مشاهده بیشتر
دنیای امروز با روند پرسرعت تحولات اساسی گره خورده است. تشدید روند شهرنشینی، روند توسعه زیرساختها، توسعه مستمر صنعت خودروسازی در مسیر تولید خودروهای برقی و توسعه سیستمهای ذخیرهسازی انرژی از جمله روندهایی هستند که آیندهای جدید را برای بازار مصرف فلزات به تصویر میکشند. در این بین، دو فلز سرب و روی، فلزات استراتژیکی محسوب میشوند که نقش مهمی را در آینده تحولات اقتصاد جهانی خواهند داشت و به همین سبب، رشد تولید و مصرف آنها محدودیتهای گلوگاهی مهمی را برای تامین منابع اولیه و معدنی این صنعت ایجاد میکند.
برقیشدن صنعت حملونقل به عنوان گامی حیاتی برای ایجاد شبکه حملونقل پایدار و کارآمد که موازی با اهداف زیستمحیطی برای کاهش انتشار کربن حرکت میکند مورد توجه قرار گرفته است. شبکه ریلی، برقیترین بخش حملونقل به شمار میآید و بخش قابل توجهی از شبکههای ریلی جهان به ویژه در آسیا و اروپا هماکنون برقی شدهاند. در حالی که فرایند برقی شدن خودروها نیز به تازگی شروع شده و همچنان نابالغ است، اما به نظر میرسد بخش قابل توجهی از ناوگان وسایل نقلیه زمینی جهان را تا سال ۲۰۴۰ خودروهای الکتریکی پوشش دهند. به طور مشابه در مورد کشتیهای الکتریکی اگرچه بخش اندکی از ناوگان موجود را به خود اختصاص میدهند اما انتظار میرود، کشتیسازان جهان پروژههای کشتیهای الکتریکی را در آینده بیشتر توسعه دهند.
فلز مس به عنوان یکی از فلزات پایه برای انواع صنایع و بخشهای مختلف یک جامعه از جمله زیرساختهای انرژی و حملونقل به شمار میرود. به دنبال گسترش شهرها و افزایش فعالیتهای صنعتی، میزان مصرف این فلز نیز طی دهههای اخیر روندی صعودی داشته است، اما آغاز برخی روندها در دو دهه اخیر از جمله تولید روزافزون خودروهای برقی و همچنین تولید برق با استفاده از منابع تجدیدپذیر، روند رو به رشد مصرف مس را به طور قابل توجهی افزایش داده است. همچنین قدرتهای جدید در جنوب شرق آسیا از جمله چین، هندوستان، تایوان، کره جنوبی، تایلند و سایر کشورهای شرقی، به دنبال توسعه مناطق و صنایع خود در دو دهه اخیر، به مصرفکنندگان عمده مس در جهان تبدیل شدهاند و این در حالی است که تا نیم قرن اخیر، بخش عمده بازار مصرف مس به کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی اختصاص داشت.
ابرروندهای حاکم بر فضای اقتصادی و تاکید بر تحقق توسعه پایدار در دنیا، بر روند تولید و مصرف بسیاری از کالاهای اساسی از جمله آلومینیوم تاثیرگذار بوده است. این موضوع از دهههای اخیر، منجر به یک رفتار صعودی در روند عرضه و تقاضای این فلز شده است. از این رو، مطالعه زنجیره تولید آلومینیوم اولیه و ثانویه و عوامل موثر بر آنها، زمینه تسلط بر روندهای بازار این فلز را فراهم خواهد آورد و همچنین چشمانداز روشن و شفافی را در مورد تولید این فلز در سالهای آتی به تصویر خواهد کشید. به طور کلی روشن است که در سالهای آینده تولید و مصرف آلومینیوم اولیه و ثانویه در دنیا رو به افزایش خواهد بود و در همین راستا، تولید بوکسیت به عنوان کانسنگ معدنی این فلز و ماده اولیه زنجیره تولید آن نیز رشد خواهد کرد و این موضوع رشد تولید آلومینا به عنوان محصول میانی این زنجیره را نیز در پی خواهد داشت.
در دل دگرگونیهای پرشتاب اقتصاد جهانی که در آن جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی بهسان قطبنمایی نیرومند مسیر تحولات صنعتی را ترسیم میکند، صنعت فلزات با جذابیتی نوین در عرصه سرمایهپذیری جهانی میدرخشد، صنعتی که از بازتاب چشمگیر صعود سرمایههای خارجی در زنجیره تولید فولاد و فروآلیاژها تا جریانهای هدفمند سرمایهگذاری خارجی در اعماق معادن مس، نیکل، طلا و نقره حکایتی چندوجهی و خیرهکننده را رقم زده است. با نگاهی تحلیلی و موشکافانه به روند جذب سرمایهگذاری خارجی در این صنعت، پرده از راهبردهای بنیادینی برداشته میشود که در پس این آمار و ارقام جهانی نهفتهاند، راهبردهایی که دگرگونی تقاضای جهانی، تحولات فناوری، بازآرایی سیاستهای تجاری و دگرگونیهای ژئوپلیتیک را بهگونهای در هم تنیده که صنعت فلزات را به یکی از قطبهای نوین جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی بدل سازند. بنابراین، آنچه امروزه در برابر دیدگان تحلیلگران و سیاستگذاران اقتصادی قرار گرفته، گشودگی دریچهای از بازتعریف جایگاه فلزات در زنجیرههای جهانی ارزش، مزیتهای نسبی نوپدید و اولویتهای نوین سرمایهگذاری در جهان پرتکاپوی امروز است.
پیشرفت هوش مصنوعی در دهه اخیر زمینهساز تحولات و شکلگیری روندهای مختلفی بوده است. روند تحولات زنجیرههای ارزش فلزاتی همچون فولاد و آلومینیوم از جمله موضوعاتی هستند که متاثر از فناوری هوش مصنوعی دچار تغییر و دگرگونی شدهاند. ابزارهای مبتنی بر این فناوری از یک سو، با افزایش میزان تولید، بهرهوری و سرعت کار و همچنین با کاهش هزینهها و میزان مصرف انرژی نقش مهمی در تکامل صنایع فلزی و بازار آنها ایفا میکنند. از سوی دیگر، بهکارگیری این ابزارها در راستای بهبود کیفیت تولید و برخورداری از مزایای آنها نیازمند مصرف فولاد و آلومینیوم است که در ساخت تجهیزات و سختافزارهای اجراکننده الگوریتمها به کار میروند. بنابراین میتوان گفت هر دو حوزه با تاثیرات متقابلی که بر هم دارند، میتوانند مسیر حرکت جهان و سایر روندهای اقتصادی، صنعتی و ... را با خود همسو کنند.
شدت مصرف انرژی یکی از شاخصهای بنیادین برای ارزیابی بهرهوری اقتصادی و پایداری در نظامهای انرژی است. در دو دهه اخیر، روند جهانی حاکی از بهبود قابلتوجه در این شاخص است؛ بسیاری از کشورها از طریق سیاستهای بهینهسازی مصرف، توسعه فناوریهای پاک و گسترش برقیسازی در بخشهای حملونقل و صنعت، موفق به کاهش تدریجی شدت انرژی شدهاند. با این حال، تفاوتهای چشمگیری میان کشورها وجود دارد؛ اقتصادهای پیشرفته در مسیر کاهش مداوم شدت انرژی حرکت کردهاند، در حالی که کشورهای در حال توسعه بهویژه صادرکنندگان انرژی، همچنان با چالش بهرهوری پایین مواجهاند. در این میان، ایران بهعنوان یکی از نمونههای بارز وابستگی شدید اقتصادی به انرژی، طی سالهای اخیر افزایش قابلتوجهی در شدت مصرف خود تجربه کرده است. ناترازی انرژی، یارانههای سنگین و ساختار انرژیبر اقتصاد از عوامل اصلی این روند بهشمار میروند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس طی سالهای اخیر مسیر تازهای را در تجارت و توسعه صنعتی در پیش گرفتهاند. این کشورها که بهطور سنتی به صادرات انرژی و واردات کالاهای با ارزش افزوده بالا متکی بودند، اکنون با اتکا به انرژی ارزان، سرمایهگذاری سنگین و سیاستهای تنوعبخشی اقتصادی در حال تبدیل شدن به قطب صنایع فلزی هستند. پیشبینیها در مورد تجارت فولاد، آلومینیوم، مس و به طور کلی فلزات اساسی در این منطقه حاکی از یک روند افزایشی تا افق سال ۲۰۳۰ هستند. در کنار کشورهایی نظیر عربستان، قطر و بحرین، امارات متحده عربی نیز بهعنوان هاب ترانزیت و خدمات تجاری، نقش کلیدی در جریان مبادلات منطقه ایفا میکند.
صنعت نساجی، از لحاظ اشتغالزایی، یکی از مهمترین صنایع کشور محسوب میشود. این صنعت، که از قدمتی طولانی در ایران برخوردار است، به دلیل نیاز به سرمایهگذاری کمتر نسبت به سایر صنایع، نرخ بالای ارزش افزوده، پیوند با سایر بخشهای اقتصاد و بهکارگیری نیروهای انسانی قابلتوجه، دارای ظرفیتهای بالقوهای برای پیشرفت و نقشآفرینی در اقتصاد کشور است. بنابراین توجه به این صنعت و تدوین راهکارهای علمی و عملی برای توسعه آن اهمیت و ضرورت ویژهای در توسعه اقتصادی دارد. تولید داخلی ماشینآلات و تجهیزات نساجی از جمله عواملی است که میتواند نقش بسزایی در کاهش هزینهها، افزایش راندمان و بهبود کیفیت محصولات این صنعت ایفا کند و به همین سبب، سرمایهگذاری در تولید این ماشینآلات از اهمیت بالایی برخوردار است.
امروزه بسیاری از کشورها سعی دارند از طریق توسعه صنایع پتروشیمی خود، منابع خام انرژی را به محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل کنند، چنانکه در اغلب کشورهای توسعهیافته، عمده مبادلات تجاری در حوزه نفت و گاز بر مبنای محصولات تبدیلی و نهایی صورت میگیرد. فرایندهای تبدیل منابع نفت و گاز غالبا در مجتمعهای پتروشیمی، که دارای تاسیسات و تجهیزات پیشرفته هستند، صورت میگیرد؛ از این رو، میتوان گفت یکی از نخستین لازمههای توسعه صنعت پتروشیمی و جلوگیری از خامفروشی نفت و گاز، استفاده از تجهیزاتی دقیق و مطلوب است. هر قدر سهم تامین داخل تجهیزات پتروشیمی افزایش یابد، تقاضای داخلی برای فلزات نیز افزایش خواهد یافت. گزارش حاضر به بررسی انواع ماشینآلات و تجهیزات صنعت پتروشیمی میپردازد.
اگرچه در سالهای ابتدایی اختراع وسایل نقلیه مبتنی بر موتور الکتریکی، خصوصا در دهه ۱۹۰۰، استفاده از خودروهای برقی مدام در حال افزایش بود، بر خلاف خودروهای موتور احتراق داخلی، در دهههای بعدی، استفاده از این خودروها بهسرعت گسترش نیافت. این مسئله موجب شد مخترعان زیادی در توسعه این وسیله نقلیه نقشآفرینی کنند و گونههای مختلفی از این خودروها به بازار عرضه شوند. به طور کلی، در عصر حاضر، پیشرفت و گسترش استفاده از خودروهای الکتریکی مرهون تکنولوژی و توسعه فناوری است، زیرا به منظور بهبود و اصلاح عملکرد وسایل نقلیه برقی ابتدایی، انواع مختلفی از این خودروها اختراع شدند و تکامل یافتند.
تصویرکردن آینده اقتصاد جهان، که رویدادها و تصمیمات مختلف کوچک و بزرگ هر عامل اقتصادی با حرکتی دومینووار منجر به نتایج عظیم و گستردهای در سطح جهان میشود، آسان نیست و هر پیشآمد غیرمنتظره، هرچند با محدوده تاثیر کوچک، میتواند با تاثیری پروانهای کل جهان را در بر بگیرد و اعتبار پیشبینیها و دورنماهای تلقیشده قبلی از آینده را زیر سوال ببرد. اما با وجود همه این عدم اطمینانها، بر اساس سیاستگذاریهای بلندمدت دولتها و شرکتهای بزرگ جهانی و استراتژیهای اقتصادی اتخاذشده از جانب آنها، میتوان سمتوسویی برای آینده اقتصاد جهان تصور کرد و تخمینی از چالشها و فرصتهای پیشِرو داشت.