مشاهده بیشتر
توسعه زنجیرههای ارزش فلزات حیاتی از جمله لیتیوم، نیکل وکبالت روند دسترسی و توزیع این عناصر ارزشمند و کمیاب را در جهان تسهیل کرده است و کشورهای مختلفی در سراسر جهان با مشارکت فعال در زنجیرههای ارزش این فلزات از فرایندهای استخراج گرفته، تا پالایش و توزیع، نقش قابل توجهی در توسعه اقتصاد جهانی ایفا میکنند. به طور مثال، زنجیره ارزش لیتیوم عمدتا در اختیار کشورهایی مانند استرالیا، چین و مثلث لیتیوم در آمریکای جنوبی است. زنجیره ارزش نیکل را کشورهایی مانند اندونزی، فیلیپین و روسیه هدایت میکنند و در مورد زنجیره ارزش کبالت نیز در حالی که سهم عمده استخراج معدنی آن در اختیار جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) قرار دارد، بازیگران مطرحی از جمله چین، اندونزی و استرالیا در سراسر زنجیره ارزش این فلز به نقشآفرینی میپردازند.
در روزگاری که سرمایهگذاری مستقیم خارجی ابزاری استراتژیک برای بازطراحی زیرساختهای تولید، تقویت نوآوری فناورانه، گذار به انرژیهای پاک و تعمیق پیوندهای ژئواقتصادی تلقی میشود، سیاستگذاری برای جذب این نوع سرمایه، حوزهای چندلایه و پیچیده را در بر میگیرد؛ حوزهای که در آن، نهتنها اعطای بستههای حمایتی سرنوشتسازند، بلکه جزئیاتی چون سیاستهای تشویقی، شفافیت حقوقی و پیوند دولت با ناامنیهای ژئوپلیتیکی نیز آیندهساز خواهند بود. در این حوزه سرنوشتساز، سیاستگذاران در برخی کشورها چون آمریکا، چین و هند و کشورهای عضو اتحادیه اروپا با طراحی راهبردهایی کلان و قابلتوجه از سیاستهای صنعتی، مالی و نهادی، توانستهاند افزون بر جذب سرمایههای مستقیم خارجی، آن را در مسیر ارتقای قدرت ملی و بازسازی ظرفیتهای بنیادین خود به کار گیرند؛ در حالی که بسیاری از کشورهای کمتر توسعهیافته، با وجود نیاز مبرم به سرمایه و انتقال فناوری، همچنان در تله محدودیتهای قانونی، سیاستهای ناپایدار و واهمههای امنیتی گرفتار ماندهاند.
صنعت فولاد که از مهمترین محرکهای رشد زیرساختی و همچنین تولید ثروت در دنیا محسوب میشود، تغییر و تحولات عمیقی را در چند دهه گذشته پشت سر گذاشته است. به این معنا که رشد تولید و توسعه صنایع فولاد از اواخر قرن بیستم بیش از آن که تحت تسلط فولادسازانی همچون ایالات متحده آمریکا، اروپا و ژاپن باشد، توسط فولادسازان جدیدی از جمله چین و هندوستان و سایر کشورهای درحال توسعه هدایت شد. به نوعی میتوان گفت که صنایع فولاد یک گذار جغرافیایی را از کشورهای توسعهیافته و پیشرفته به کشورهای در حال توسعه طی کرد که این انتقال، منجر به بروز تغییرات قابل توجهی در زنجیره ارزش فولاد شد که البته تبعات منفی اقلیمی و زیستمحیطی قابل ملاحظهای را متوجه بازارهای جدید این محصول کرد.
رشد شتابان روند برقیشدن اقتصاد جهانی، همراه با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش خودروهای برقی، چشمانداز تازهای را برای بازار جهانی مس ترسیم کرده است. این فلز کهن، به دلیل رسانایی بالا و نقش حیاتی در انتقال انرژی، اکنون به یکی از عناصر کلیدی گذار به اقتصاد کمکربن بدل شده است، به طوری که افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی، نوسازی شبکههای برق و جایگزینی ناوگان خودروهای درونسوز با خودروهای برقی، همگی موجب رشد تقاضای جهانی مس خواهند شد. در نتیجه، بررسی تحولات پیشرو برای پیشبینی نیازها و مدیریت پایدار منابع اهمیتی استراتژیک دارد.
تجارت افغانستان در سالهای اخیر تحت تاثیر شرایط سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی قرار داشته است و همچنان یکی از ستونهای اصلی تامین نیازهای داخلی آن محسوب میشود. روند ارزش واردات به این کشور طی دو دهه اخیر روندی افزایشی داشته و شامل محصولاتی نظیر سوخت و فرآوردههای نفتی، ماشینآلات، کالاهای ساختمانی، غلات، دارو، منسوجات و تجهیزات صنعتی است که عمدتا از پاکستان، چین، هندوستان و ایران وارد میشوند. این کشور با چالشهایی مانند وابستگی شدید به واردات، ضعف زیرساختهای حملونقل و محدودیتهای بانکی مواجه بوده، اما مسیرهای جدید ترانزیتی و همکاری با کشورهای منطقه فرصتهایی را برای توسعه تجارت به ویژه برای کشورهای همسایه ایجاد کرده است. در این میان، ایران نیز یکی از تامینکنندگان مهم کالا و مسیرهای ترانزیتی افغانستان محسوب میشود.
آزادسازی اقتصادی، فرایندی یکنواخت و قابل تعمیم به همه کشورها نیست. انتخاب ابزارهای آزادسازی بهشدت تحت تاثیر نوع و وفور منابع طبیعی، ظرفیت نهادی و حکمرانی و شرایط اقتصادی و مالی هر کشور قرار دارد. تجربه کشورهایی مانند نروژ، اندونزی و کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان میدهد که دولتها، بسته به موقعیت خود، ترکیبهای متفاوتی از ابزارهای مالکیتی، قراردادی، مالی، بازارمحور و حاکمیتی را بهکار گرفتهاند. در حالی که برخی کشورها با اصلاح رژیمهای قراردادی و مالی در بخش منابع به جذب سرمایه و افزایش تولید پرداختهاند، برخی دیگر با حفظ مالکیت دولتی بر منابع، آزادسازی را به بخشهای غیرنفتی و ساختارهای تجاری و مالی منتقل کردهاند. بنابراین، برخورداری از نتایج مثبت آزادسازی اقتصادی به ویژه برای کشورهای منابعمحور، نه در تقلید از یک الگوی واحد، بلکه در انطباق هوشمندانه ابزارها با شرایط خاص هر کشور نهفته است.
محصولات صنعت پتروشیمی زندگی انسان مدرن امروزی را احاطه کرده است. تقریبا به هر سویی که چشم دوخته شود محصولات این صنعت از قبیل انواع پلاستیکها، لاستیکها، الیاف سنتزشده و ... را میتوان یافت. صنعت پتروشیمی یکی از بزرگترین صنایع مصرفکننده انرژی در جهان به شمار میآید، به طوری که بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، حدود ۱۴ درصد از کل نفت و همچنین حدود ۸ درصد از کل گاز طبیعی جهان توسط این صنعت به مصرف میرسد و بالغ بر نیمی از کل انرژی مصرفی این صنعت به عنوان ماده اولیه ورودی برای تبدیل به محصولاتی دیگر مصرف میشود. هرچند عمده توجهات به این صنعت به سبب مصرف انرژی بالای آن است، اما در این گزارش به نقشِ کمتر دیدهشده آن در ایجاد تقاضا برای فلزات نگاه میشود.
فلزات از دیرباز نقش اصلی را در ساخت کشتیهای مختلف ایفا میکردهاند. در گذشته، به منظور جلوگیری از ورود آب و نیز برای دستیابی به استحکام و مقاومت بالا در مقابل شرایط دشوار دریانوردی، از فلزات گوناگونی در ساخت کشتیها استفاده میشد. امروز نیز، بهرغم پیشرفتها در زمینه تولید مواد مختلف، کماکان فولاد اصلیترین عنصر ساخت کشتیها برشمرده میشود. ساخت انواع کشتیهای بزرگ و بسیار سنگین، که بخش عمده وزن آنها را فولاد تشکیل میدهد، نمایانگر تقاضای بسیار بالای صنعت کشتیسازی برای فلزات گوناگون، خصوصا فولاد است و در همین راستا، برنامهریزی برای توسعه صنعت کشتیسازی کشور موجب خواهد شد تا تقاضای قابل توجهی برای این فلز ارزشمند در داخل کشور ایجاد شود.
صنعت خودروسازی جهان، طی دهههای اخیر، یکی از مهمترین تحولات خود را تجربه کرده و ساخت خودروهای الکتریکی در چند سال اخیر دورنمای روشنی را برای توسعه صنعت خودروسازی جهان به تصویر کشیده است. برخی از کارشناسان معتقدند که با توجه به اهمیت مسائل زیستمحیطی و توجه به کاهش آلودگی هوا، در سالهای آتی، خودروهای الکتریکی میتوانند به طور کامل جایگزین خودروهای احتراق داخلی شوند. با افزایش تقاضا برای خودروهای الکتریکی، مصرف فلزات رسانایی نظیر مس و آلومینیوم و برخی فلزات کمیاب مانند لیتیوم افزایش مییابد، زیرا با حذف سوخت فسیلی در خودروها، ارتباط میان اجزای داخلی خودرو فقط از طریق تامین و انتقال انرژی الکتریکی امکانپذیر است و در آینده نیز صنعت خودروسازی محرکی قدرتمند برای مصرف فلزات محسوب میشود.
اهمیت بالای صنعت فولاد و نقش پررنگ آن در وضعیت اقتصادی جوامع، قابل چشمپوشی نیست. اگرچه مسائل زیستمحیطی مربوط به تولید این ماده به موضوعی جدی در میان جوامع بدل شده است، تصور حذف فولاد در آیندهای نزدیک امری دشوار به نظر میرسد. با این حال، محققان در تلاش برای یافتن رویکردهایی به منظور کاهش آلایندگی فولادند و حتی برای انتخاب مواد جایگزین آن نیز جستوجو کردهاند. شرایط حاکم بر بسیاری از مناطق درحالتوسعه جهان محرکی برای افزایش تقاضا در بازار فولاد محسوب میشود و به نظر میرسد حذف فولاد دستکم در چند دهه آینده امکانپذیر نباشد
فعالیتهای فضایی از گذشته تا کنون، جذابیتها و دستاوردهای فراوانی برای بشر به همراه داشته است. این فعالیتها از ابتداییترین حالت خود یعنی پرتاب ماهواره آغاز شد، و تا فرستادن حیوانات آزمایشگاهی و نهایتا انسانها به فضا و بازگشت آنها به زمین ادامه یافته است. اگرچه در گذشته، بقای انسان در فضا برای زمانی اندک به دغدغهای برای دانشمندان تبدیل شده بود، امروز موضوع کوچ به سیارههای دیگر و آغاز یک زندگی جدید مطرح میشود. کشورهای متعددی در طول تاریخ در حوزه صنایع فضایی فعالیت داشتهاند. با این حال، کشورهای محدودی همچون ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین را میتوان به عنوان بازیگران اصلی و پیشرو در این زمینه قلمداد کرد.
در عصر حاضر، از حوزه گردشگری به عنوان یکی از عناصر جداییناپذیر در رشد و توسعه کشورها یاد میشود. تاثیر توسعه این بخش، گستره بزرگی از وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تا نقش انکارناپذیر آن در رشد اقتصادی جوامع را به شکل مستقیم و غیرمستقیم در بر میگیرد. از این رو، کشورها علاوه بر سعی در حفظ منابع طبیعی خود، همواره در پی توسعه زیرساختهای لازم برای بهرهمندی حداکثری از مزایای قابل حصول از بخش گردشگری هستند. شاخصهای متعددی برای بررسی کشورهای بزرگ این حوزه وجود دارد که در این گزارش به ارزش افزوده ایجاد شده توسط بخش گردشگری، تعداد شغلهای ایجاد شده و ورود گردشگر بینالمللی پرداخته شده است.