مشاهده بیشتر
ایران با یک میلیون و ۶۳۵ هزار کیلومترمربع مساحت، تقریبا یک درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده و تنها مالک ۱/۰ درصد از کل ثروت جهان، معادل ۲۵۰ هزار میلیارد دلار است. کشور ما با توجه به منابع و پتانسیلهایی که از آنها برخوردار است، بیش از ۶۰ سال سابقه برنامهریزی دارد. در این مدت، فرآیند برنامهریزی تحتتاثیر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با تغییر و تحولاتی روبهرو شده و فراز و نشیبهای زیادی داشته است. میتوان گفت آمایش سرزمین بهطور خاص و برنامهریزی بهطور عام در قبل و بعد از انقلاب در کشور اجرایی شده است. در این گزارش تاریخچه برنامهریزی و آمایش سرزمین در ایران را بررسی میکنیم.
تجارت جهانی محصولات کشاورزی، از دیرباز عاملی اساسی در تامین امنیت غذایی و رشد اقتصادی کشورها بوده که در دهههای اخیر علاوه بر پشت سرگذاشتن تحولات جغرافیایی گسترده، به یکی از ابزارهای موثر در معادلات ژئوپلیتیکی جهان نیز تبدیل شده است. در واقع کشورهای صادرکننده غلات و محصولات اساسی، از این مزیت بهعنوان اهرم فشار سیاسی و اقتصادی بهره میبرند؛ نمونه بارز آن جنگ روسیه و اوکراین است که اختلال در صادرات منطقه دریای سیاه، موجب جهش شاخص جهانی قیمت غذا (FFPI) در سال ۲۰۲۲ شد. همچنین در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۱۱، افزایش قیمت جهانی مواد غذایی در نتیجه عواملی مانند خشکسالی در روسیه و گسترش تولید سوختهای زیستی از غلات، بحرانهایی را در بازار جهانی غذا ایجاد کرد. این تحولات نشان میدهد کشاورزی و تجارت مواد غذایی، نهتنها محرک رفاه اقتصادی، بلکه یکی از مولفههای قدرت و رقابت ژئوپلیتیکی در قرن بیستویکم نیز بهشمار میرود.
در ماهها و سالهای اخیر، واردات لوازم خانگی یکی از مهمترین مباحث بوده است. عدهای بر این باورند که ممنوعیت یا محدودیت واردات این محصولات میتواند زمینه مناسبی برای رونق و پیشرفت صنعت لوازم خانگی کشور باشد، صنعتی که در سالهای اخیر، به رغم تمامی چالشها، توانسته است در مسیر توسعه و ترقی حرکت کند. در سمت مقابل، عدهای نیز معتقدند که با ممنوعیت واردات لوازم خانگی و از بین رفتن عنصر رقابت در بازار داخلی این محصولات، صنعت لوازم خانگی مسیری مشابه صنعت خودرو را خواهد پیمود. با این حال، نگاهی به آمار واردات لوازم خانگی برقی کشور نشان میدهد که ارزش واردات این محصولات در سالهای اخیر کاهش یافته است که بخشی از این مسئله را میتوان با کاهش قدرت خرید مردم و نیز ارتقای توان تولیدکنندگان داخلی برای تامین نیاز مردم توجیه کرد. در هر صورت، واردات لوازم خانگی، با توجه به آنکه فلزات اساسی ماده اولیه ساخت آنها به شمار میآیند، موجب میشود تا سالانه حجم قابل توجهی از فلزات به شکل غیرمستقیم وارد کشور شود.
ایران، همانند اغلب کشورهای جهان، در سالهای اخیر با کاهش متوسط جمعیت خانوارها مواجه بوده است؛ پدیدهای که عوامل اصلی آن عبارتاند از تحولات اجتماعی و فرهنگی، شرایط اقتصادی، تمایل به استقلال و کاهش نرخ فرزندآوری. پدیده کاهش جمعیت خانوار میتواند تاثیری قابل توجه بر رشد بازار مصرف بسیاری از کالاها و محصولات، از جمله خودرو، لوازم خانگی و مسکن، داشته باشد که این امر تقاضای بالقوهای را برای مصرف فلزات ایجاد میکند. بر همین اساس و با توجه به نرخ تغییرات جمعیت خانوار در سالهای اخیر، میتوان سناریوهای مختلفی را برای پیشبینی تاثیر موضوع کوچک شدن خانوار بر بازار فلزات ترسیم کرد.
انرژی بادی دومین گزینه امیدبخش کشور پس از منابع برقآبی برای توسعه تولید و بهرهبرداری از انرژیهای تجدیدپذیر است. به این امر باید به چشم فرصتی برای رشد اقتصادی کشور نگاه کرد تا بتوان هر چه زودتر وابستگی بالای کشور به منابع انرژی فسیلی را از بین برد. این مسئله موجب میشود که کشور از تکانههای غیرمنتظره و بعضا سنگینی که با آن روبهرو خواهد شد آسیب چندانی نبیند. از طرف دیگر، برای ساخت توربینهای بادی به حجم بزرگی از فلزات بهخصوص فولاد نیاز است. از این رو، توسعه نیروگاههای بادی میتواند نقشی موثر در مصرف فلزات در کشور داشته باشد و از این طریق به بهبود شرایط اقتصادی نیز کمک کند. بنابراین مطلوب است که سیاستهایی حمایتی در این خصوص اتخاذ شود و سرمایهگذاریهای انجامشده در این بخش را نه هزینه بلکه سرمایهای بلندمدت در نظر گرفت.
با توجه به اینکه ایران در رده کشورهای برخوردار از منابع انرژی محسوب میشود، توسعه صنعت نفت و گاز همواره یکی از اولویتهای مهم برنامههای توسعه کشور بوده است، برنامههایی که با توجه به تغییر شرایط سیاسی و تحریمهای شدید، تحقق آنها با اما و اگرهایی مواجه شده و برخی از کارشناسان این عرصه معتقدند که لازم است مورد بازنگری قرار گیرند. در هر صورت، مطابق با شرایط فعلی صنعت نفت و گاز و دورنمای این صنعت، میتوان سناریوهایی را برای توسعه این صنعت در نظر گرفت. بر اساس این سناریوها، میتوان چشماندازهایی برای مصرف فلزات در بخشهای مختلف صنعت نفت و گاز کشور ترسیم کرد.
در سالهای اخیر، همواره از موضوع برخورداری ایران از ذخایر انرژی فسیلی به عنوان مزیتی ویژه برای تامین انرژی پایدار کشور یاد شده است؛ با این حال، نگرانیهای بسیاری نیز در خصوص منفی شدن تراز تولید و مصرف گاز به عنوان منبع اصلی تامین انرژی اولیه ایران و به دنبال آن در مخاطره قرار گرفتن تامین انرژی مطرح شده است، زیرا توسعه ظرفیتهای تولید نفت و گاز، همگام با رشد تقاضا و مصرف، به سرمایهگذاریهای قابل توجهی نیاز دارد که در شرایط فعلی اقتصادی کشور منطقی به نظر نمیرسد. در چشمانداز ۱۴۰۴، هدفگذاری انجامشده برای حوزه انرژی، تبدیل شدن ایران به دومین تولیدکننده بزرگ نفت، رسیدن به جایگاه دوم در بازار جهانی گاز و ارتقای ظرفیت نیروگاهی کشور به ۱۲۰ هزار مگاوات است که تحقق آن میتواند رشد قابل توجهی را در مصرف فلزات ایجاد کند.
آب و انرژی دو مولفه اساسی در بخش کشاورزی به شمار میآیند که نقش تعیینکنندهای در ایجاد ارزش افزوده، امنیت غذایی و توسعه اقتصادی ایفا میکنند. کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده منابع آب شیرین جهان، به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک، نیازمند مدیریت هوشمندانه منابع برای جلوگیری از تشدید بحران آب و افزایش بهرهوری است. اتخاذ الگوهای کشت مناسب، بهرهگیری از فناوریهای نوین آبیاری، بهبود کیفیت خاک و توسعه گیاهان مقاوم، از مهمترین راهبردهای افزایش تولید به ازای هر واحد آب مصرفی به شمار میروند. در کنار آن، انرژی نیز بهعنوان پیشران کشاورزی مدرن، از پمپاژ آب تا فرآوری محصولات نقشی حیاتی ایفا میکند و دسترسی پایدار و کارآمد به آن موجب کاهش هزینهها، ارتقای بهرهوری، توسعه سامانههای گلخانهای و حرکت بهسوی کشاورزی هوشمند و کمکربن میشود. روندهای جهانی نشان میدهند که کشورها بسته به سطح توسعه، الگوهای متفاوتی در مصرف آب و انرژی دارند؛ اما در مجموع دستیابی به تولید پایدار و ثروتآفرین در کشاورزی، در گرو مدیریت پایدار منابع آب، بهبود بهرهوری انرژی و توسعه فناوریهای مدرن در این بخش است.
توسعه نیروگاههای خورشیدی را، با توجه به شرایط جغرافیایی و آبوهوایی کشور، باید فرصتی مطلوب برای حرکت به سمت انرژیهای تجددیدپذیر و کاهش هر چه بیشتر استفاده از منابع فسیلی قلمداد کرد. این امر به دلیل پتانسیل طبیعی بالای کشور در استفاده از انرژی خورشیدی از یک سو، و همچنین تغییر سیاستگذاریهای دولت مبنی بر لزوم توسعه بهرهبرداری از انرژیهای تجدیددپذیر از سویی دیگر، میتواند کلیدی برای حل بسیاری از مشکلات اقتصادی ناشی از وابستگی به منابع فسیلی باشد. بنابراین لازم است که از پتانسیلهای طبیعی موجود به بهترین شکل استفاده شود تا مسائل گوناگون و غیرمنتظرهای همچون تغییرات ناگهانی قیمت سوختهای فسیلی و یا اِعمال تحریمها بر بخش نفت آسیبهای چندانی را در آینده نزدیک متوجه کشور نکند. علاوه بر آن، توسعه نیروگاههای خورشیدی باعث مصرف حجم بالایی از فلزات بهخصوص فولاد میشود که این امر نیز میتواند به خودی خود در رونق اقتصادی کشور اثر مثبت داشته باشد.
بخش کشاورزی به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و رشد اقتصادی، در دهه پیش رو با تحولات گستردهای روبهرو خواهد بود. پیشبینیها نشان میدهند که با افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف، تقاضا برای محصولات کشاورزی به طور قابلتوجهی افزایش مییابد و ارزش تولید جهانی این بخش تا سال ۲۰۳۴ رشد چشمگیری خواهد داشت. در کنار این روند، چالشهایی نظیر محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی، کاهش زمینهای حاصلخیز و فشار بر اکوسیستمهای طبیعی، آینده کشاورزی را با ریسکهایی جدی مواجه خواهند کرد. بنابراین، رهایی از این چالشها و تبدیل آنها به فرصتهایی بیبدیل برای رشد و توسعه اقتصادی دنیا، باید در راس بررسیها و تحلیلهای دنیای امروز قرار گیرد، بدون شک در این برهه حساس، به کارگیری دانش روز و تکنولوژیهای نوین به منظور ارتقای بهرهوری تولید و حفاظت از منابع ارزشمند طبیعی، به منزله بازویی قدرتمند، یکی از راهکارهایی است که بشر را به سمت کماثر کردن چالشهای مطرحشده سوق میدهد.
کشاورزی، کهنترین ستون تمدن بشر، امروز نیز نقشی بنیادین در اقتصاد و امنیت جهانی ایفا میکند. هرچند سهم آن از تولید ناخالص داخلی در دهههای اخیر کاهش یافته، اما ارزش افزوده واقعی و سرانه تولید کشاورزی در جهان روندی صعودی داشته است. پیشرفت فناوری، سرمایهگذاری خارجی و گسترش بهرهوری منابع موجب شده این بخش از فعالیتی سنتی به صنعتی راهبردی و دانشمحور تبدیل شود. بااینحال، فشار جمعیت، تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع طبیعی، تداوم مسیر فعلی را ناممکن ساخته است. آینده کشاورزی در گرو تغییر پارادایم است؛ از تولید بیشتر به تولید پایدارتر؛ از وابستگی صرف به خودکفایی هوشمند؛ و از اتکای سنتی بر زمین، به اتکای آگاهانه بر دانش و فناوری.
پدیده تورم که تاثیر قابل توجهی بر فعالیت اقتصادی جوامع دارد با افزایش مداوم سطوح عمومی قیمت کالا و خدمات، در طول زمان مشخص اتفاق میافتد. ریشههای تورم را میتوان به عوامل مختلفی مانند عرضه بیش از حد پول، افزایش هزینههای تولید یا تقاضای زیاد برای کالا و خدمات نسبت داد. از نظر تاریخی، برخی از کشورها از جمله آلمان، مجارستان، زیمبابوه و یوگسلاوی تورم شدیدی را تجربه کردهاند. نرخ تورم در کشورهای مختلف تحت تاثیر عوامل متعددی در طول زمان تغییر میکند بر اساس گزارش صندق بینالمللی پول (IMF) در حال حاضر کشورهایی مانند ونزوئلا، زیمبابوه و آرژانتین بالاترین نرخ تورم را در جهان دارا هستند.