مشاهده بیشتر
تداوم کندی نرخ رشد جمعیت بیش از چند دهه است که بر چشمانداز اقتصاد جهانی سایه انداخته و تاثیرات گستردهای را بر اقتصادهای جهان بر جای گذاشته است. به طور مثال، کندی نرخ رشد جمعیت در برخی اقتصادهای توسعهیافته از جمله ژاپن، به طور قابل توجهی به نرخ رشد اقتصادی ضعیف این کشور دامن میزند. اگرچه روند کندی نرخ رشد جمعیت در برخی اقتصادهای در حال توسعه از جمله چین نیز قابل مشاهده است، با این حال این کشور همواره در تلاش است تا از طریق ارزیابی مجدد استراتژیهای توسعه خود، رشد اقتصادی و نفوذ خود در صحنه اقتصاد جهانی را به طور مداوم حفظ کند. با توجه به این که روند رشد جمعیت در برخی اقتصادهای در حال توسعه آسیا و آفریقا از جمله هندوستان و نیجریه سریعتر از سایر نقاط جهان پیش خواهد رفت، به نظر میرسد این کشورها از طریق بهرهوری بالای اقتصادی و بازار مصرفکننده داخلی، به طور مداوم جلوتر از اقتصادهای توسعهیافته در صحنه اقتصاد جهان قدم بردارند.
مشارکت خودروسازان جهان در زنجیرههای ارزش، صنعت خودروسازی را در جریان یک تغییر و تحول گسترده قرار داده است، به طوری که علاوه بر کشورهای پیشرفته، امروزه برخی از اقتصادهای در حال توسعه آسیا و آمریکا نیز به عنوان بازیگرانی کلیدی در زنجیره ارزش صنعت خودروسازی نقشآفرینی میکنند. در حالی که برخی خودروسازان مطرح در آلمان، ژاپن و کرهجنوبی به دلیل قابلیتهای تولید پیشرفته و فناوریهای نوین اغلب در زنجیره ارزش بالادست و پاییندست از جمله تولید تراشههای پیشرفته صنعت خودروسازی نقشآفرینی میکنند، کشورهایی مانند چین و مکزیک با مونتاژ قطعات پیچیده وارداتی از این کشورها بیشتر در حلقههای میانی زنجیره ارزش مشارکت دارند، به طوری که سهم آنها از صادرات قطعات خودرو در حال حاضر بیشتر از کشورهای پیشرفتهای مانند ژاپن و ایالات متحده آمریکا است.
در عصر امروز که زیادهخواهی بیمحابای اقتصادی، ردپایی عمیق بر کاهش منابع زمین بر جای نهاده و سیر پرشتاب رشد همزمان با فرسایش منابع و شکنندگی زیرساختهای زیستی در حال گسترش است، اقتصاد چرخشی ضرورتی حیاتی برای بازآرایی بنیادهای تولید، طراحی و حکمرانی تلقی میشود؛ ضرورتی که سقوط نگرانکننده نرخ چرخش جهانی، تجربههای موفق کشورهای پیشرو همچون مدلهای قابلتوجه در استرالیا و سیاستورزی هوشمندانه در فرانسه، در کنار تحلیل واگراییهای عمیق میان مناطق مختلف جهان در نسبت رشد اقتصادی و شدت مصرف مواد اولیه برای تولید، چشمانداز جهانی را ترسیم میکنند که راه نجات آن از چرخه فرسایش، تنها از مسیر سیاستگذاریهای نوین میگذرد. به عبارتی این مسیر شکوفایی در هر کشور، بدون بازتعریف نقش دولتها در اقتصاد کشورها، اصلاح قواعد صنعتی و توجه به سرمایههای انسانی و نهادی، به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.
توسعه صنایع پاییندستی و حرکت به سمت حلقههای انتهایی زنجیره ارزش، یکی از الزامات اساسی برای خلق ارزش افزوده و تحقق رشد پایدار و موثر در ساختارهای اقتصادی است. در ایران نیز با توجه به وفور پتانسیلهای معدنی و انرژی، لزوم حرکت به سمت تولید محصولات نهایی در زنجیره ارزش فلزات اساسی کشور احساس میشود. البته اقداماتی قابل توجه در خصوص توسعه حلقههای پاییندستی زنجیره تولید فولاد، آلومینیوم و مس در دهه اخیر صورت گرفته که تداوم این تلاشها و اقدامات، مسیر دستیابی به رشد پایدار و خلق ثروت را در شرایط اقتصادی فعلی هموارتر خواهد کرد.
کشاورزی، کهنترین ستون تمدن بشر، امروز نیز نقشی بنیادین در اقتصاد و امنیت جهانی ایفا میکند. هرچند سهم آن از تولید ناخالص داخلی در دهههای اخیر کاهش یافته، اما ارزش افزوده واقعی و سرانه تولید کشاورزی در جهان روندی صعودی داشته است. پیشرفت فناوری، سرمایهگذاری خارجی و گسترش بهرهوری منابع موجب شده این بخش از فعالیتی سنتی به صنعتی راهبردی و دانشمحور تبدیل شود. بااینحال، فشار جمعیت، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع طبیعی، تداوم مسیر فعلی را ناممکن ساخته است. آینده کشاورزی در گرو تغییر پارادایم است؛ از تولید بیشتر به تولید پایدارتر؛ از وابستگی صرف به خودکفایی هوشمند؛ و از اتکای سنتی بر زمین، به اتکای آگاهانه بر دانش و فناوری.
در دهههای اخیر، تجارت خارجی ایران دستخوش تغییرات چشمگیری شده و در کنار صادرات نفت، سهم کالاهای غیرنفتی در اقتصاد کشور روبهافزایش بوده است. ایران با بهرهمندی از موقعیت ژئوپلیتیکی استراتژیک و دسترسی به بازارهای مهم منطقهای، توانسته است تا جایگاه خود را در تجارت منطقهای تقویت کند. در این میان، فلزات اساسی و پایه بهویژه فولاد، آلومینیوم و محصولات معدنی فرآوریشده به یکی از مهمترین ارکان صادرات غیرنفتی ایران تبدیل شدهاند. رشد ظرفیت تولید، مزیت انرژی و مواد اولیه و همچنین نزدیکی به بازارهای پرتقاضایی مانند عراق، ترکیه و پاکستان، موجب شده است تا سهم فلزات از ارزش صادرات ایران طی دو دهه گذشته بهطور پیوسته افزایش یابد. تداوم این روند میتواند مسیر تنوعبخشی اقتصادی را هموارتر و جایگاه ایران را بهعنوان تامینکننده اصلی فلزات در منطقه تثبیت کند. در این میان از حضور قدرت نوظهوری به نام چین در منطقه خاورمیانه نباید غافل بود، چرا که این کشور به سبب برخورداری از مزیتهای رقابتی خود، بخش مهمی از بازارهای همسایه ایران را تحت هدایت خود درآورده و از این نظر به رقیب قدرتمندی برای ایران تبدیل شده است.
پاندمی ویروسی ناشناخته در جهان، باعث ایجاد نگرانیهایی در خصوص تقاضای فلزات شده است. همانطور که این معضل بر اقتصاد جهانی اثرگذار بوده است، بدون شک به تبع آن اقتصاد ایران هم تحت تاثیر قرار میگیرد. صنعت سرب و روی ایران و جهان، مانند دیگر صنایع فلزی، خسارات زیادی از کاهش تقاضا، در برخی موارد کاهش تولید و گاه مازاد عرضه بر تقاضا ناشی از پاندمی بیماری کویید ۱۹ متحمل شده است. تمام کشورهای دنیا اقداماتی را به منظور جلوگیری از شیوع بیشتر این بیماری در دستور کار خود قرار دادهاند که موجب تغییرات گستردهای در لجستیک، شیوههای کار و روشها در صنعت فلزات شده است. گزارش حاضر به بررسی رخدادهای صنعت سرب و روی ایران و جهان در دوران کرونا میپردازد.
صنعت تولید گوشیهای تلفن همراه، که صنعتی جوان محسوب میشود، به سرعت در حال پیشرفت و ترقی است. کمپانیهای متعددی امروز در این صنعت مشغول به فعالیتاند. رقابت شدید میان تولیدکنندههای گوشیهای تلفن همراه خلاقیت و نوآوری در تولید این دستگاههای دیجیتالی را از اهمیت بسیار بالایی برخوردار کرده است. این امر موجب شده است تا تنوع قابل توجهی در محصولات این صنعت ایجاد شود و بازار تلفنهای همراه تحولات شگرفی را تجربه کند. آخرین آمارهای گزارششده از میزان مصرف گوشیهای هوشمند از اختصاص دادن زمان زیادی از زندگی افراد به این دستگاه دیجیتال حکایت دارد، به گونهای که حتی صحبت از اعتیاد افراد به موبایلهای خود میشود. طبق آمار جمعیتی و تقاضای بالای گوشیهای هوشمند در جهان، میتوان گفت صنعت تولید گوشیهای تلفن همراه یکی از صنایع سودآور قرن حاضر به شمار میرود و آینده روشنی برای آن قابل تصور است.
صنعت خودروهای الکتریکی بخش عمدهای از تحولات خود را مرهون ساخت باتریهای با قابلیت نگهداری شارژ در مدت زمان طولانی و برد مناسب است. باتری، منبع اصلی تامین انرژی و در عین حال، گرانترین بخش خودروهای الکتریکی محسوب میشود. در میان انواع باتری خودروهای الکتریکی، باتریهای لیتیوم یونی به سبب چگالی انرژی بالا و سازگاری بیشتر با محیطزیست سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص دادهاند. چین، با دارا بودن بیش از ۷۰ درصد از ظرفیت تولید، یکهتاز این عرصه به شمار میآید و پیشبینی میشود که در سالهای آتی نیز این کشور جایگاه خود را حفظ کند. پیشبینیها نشان میدهد که در سالهای بعد، ارزش بازار باتری خودروهای الکتریکی افزایش مییابد و این افزایش با کاهش قیمت باتری خودروهای الکتریکی همراه است.
با توجه به چشمانداز بلندمدت تعیینشده برای جهانی با کربن صفر، ایجاد تغییراتی در الگوی مصرف و پیشرفتهایی در حوزه تکنولوژی ضروری به نظر میرسد. در این مسیر، فلزات نیز نقشی پررنگ برای تحقق اهداف تعیینشده ایفا میکنند. اگرچه برای برخی از فلزات با توجه به ماهیت آنها نمیتوان چشمانداز روشنی را متصور بود، از نقش حیاتی بسیاری از آنها در آینده نیز نمیتوان چشمپوشی کرد. سرب فلزی است که با توجه به ماهیت سمی و خطرناک آن، به نظر نمیرسد که نقشی پررنگ در آینده داشته باشد. از طرف دیگر، از فلز روی حتی به عنوان جایگزین مناسبی برای برخی دیگر از فلزات نیز یاد میشود و میتوان نقش مهم آن را در آینده تضمینشده دانست.
موادی که در بخشهای ساختاری هواپیماها، هلیکوپترها و فضاپیماها استفاده میشود باید از ویژگیهایی همچون سبک بودن، استحکام بالا، مقاومت در برابر خوردگی و همچنین در حرارت بالا نیز برخوردار باشند. علیرغم پیشرفتهای حاصل شده در حوزه علم مواد، تعداد اندکی از آنها خواص مورد نیاز صنعت هوافضا را دارا هستند و در ساخت تجهیزات مختلف این صنعت به کار گرفته میشوند. تیتانیوم، سوپر آلیاژها، منیزیم و مس از جمله فلزاتی هستند که به دلیل خواص منحصر به فردی همچون مقاومت در برابر خوردگی و حرارت بالا، سبک بودن و رسانایی الکتریکی مناسب در بخشهای مختلف ساختاری و غیر ساختاری هواپیماها، هلیکوپترها و فضاپیماها مورد استفاده قرار میگیرند. پیشبینی میشود ارزش مصرف فلزات تیتانیوم، سوپر آلیاژها و منیزیم تا سال ۲۰۳۰ به دلیل روند افزایشی تولید هواپیماها و سرمایهگذاریهای جهانی در حوزه فضایی افزایش چشمگیری پیدا کند.
با توجه به مزایای قابل توجهی که توسعه بخش گردشگری برای جوامع به ارمغان میآورد، حرکت به سمت توسعه هر چه بیشتر این بخش، یکی از اولویتهای اساسی در اغلب کشورها محسوب میشود. آثار مثبت ارتقای بخش گردشگری در کشورها، در حوزههای گوناگونی از جمله شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آنها نمود پیدا میکند و سبب ترغیب جوامع به میزبانی از گردشگران مختلف میشود. اگرچه این مسئله، پیشنیازهای متعددی را در خود جای میدهد، اما شاید توسعه زیرساختها را بتوان از مهمترین آنها به شمار آورد. بدیهی است که وجود زیرساختهای کافی و بهروز، تاثیر قابل توجهی را بر انتخاب مقصد توسط گردشگران خواهد داشت و از این طریق، نقش بهسزایی را در توسعه اقتصادی کشورها نیز ایفا خواهد کرد.