مشاهده بیشتر
تا چندی پیش اصطلاح « جهانیسازی» غایت آرمانی بسیاری از اندیشمندان و سیاستگذاران محسوب میشد. توسعه فناوری و گسترش ارتباطات، این تفکر را به بشر القا میکرد که حرکت به سوی تبدیل جهان به دهکدهای منظم و پیوسته، زندگی و روابط انسانها را متحول خواهد کرد. برهمیناساس بهمرور وابستگی کشورها به یکدیگر برای تامین مایحتاج خود افزایش پیدا کرد. اما اکنون بحران کرونا این تفکر را به جامعه جهانی القا کرده است که نمیتوان همیشه برای تامین کالاهای اساسی و غیراساسی نیازمند دیگران بود. بههمیندلیل پیشبینی میشود از اینپس روند معکوسی از جهانیسازی در کشورها شکل بگیرد و جوامع به سمت خودکفایی و توجه به داخل حرکت کنند. ساعت معکوس نمادی از برعکسشدن تمام روندهایی است که جهان تا پیش از بحران کنونی برای رسیدن به آن گام برمیداشت.
صنعت پتروشیمی به سبب نیاز به حجم بزرگی از تاسیسات و تجهیزات، محرکی بزرگ برای فلزات بازار محسوب میشود. این صنعت، همواره یکی از بخشهای اساسی برنامههای توسعهای کشور بوده که این امر دورنمای روشنی را برای فلزات ایجاد میکند. حرکت سوزن روی شیارهای صفحه گرامافون، باعث ایجاد لرزش در صفحه و تولید صدا میشود. اگر بین سوزن و صفحه فاصلهای وجود داشته باشد صرفا با چرخش صفحه، آهنگی نیز پخش نخواهد شد. فاصله بین سوزن و صفحه در عکس روی جلد، تعبیری از فاصله بین اهداف محقق شده صنعت پتروشیمی و اهداف تعیین شده در اسناد بالادستی است که باعث شده آهنگ دلنشین توسعه که تاثیر مستقیم بر بازار فلزات دارد، طنینانداز نشود.
بحث تولید گوشی ملی و تامین بخشی از نیاز بازار موبایل کشور از محصولات داخلی در سالهای اخیر به شکلهای مختلفی جریان داشته است. بازار حدودا ۳ میلیارد دلاری تلفن همراه در ایران شرایط جذابی را بر فعالیت واحدهای تولید تلفن همراه و تامین نیاز کاربران داخلی ایجاد میکند. علیرغم این مسئله، نگاهی به تجربه تولید گوشی تلفن همراه در کشور نشان میدهد که فعالیت این صنعت هیچگاه از روش CBU (واردات گوشی کامل و چسباندن لیبل) و یا در بهترین حالت مونتاژ قطعات وارداتی فراتر نرفته است. با این حال، گوشیهای تلفن همراه ساخت داخل هیچگاه نتوانستهاند رضایت کاربران را جلب کنند. تصویر «گوشی موبایل قدیمی» روی جلد را میتوان نمادی از شرایط سالهای اخیر این صنعت دانست که به دلیل دسترسی نداشتن به تکنولوژیهای روز و برخوردار نبودن از قدرت رقابت با برندهای معتبر نتوانسته است به سهم مناسبی از بازار داخل دست یابد و در اصطلاح «بیصدا» مانده است.
تحولات اقتصادی و صنعتی جهان در چند دهه گذشته، بخش معدن و صنایع معدنی و فلزی را که صنعت مادر و حلقه نخست زنجیرههای تامین محسوب میشود به سمت افزایش روزافزون بهرهبرداری از پتانسیلهای طبیعی و معدنی سوق داده است، به طوری که امروز موضوع کاهش سطوح ذخایر معدنی و احتمال اتمام آنها در سالها و دهههای آینده، یکی از ریسکهای مهم فضای اقتصادی جهان به شمار میآید. در این بین، ایران اگرچه یکی از کشورهای ثروتمند جهان به لحاظ بهرهمندی از ذخایر معدنی و طبیعی برشمرده میشود اما ارزیابیها نشان میدهد میزان بهرهبرداری از ذخایر معدنی و تولید محصولات فلزی در کشور فاصله قابل ملاحظهای را با پتانسیلهای واقعی و بالقوه دارد که ریشه این مسئله را باید در عواملی مانند عدم استفاده از فناوریهای پیشرفته اکتشاف، استخراج و فراوری مواد معدنی و جریان نیافتن سرمایهگذاریها به بخش معدن جستوجو کرد. تصویر «ظرف سفالی» روی جلد سمبلی از وضعیت فعلی بخش معدن کشور است که کامل شدن آن به فراگیری و استفاده از یک «فوت کوزهگری» نیاز دارد تا به این ترتیب بتوان از طریق فعالسازی پتانسیلهای بالقوه و بهرهبرداری بهینه و کارآمد از منابع ارزشمند کشور، زمینه رونق و توسعه بخش معدن را فراهم آورد و بستر جهش اقتصادی را ایجاد کرد.
بازار خودروی جهان در عصر امروز به بازاری روبهگسترش و رقابتی تبدیل شده است که بازیگران آن برای حفظ و بهبود جایگاه خود ملزم به عرضه محصولاتی پیشرفته و نوآورانه هستند. در واقع رقابتپذیری فعالان صنعت خودرو در جهان تا حد زیادی به عواملی مانند شناسایی و همسو شدن با روندهای حاکم بر حوزه حملونقل و خودرو، توانمندی آنها در عرضه محصولات با بهرهوری و کارآیی بالا و همگام شدن با آخرین پیشرفتهای حوزه دانش و فناوری وابسته است. در مقابل صنعت خودرو در ایران، به رغم تاریخچه و قدمت قابل توجه و همچنین جایگاه استراتژیک آن در اقتصاد کشور، متاثر از عوامل و محدودیتهای خارجی و سیاستگذاریهای داخلی در سالهای اخیر با شرایط دشوار و پرچالشی دست و پنجه نرم کرده است. تصویر «سرعتسنج» روی جلد، سمبلی از سرعت بسیار بالای تحولات بازار خودروی جهان است، بازاری که معضلات و «سرعتگیر»های مسیر فعالیت صنعت خودروسازی، توان این صنعت را برای همگام شدن با تحولات و پیشرفتهای آن دچار چالش کرده است.
با نگاهی به برخی شاخصهای مربوط به زیرساختهای شهری در کشور میتوان دریافت که فاصله معنیداری میان وضعیت موجود و استانداردهای جهانی وجود دارد. به نظر میرسد توسعه زیرساختهای شهری در اولویت دوم اجرای برنامههای شهرسازی کشور قرار میگیرند که این مسئله در بلندمدت، آسیبهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زیادی را ایجاد خواهد کرد. «گنبد کبود» به عنوان سمبلی قدیمی از معماری و شهرسازی ایرانی را میتوان نمادی از شرایط فعلی زیرساختهای شهری در ایران در نظر گرفت؛ زیرساختهایی که قدیمی هستند و متناسب با رشد بافتهای شهری توسعه نیافتهاند. ایجاد و توسعه زیرساختهای مختلف شهری از جمله ساختمانهای فرهنگی، ورزشی و خدماتی، فضاهای سبز و زیرساختهای حملونقل درون شهری شامل مترو، اتوبوس و خودرو موجب مصرف میزان قابل توجهی فلزات اساسی خواهد شد. تصویر نوستالژیک «بلیط اتوبوس شهری» روی جلد، تداعیکننده خاطرات اتوبوسهای قدیمی به عنوان عضوی از سیستم حملونقل درونشهری است. سیستمی که همانند سایر زیرساختهای شهری در کشور نیاز به توسعه و نوسازی دارد.
در دهههای اخیر همواره تولید و صادرات نفت خام و گاز طبیعی نقش اصلی را در درآمدهای ارزی و تولید ناخالص داخلی کشور داشته است، چنانکه گویی نفت خام همچون خونی (سیاه رنگ) در رگهای اقتصاد ایران جریان دارد. مسئلهای که به عقیده برخی، عامل اساسی بسیاری از فرصتسوزیها و عقبماندگیها در توسعه صنعتی کشور بوده است. صنعت نفت و گاز از بزرگترین مصرفکنندگان فلزات محسوب میشود و توسعه این صنعت از جنبههای مختلف نظیر احداث دکلها و تاسیسات چاهها، خطوط لوله، مخازن ذخیرهسازی و پایانههای صادراتی موجب مصرف فلزات میشود. تصویر «فانوس» نمادی از جایگاه صنعت نفت و گاز در اقتصاد ایران است. صنعتی که به رغم مصرف و سوزاندن منابع ارزشمند و پایانپذیر انرژی، روشنایی و بازدهی کمی داشته و به نظر نمیرسد که بتواند تضمینکننده رشد اقتصادی کشور برای سالهای پیشرو باشد.
واردات عرصهای فرصتساز برای پیمودن مسیر توسعه صنعتی و رشد اقتصادی محسوب میشود که از جنبههای مختلف مانند تامین نهادهها و عوامل تولید، افزایش رقابتپذیری، ارتقای سطح کیفیت کالاهای تولید داخلی و نیز ورود فناوریهای نوین به کشور اهمیت دارد و همچنین به صورت غیرمستقیم موجب ورود فلزات به صورت غیرمستقیم و در قالب محصولات ساختهشده به کشور میشود.
موضوع سرمایهگذاری در هر کشور به مثابه ریلی است که بستر حرکت قطار رشد و پیشرفت اقتصادی را فراهم میسازد. با این حال، بررسی آمارها نشان میدهد میزان تشکیل سرمایه در ایران در دو دهه گذشته کاهش معنیداری را تجربه کرده است. تحریمها و عدم تمایل سرمایهگذاران خارجی برای حضور در کشور، تورم و شرایط متلاطم اقتصادی و ریسکهای ناشی از مقرراتگذاریها و ناپایداری محیط کسبوکار، اصلیترین عوامل موثر بر سرمایهگذاری ناکافی و حتی فرار سرمایه از کشور تلقی میشوند. به جرات میتوان گفت بدون جذب سرمایه لازم و در اصطلاح با «جیب خالی»، پویایی و رشد اقتصادی، دستهکم در بلندمدت، ممکن نیست. تصویر «کیف سامسونت» روی جلد، سمبلی از اهمیت و لزوم جذب سرمایهگذاران در کشور است، مقولهای که گلوگاه مهمی برای تحقق اهداف توسعهای و اهداف اقتصادی کشور تلقی میشود و رفع آنها مستلزم نگاه جدید و ویژه نهادهای سیاستگذار برای تسهیل و بهبود محیط کسبوکار و جذب سرمایهگذاران داخلی و خارجی است تا به این ترتیب بستر لازم برای توسعه صنعتی، تکمیل زنجیرههای ارزش و رشد مصرف فلزات در کشور ایجاد شود.
تحولات ژئوپلیتیک و جنگهای نظامی یکی از مهمترین عدمقطعیتهای اقتصاد امروز جهان به شمار میآید که میتواند زنجیرههای تامین را مختل کند، عرضه، تقاضا و مصرف فلزات مختلف را تحت تاثیر قرار دهد و بازارها را دچار تلاطمات شدیدی کند. تجربه نشان میدهد بروز هرگونه جنگ و درگیری نظامی میتواند آسیبهای سنگین و پردامنهای را به اقتصاد و زیرساختهای هر کشور وارد کند و در اصطلاح «خشک و تر» را با هم بسوزاند. در این بین، ایران با توجه به ساختار اقتصادی کامودیتیمحور خود و همچنین قرارگیری در ناحیه جغرافیایی پرتنش خاورمیانه به شکل پررنگتری با این موضوع دست به گریبان است. البته از سوی دیگر باید توجه داشت تحولات ژئوپلیتیک در نقاط مختلف جهان میتواند با افزایش قیمت نفت و فلزات و همچنین ایجاد فرصتهای جدید توسعه بازارهای صادراتی به عنوان بسترساز رشد اقتصادی کشور نیز عمل کند. تصویر «بیسیم جنگی» روی جلد، سمبلی از ریسکهای ژئوپلیتیک و لزوم آمادگی برای مواجهه با آنهاست تا بتوان ضمن ارتقای قدرت مقاومت، فرصتهای اقتصادی آن را نیز به خوبی شناسایی و از آنها استفاده کرد.
طرح روی جلد، تصویر «ماشین دودی» به عنوان نمادی از صنایع ریلی کشور است. ماشین دودی نام نخستین قطار بینشهری ایران بود که تهران را به ری متصل میکرد. این قطار به دلیل انتشار بخار آب از دودکش آن، در بین عامه مردم به این نام شهرت یافت. میتوان بهرهبرداری از این قطار در سال ۱۲۶۱ خورشیدی را سرآغاز ورود صنعت ریلی به کشور دانست. صنعتی که اگرچه امروز با چالشهای بسیاری ازجمله تحریمها، عدم دسترسی به تکنولوژیهای روز و توسعهنیافتگی زیرساختها دست به گریبان است اما توانسته است در سالهای اخیر بدون توقف در مسیر تامین نیاز داخلی کشور حرکت کند. مسیری که در دورنمای آن توسعه حمل و نقل ریلی، به عنوان زیرساخت اساسی توسعه صنعتی کشور دیده میشود.
صنعت ساختمانسازی یکی از صنایع تعیینکننده و اثرگذار در اقتصاد کشور است و رونق آن میتواند تا حد زیادی باعث به حرکت درآمدن چرخهای بخش صنعت و رشد قابل توجه مصرف فلزات در کشور شود. با این حال، فاصله میان آمار احداث ساختمانها، به خصوص در حوزه مسکن، با تقاضای موجود و اهداف پیشبینی شده در اسناد بالادستی نشان میدهد سیاستهای اتخاذشده موثر نبوده و این صنعت با چالشهایی نظیر تامین مالی، صنعتی نبودن و همگام نشدن با پیشرفتهای جهانی دست به گریبان است. تصویر «شاقول» روی جلد، نمادی از صنعت ساختمانسازی و لزوم اصلاح سیاستها و تغییر استراتژیها به عنوان خشت اول این صنعت است، چرا که تداوم روند کنونی موجب تکرار نتایج نامطلوب قبلی و در اصطلاح کج رفتن دیوار این صنعت تا ثریا خواهد شد. بر همین اساس به نظر میرسد لازم است تا اقدامی جدی در خصوص عارضهیابی و اصلاح رویکردهای صنعت ساختمانسازی و شاقول کردن دیوار این صنعت صورت پذیرد.