مشاهده بیشتر
تحولات صنعت ساختمانسازی در طول چند دهه گذشته موجب شده است تا تغییرات قابل توجهی در متریال و مصالح مصرفی ایجاد شود و استفاده از فلزات غیرآهنی در بخشهای مختلف این صنعت گسترش یابد. در واقع اهمیت یافتن مفاهیمی مانند سبکسازی ساختمان، خانههای هوشمند، سبکهای نوین معماری و طراحی دکوراسیون و همچنین انبوهسازی از جمله روندهای حاکم بر صنعت ساختمان هستند که موجب شدهاند استفاده از فلزاتی مانند آلومینیوم، مس و روی در احداث ساختمانها افزایش یابد.
سربوروی دو فلزی هستند که به لحاظ ذخایر معدنی معمولا در کنار یکدیگر یافت میشوند. با این حال، ویژگیها و موارد کاربرد این دو فلز و روند حاکم بر بازارهای آنها به شدت با یکدیگر تفاوت دارد. سرب عنصری با چگالی بسیار بالاست که بخش عمده کاربردهای آن به حوزه باتریهای خودروهای الکتریکی تعلق دارد و به همین سبب، رشد بازار آن در سالهای آینده تا حد زیادی وابسته به روندهای حاکم بر صنعت خودروسازی و جایگزینی خودروهای الکتریکی است. در حالی که کاربرد عمده صنعت روی در صنعت فولاد و تولید فولادهای گالوانیزه است و چشمانداز رشد تقاضای این فولادها، دورنمای مناسبی را برای رشد تقاضای این فلز این ایجاد میکند.
گزارشها حاکی از آن است که در سالهای آتی، سناریوهای زیستمحیطی عمدتا بر گسترش ظرفیت تولید انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین جایگزینی قابل توجه در استفاده از سوختهای آلاینده با انرژیهای پاک متکی خواهد بود. این موضوع سبب شده است تا چشمانداز مثبتی برای بازار آتی مس شکل بگیرد. برآوردهای صورتگرفته حاکی از آن است که بخش حملونقل، اصلیترین محرک بازار مس در افق زمانی ۲۰۵۰ خواهد بود. این مسئله عمدتا به دلیل هدفگذاریهای صورتگرفته در راستای جایگزینی گسترده ناوگان حملونقل جادهای موتور احتراقی با وسایل نقلیه الکتریکی است. تخمین زده میشود در سال ۲۰۵۰، میزان تقاضای فلز مس با رشد ۱۰۰ درصدی نسبت به سالهای اخیر به حدود ۵۰ میلیون تن در سال برسد که بالغ بر ۹۰ درصد آن از محل توسعه ناوگان حملونقل جادهای برقی باشد.
فرآیند شهرنشینی و حرکت به سمت بلندمرتبهسازی در ایران طی دهههای گذشته، روند نسبتا پایداری را شاهد بوده است. تا پیش از سال ۱۳۸۶، تراکم ساختمانی در کشور کمتر از ۱۰۰ درصد بود و سهم پروانههای احداث ساختمانهای یک و دو طبقه تقریبا دو برابر سهم پروانه احداث ساختمانهای سه طبقه و بیشتر بود. اما از این سال به بعد، همزمان با اجرایی شدن پروژه مسکن مهر، رویکردها در این حوزه تغییر یافت. آمارها نشان میدهد که تا سال ۱۴۰۰، میزان تراکم ساختمانی در کشور به حدود ۱۴۰ درصد افزایش یافت و سهم پروانههای احداث ساختمانهای سه طبقه و بیشتر نیز به ۴۷ درصد رسید که این موضوع به وضوح در دستور کار قرار گرفتن توسعه عمودی شهرها را آشکار میکند. علاوه بر این، توسعه شهرنشینی طی سالهای گذشته، مصرف گسترده فلزات فولاد، آلومینیوم و مس را به دنبال داشته است. برآوردها حاکی از آن است که طی سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۰، سالانه به طور متوسط حدود ۴ میلیارد دلار فولاد، ۴۰۲ میلیون دلار آلومینیوم و ۲۲۶ میلیون دلار مس در صنعت ساختمانسازی کشور به مصرف رسیده است.
بخش عمدهای از محصولات ساختهشده فلزی غیرآهنی به روش ریختهگری تولید میشوند. از مزایای قطعات ساختهشده به روش ریختهگری میتوان به قابلیت عملیات حرارتی، قابلیت ماشینکاری و جوشپذیری خوب با استحکام بالا اشاره کرد. قطعات ریختهگریشده حلقههای نهایی زنجیره ارزش تولید محصولات فلزی هستند. از آنجا که بسیاری از ابزارآلات و تجهیزات مورد استفاده در بخشهای مختلف صنعت به این روش تولید میشوند، با سرمایهگذاری در حوزه توسعه ظرفیتهای ریختهگری فلزات غیرآهنی، میتوان نیاز صنایع داخلی به این قطعات را حد امکان تامین کرد که این مسئله کشور را از واردات این قطعات بینیاز میسازد و از خروج ارز از کشور جلوگیری میکند.
بازار جهانی سرب و روی به دلیل کاربردهای صنعتی وسیعی که این دو فلز دارند، نسبت به چرخههای تجاری و تغییرات شاخصهای کلان اقتصادی واکنش نشان میدهد. تورم، یکی از مهمترین این شاخصها است که تغییرات آن میتواند منجر به تغییر در روند عرضه و تقاضای فلزات سرب و روی و در نتیجه قیمت آنها شود. بررسیها نشان میدهد که سطح پایینی از نرخ تورم به دلیل آن که قیمتها و هزینههای تولید از ثبات نسبی برخوردار هستند، معمولا شکلگیری روندی صعودی در میزان تولید سرب و روی را به دنبال دارد. این در حالی است که سطوح بالای نرخ تورم بسته به منشا ایجاد تورم و همچینین با توجه به نااطمینانیهای ناشی از آن، آثار متفاوتی میتواند بر قیمت و میزان تولید و مصرف فلزات سرب و روی داشته باشد. علاوه بر این، بررسیها نشان میدهد که میزان تجارت سرب و روی در بلندمدت، بعضا به تغییرات نرخ داخلی تورم کشورها در مقایسه با نرخ جهانی تورم واکنش نشان میدهد.
فلز مس یکی ازکامودیتیهای استراتژیک اقتصاد جهان به شمار میرود که با توجه به روندهای حاکم بر حوزه صنعت و انرژی و روند برقی شدن، روز به روز بر اهمیت آن افزوده میشود. موضوع رشد جمعیت یکی از مولفههای کلیدی بر رشد و یا افت بازار این فلز به شمار میآید. البته این تاثیرگذاری در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه متفاوت است. کشورهای توسعهیافته، علیرغم این که با نرخ رشد جمعیت نزولی مواجه هستند، اما به سبب ظهور فناوریهای نوین از جمله خودروهای برقی، توسعه صنایع الکترونیکی و بهرهبرداری از انرژیهای تجدیدپذیر، با رشد تقاضا برای مصرف مس روبهرو شدهاند و این شرایط در سالهای آینده نیز تداوم خواهد داشت. در کشورهای درحال توسعه، نرخ رشد جمعیت بالاتر است، از این رو، میزان مصرف مس در راستای توسعه شهرها و زیرساختها فزاینده خواهد بود.
فلز مس، یکی از راهبردیترین مواد کاربردی در صنعت خودروسازی به حساب میآید. بهبود عملکرد و ظهور خودروهایی با امکانات و آپشنهای بیشتر (و به طور ویژه خودروهای برقی)، مهمترین روندهای حاکم بر صنعت خودروسازی جهان در سالهای اخیر بوده و در این میان، مس نقش بسیار مهمی را بر عهده داشته است، چرا که ساخت بسیاری از تجهیزاتی که در طول زمان به خودروها اضافه شده بر پایه گسترش مصرف مس صورت گرفته است. طبق آخرین گزارشهای ارائهشده، مصرف مس در صنعت خودروسازی حدود ۳ میلیون تن است و انتظار میرود که در طول یک دهه پیشرو تقریبا از ۶ میلیون تن در سال نیز گذر کند.
فلز مس به عنوان یکی از فلزات پایه برای انواع صنایع و بخشهای مختلف یک جامعه از جمله زیرساختهای انرژی و حملونقل به شمار میرود. به دنبال گسترش شهرها و افزایش فعالیتهای صنعتی، میزان مصرف این فلز نیز طی دهههای اخیر روندی صعودی داشته است، اما آغاز برخی روندها در دو دهه اخیر از جمله تولید روزافزون خودروهای برقی و همچنین تولید برق با استفاده از منابع تجدیدپذیر، روند رو به رشد مصرف مس را به طور قابل توجهی افزایش داده است. همچنین قدرتهای جدید در جنوب شرق آسیا از جمله چین، هندوستان، تایوان، کره جنوبی، تایلند و سایر کشورهای شرقی، به دنبال توسعه مناطق و صنایع خود در دو دهه اخیر، به مصرفکنندگان عمده مس در جهان تبدیل شدهاند و این در حالی است که تا نیم قرن اخیر، بخش عمده بازار مصرف مس به کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی اختصاص داشت.
دنیای امروز با روند پرسرعت تحولات اساسی گره خورده است. تشدید روند شهرنشینی، روند توسعه زیرساختها، توسعه مستمر صنعت خودروسازی در مسیر تولید خودروهای برقی و توسعه سیستمهای ذخیرهسازی انرژی از جمله روندهایی هستند که آیندهای جدید را برای بازار مصرف فلزات به تصویر میکشند. در این بین، دو فلز سرب و روی، فلزات استراتژیکی محسوب میشوند که نقش مهمی را در آینده تحولات اقتصاد جهانی خواهند داشت و به همین سبب، رشد تولید و مصرف آنها محدودیتهای گلوگاهی مهمی را برای تامین منابع اولیه و معدنی این صنعت ایجاد میکند.
بحرانهای مالی به هنگام وقوع آثار مخربی را بر پیکره اقتصاد از خود بر جای میگذارند. بازار فلزات سرب و روی به دلیل کاربردهای وسیعی که در بخش صنعت دارند از این قاعده مستثنی نیستند. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ نیز نشان میدهد مولفههای بازار جهانی فلزات سرب و روی حساسیت نسبتا بالایی به وقوع یک بحران مالی دارند. با این حال انتظار میرود که بازار جهانی این دو فلز چندان تحت تاثیر بحران بانکی هفتههای اخیر آمریکا که تا حدی یادآور بحران مالی ۲۰۰۸ است، قرار نگیرد. زیرا این بحران بر خلاف بحران مالی ۲۰۰۸ بیش از آن که ریشه فاندامنتالی داشته باشد، ناشی از وحشت سپردهگذاران بوده است.
در سالهای اخیر، همگام با توسعه صنایع مختلف، استفاده از آلومینیوم نیز افزایش یافته است، به طوری که امروز از این فلز نقرهایرنگ به عنوان فلز قرن بیستویکم یاد میشود. آلومینیوم، به سبب ویژگیهایی نظیر سبکوزنی، چکشخواری و شکلپذیری مناسب، مقاومت در برابر خوردگی و ضربه و هدایت الکتریکی بالا، در صنایع خودروسازی، شبکههای توزیع و انتقال برق، ساختوساز و ... به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. با توجه به اینکه در سالهای اخیر دمای جهانی بهشدت افزایش یافته است و استفاده از انرژیهای پاک خصوصا انرژی الکتریکی یکی از مهمترین سیاستهای مقابله با این معضل جهانی به شمار میآید، پیشبینی میشود که در سالهای آتی، با توسعه این بخش، ساخت خودروهای الکتریکی، ایجاد زیرساختها و ...، تقاضای فراوانی برای آلومینیوم در جهان ایجاد شود.