاریهای حوزه انرژی کشور، به گاز طبیعی به عنوان منبعی «بیپایان» نگریسته شده است. با این حال، در شرایط فعلی که تامین انرژی به موضوعی چالشبرانگیز در کشور تبدیل شده است، حرکت در مسیر استفاده از منابع خورشیدی و بادی میتواند گام بلندی در راستای ارتقای امنیت تامین انرژی کشور باشد.
امروزه بخش گردشگری یکی از محورهای مهم ایجاد رشد اقتصادی و کسب درآمدهای بینالمللی برای بسیاری از کشورها به شمار میآید. ظهور مقاصد جدید گردشگری و تلاش کشورها برای ایجاد زیرساختها و جذابیت برای ورود گردشگران، گواهی بر اهمیت صنعت توریسم در عصر امروز است. در سمت مقابل، بررسی آمارها از سهم بسیار پایین ایران از ورود گردشگران بینالمللی حکایت دارد که بخش عمده همین میزان محدود نیز از مبدا ۴ کشور همسایه عراق، افغانستان، آذربایجان و ترکیه بوده است. به جرات میتوان گفت امروز ایران جایگاه بسیار کمرنگی را در بازار جهانی گردشگری دارد که دلیل اصلی آن را باید محدودیتهای زیرساختی و شرایط حاکم بر فضای فرهنگی و اجتماعی کشور دانست. تصویر «فنجان چای» روی جلد، به عنوان نمادی قدیمی از پذیرایی از مهمان در ایران، سمبلی از شرایط سنتی زیرساختی و فرهنگی کشور است که موجب کاهش جذابیت ایران برای ورود گردشگران و «جای خالی» ایران در این بازار پراهمیت و روبهرشد میشود.
ایران از دیرباز یکی از تمدنهای نقشآفرین و تعیینکننده در مناسبات و تحولات جهان بوده است. با این حال، نگاهی به آمارها نشان میدهد در طول نیمقرن گذشته، سرعت توسعه اقتصاد ایران از روند رشد جهانی عقب مانده است که دلیل اصلی این مسئله را باید تحریمهایی دانست که موانع بزرگی را بر سر راه مراودات تجاری و دسترسی به تکنولوژیهای روز ایجاد کردهاند. همچنین وابستگی بیش از حد درآمدهای ایران به نفت و کمتوجهی به توسعه و ارتقای سایر بخشهای اقتصادی و صنعتی نیز دیگر چالشی محسوب میشود که موجب آسیبهایپذیری اقتصاد ایران در مقابل تکانهها و عوامل خارجی شده است. تصویر «ماشین تحریر» روی جلد، سمبلی از بیتوجهی به مفهوم توسعه و عقب ماندن از سیر پیشرفت فناوری دنیا محسوب میشود که سبب شده است اقتصاد ایران به عنوان کشوری دیرینه و کهنهکار، نتواند در بازارهای رقابتی جهان نقشآفرینی کند.
توسعه و فعالیت صنایع هوافضا در ایران از قدمتی در حدود نیم قرن برخوردار است. در طول دو دهه گذشته، به دنبال معطوفشدن توجهها و افزایش سرمایهگذاریها در صنایع هوافضا، عملکرد این صنایع رشد چشمگیری یافت که نتیجه آن، ثبت دستاوردهایی مانند پرتاب ماهوارههای متعدد به فضا و طراحی و ساخت انواع هواپیماهای بدون سرنشین بود. با این حال، صنایع هوافضا در چند سال اخیر، متاثر از تحریمها و کاهش شدید سرمایهگذاریها و بودجه این صنایع در اثر شرایط نامناسب اقتصاد کشور با رکود بزرگی مواجه شدهاند. تصویر موشک کاغذی روی جلد، نمادی از شرایط صنایع هوافضای کشور است که از حرکت همگام با آخرین پیشرفتهای جهان جا مانده و در اصطلاح گرفتار یک «چاله هوایی» شده که روند حرکت این صنایع را کند کرده است. تجربه نشان داده است توجه بیشتر به صنایع هوافضا، افزایش سرمایهگذاریها در این صنایع و تکیه بر توان متخصصان داخلی میتواند فرصت دوبارهای را برای برونرفت صنایع هوافضا از شرایط کنونی و درخشش دوباره در جهان فراهم آورد.
بحث تولید گوشی ملی و تامین بخشی از نیاز بازار موبایل کشور از محصولات داخلی در سالهای اخیر به شکلهای مختلفی جریان داشته است. بازار حدودا ۳ میلیارد دلاری تلفن همراه در ایران شرایط جذابی را بر فعالیت واحدهای تولید تلفن همراه و تامین نیاز کاربران داخلی ایجاد میکند. علیرغم این مسئله، نگاهی به تجربه تولید گوشی تلفن همراه در کشور نشان میدهد که فعالیت این صنعت هیچگاه از روش CBU (واردات گوشی کامل و چسباندن لیبل) و یا در بهترین حالت مونتاژ قطعات وارداتی فراتر نرفته است. با این حال، گوشیهای تلفن همراه ساخت داخل هیچگاه نتوانستهاند رضایت کاربران را جلب کنند. تصویر «گوشی موبایل قدیمی» روی جلد را میتوان نمادی از شرایط سالهای اخیر این صنعت دانست که به دلیل دسترسی نداشتن به تکنولوژیهای روز و برخوردار نبودن از قدرت رقابت با برندهای معتبر نتوانسته است به سهم مناسبی از بازار داخل دست یابد و در اصطلاح «بیصدا» مانده است.
تحولات اقتصادی و صنعتی جهان در چند دهه گذشته، بخش معدن و صنایع معدنی و فلزی را که صنعت مادر و حلقه نخست زنجیرههای تامین محسوب میشود به سمت افزایش روزافزون بهرهبرداری از پتانسیلهای طبیعی و معدنی سوق داده است، به طوری که امروز موضوع کاهش سطوح ذخایر معدنی و احتمال اتمام آنها در سالها و دهههای آینده، یکی از ریسکهای مهم فضای اقتصادی جهان به شمار میآید. در این بین، ایران اگرچه یکی از کشورهای ثروتمند جهان به لحاظ بهرهمندی از ذخایر معدنی و طبیعی برشمرده میشود اما ارزیابیها نشان میدهد میزان بهرهبرداری از ذخایر معدنی و تولید محصولات فلزی در کشور فاصله قابل ملاحظهای را با پتانسیلهای واقعی و بالقوه دارد که ریشه این مسئله را باید در عواملی مانند عدم استفاده از فناوریهای پیشرفته اکتشاف، استخراج و فراوری مواد معدنی و جریان نیافتن سرمایهگذاریها به بخش معدن جستوجو کرد. تصویر «ظرف سفالی» روی جلد سمبلی از وضعیت فعلی بخش معدن کشور است که کامل شدن آن به فراگیری و استفاده از یک «فوت کوزهگری» نیاز دارد تا به این ترتیب بتوان از طریق فعالسازی پتانسیلهای بالقوه و بهرهبرداری بهینه و کارآمد از منابع ارزشمند کشور، زمینه رونق و توسعه بخش معدن را فراهم آورد و بستر جهش اقتصادی را ایجاد کرد.
بازار خودروی جهان در عصر امروز به بازاری روبهگسترش و رقابتی تبدیل شده است که بازیگران آن برای حفظ و بهبود جایگاه خود ملزم به عرضه محصولاتی پیشرفته و نوآورانه هستند. در واقع رقابتپذیری فعالان صنعت خودرو در جهان تا حد زیادی به عواملی مانند شناسایی و همسو شدن با روندهای حاکم بر حوزه حملونقل و خودرو، توانمندی آنها در عرضه محصولات با بهرهوری و کارآیی بالا و همگام شدن با آخرین پیشرفتهای حوزه دانش و فناوری وابسته است. در مقابل صنعت خودرو در ایران، به رغم تاریخچه و قدمت قابل توجه و همچنین جایگاه استراتژیک آن در اقتصاد کشور، متاثر از عوامل و محدودیتهای خارجی و سیاستگذاریهای داخلی در سالهای اخیر با شرایط دشوار و پرچالشی دست و پنجه نرم کرده است. تصویر «سرعتسنج» روی جلد، سمبلی از سرعت بسیار بالای تحولات بازار خودروی جهان است، بازاری که معضلات و «سرعتگیر»های مسیر فعالیت صنعت خودروسازی، توان این صنعت را برای همگام شدن با تحولات و پیشرفتهای آن دچار چالش کرده است.
در دهههای اخیر همواره تولید و صادرات نفت خام و گاز طبیعی نقش اصلی را در درآمدهای ارزی و تولید ناخالص داخلی کشور داشته است، چنانکه گویی نفت خام همچون خونی (سیاه رنگ) در رگهای اقتصاد ایران جریان دارد. مسئلهای که به عقیده برخی، عامل اساسی بسیاری از فرصتسوزیها و عقبماندگیها در توسعه صنعتی کشور بوده است. صنعت نفت و گاز از بزرگترین مصرفکنندگان فلزات محسوب میشود و توسعه این صنعت از جنبههای مختلف نظیر احداث دکلها و تاسیسات چاهها، خطوط لوله، مخازن ذخیرهسازی و پایانههای صادراتی موجب مصرف فلزات میشود. تصویر «فانوس» نمادی از جایگاه صنعت نفت و گاز در اقتصاد ایران است. صنعتی که به رغم مصرف و سوزاندن منابع ارزشمند و پایانپذیر انرژی، روشنایی و بازدهی کمی داشته و به نظر نمیرسد که بتواند تضمینکننده رشد اقتصادی کشور برای سالهای پیشرو باشد.