مشاهده بیشتر
امروزه، آلومینیوم به فلزی پرکاربرد در صنایع مختلف تبدیل شده است که از جمله مهمترین آنها میتوان به صنعت خودروسازی اشاره کرد. این مسئله عمدتا بدان خاطر است که آلومینیوم ویژگیهای کمنظیری دارد که بسیاری از ضرورتها در خودروسازی را تامین میکند. طبق برآوردهای صورتگرفته، در سالهای اخیر سهم صنعت خودروسازی از بازار جهانی آلومینیوم به حدود ۱۸ درصد نیز رسیده است که البته انتظار میرود این رقم همگام با رشد مصرف آلومینیوم، افزایش یابد. بررسیها حکایت از آن دارد که شدت مصرف آلومینیوم در تولید هر خودرو به صورت قابل ملاحظهای در میان مناطق مختلف جهان، متفاوت است؛ به عنوان نمونه میزان مصرف آلومینیوم در تولید هر دستگاه وسیله نقلیه موتوری سبک در آمریکای شمالی بیش از ۲۵۰ کیلوگرم برآورد میشود، در حالی که شدت مصرف آلومینیوم در صنعت خودروسازی کشورهای در حال توسعهای نظیر هندوستان و چین کمتر از ۱۵۰ کیلوگرم است.
پس از چندین دهه آزمایش و اکتشاف، دانشمندان در نهایت واکنش شکافت هستهای را با موفقیت در سال ۱۹۳۸ به پایان رساندند. اگرچه کشف پتانسیل واکنش زنجیری اتم و در نتیجه تولید بمبهای هستهای منجر شد تا در ابتدا انرژی هستهای برای کاربردهای نظامی مورد توجه قرار گیرد، با این حال این روند با اقدامات جهانی از جمله معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نیز همراه بود که منجر به گسترش کاربردهای غیرنظامی فناوری هستهای از جمله تولید الکتریسیته شد. در حالی که موضوع امنیت انرژی در طول دهه ۱۹۷۰ اهمیت انرژی هستهای در سبد انرژی جهانی را افزایش میداد، بیش از چند دهه است که انرژی هستهای به دلیل محدودیتهای تولید و ریسکهای محیطزیستی سهم زیادی را از سبد انرژی دنیا به خود اختصاص نمیدهد.
اهمیت مس به عنوان یک عنصر اساسی در روند برقیشدن جهان بر کسی پوشیده نیست. در حالی که پیشرفتهای تکنولوژیکی و توسعه شبکههای برق در جهان بخش قابل توجهی از تقاضای جهانی مس را به خود اختصاص میدهد، ضرورت مصرف مس را به عنوان یکی از اجزای جداییناپذیر سیستمهای الکتریکی در جهان با توسعه بیشتر روند برقیسازی به ویژه از طریق گسترش شبکههای برق (انتقال، توزیع و ترانسفورماتورها) و توسعه گستردهتر صنعت خودروهای الکتریکی تقاضای این فلز را بیش از پیش افزایش داده است. اگرچه به نظر میرسد مقادیر فعلی مس جهان برای پاسخگویی به روند برقیشدن جهان کافی باشد، اما با توجه به محدودیت ذخایر معدنی و افزایش قیمتها در بازارهای جهانی، به نظر میرسد عرضه مس در آینده با چالش مواجه باشد.
پیشرفتها در تولید محصولات کشاورزی و توسعه خدمات مراقب بهداشتی، منجر شد تا جمعیت جهان در مدت کوتاهی رشدی چشمگیر را تجربه کند که در مقایسه با قرنهای قبل بیسابقه بود. در حالی که جمعیت جهان به سرعت به رشد خود ادامه میداد، افزایش تقاضا از سوی مصرفکنندگان خود به عنوان عامل اصلی پیشرفتهای تکنولوژیکی و در نهایت توسعه صنعتی جهان ظاهر شد. اگرچه در مراحل اولیه صنعتی شدن، نرخ رشد جمعیت، تقاضای نیروی کار واحدهای صنعتی را تا حد قابل توجهی برآورده میکرد، با این حال، با پیوستن کشورهایی مانند چین به روند توسعه صنعتی و نرخ رشد سریع صنعتیشدن در مقایسه با نرخ رشد جمعیت جهان، چالشهایی در رابطه با نیروی کار در جهان شکل گرفت که کشورها را به سمت اتخاد سیاستهای گسترش جمعیت سوق میداد.
نفت و گاز طبیعی، فراتر از کاربردهای خود به عنوان منابع انرژی، به عنوان ورودیهای حیاتی برای صنایع تولیدی نیز مورد استفاده قرار میگیرند. با این حال، توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز طبیعی طی چند دهه گذشته روند عرضه و تقاضای این منابع حیاتی را تسهیل کرده است. البته باید توجه داشت که اگرچه بازار صنعت نفت و گاز به شدت تحت تاثیر روندهای حاکم بر اقتصاد جهانی مانند کربنزدایی و تنوعبخشی به سبد انرژی قرار دارد، اما از طرفی نیز با مطالعه روندها میتوان دریافت که حداقل تا چند دهه آتی، بازار نفت و گاز رونق و جایگاه استراتژیک خود را در تعاملات اقتصادی جهان حفظ خواهد کرد.
در عصری که سرعت تحول فناوری از ظرفیت واکنش سیاستگذاران اقتصاد نیز پیشی گرفته، ورود بیمحابای هوش مصنوعی به بطن صنایع گوناگون، نهتنها قواعد بازار کار جهانی را از نو تعریف کرده، بلکه موازنههای دیرپای میان تولید، بهرهوری و اشتغال را نیز در معرض دگرگونیهایی عمیق و گاه برگشتناپذیر قرار داده است. از تاثیر این فناوری بر رشد تولید ناخالص داخلی کشورهای پیشرفته و نوظهور گرفته تا بازتابهای نابرابر آن بر نرخ بیکاری در اقشار و جغرافیاهای مختلف، آنچه پیش روی ماست، فراتر از نوآوری و یک بازآرایی ساختاری است که اقتصاد قرن بیستویکم را بازنویسی میکند. به عبارتی، این تحول نهتنها چارچوبی تازه را برای نقش و جایگاه لایههای مختلف اشتغال و سهم صنایع در رشد GDP ترسیم میکند، بلکه سیاستگذاران اقتصادی را نیز به واکنشی سنجیده، دقیق و بر پایه دادههای آیندهنگر فرامیخواند، چراکه غفلت از فهم عمق این تغییر، بیتردید به شکافهای اجتماعی و اقتصادی ابعادی تازه خواهد بخشید.
تحولات صنعتی در هر کشور را میتوان نمادی از پویایی و حرکت هدفمند صنعتگران آن به سمت خلق ارزش افزوده تلقی کرد. تولید صنعتی در ایران نیز پس از انقلاب، دوره نوینی از رشد و تکامل خود را طی دهههای اخیر پشت سر گذاشته است. این مسیر اگرچه با نوسانات و عدم قطعیتهای متعددی در دورههای مختلف مواجه شده، اما رویکرد تولید صنعتی عمدتا بر مبنای توسعه حلقههای نهایی زنجیره ارزش بوده است. هرچند که تولید ارزش افزوده در ایران به سبب اتکا به صادرات نفتی و اقتصاد کامودیتیمحور، اندکی مغفول مانده که البته با تدابیر راهگشا و عزمی راسخ در راستای توسعه حلقههای انتهایی و توسل به تکنولوژیهای مدرن در تولید محصول، میتواند برای صنایع ارزشآفرین کشور نظیر فولاد، سیمان، خودروسازی و ... رشد و شکوفایی بیبدیلی را به ارمغان بیاورد.
بخش کشاورزی به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی و رشد اقتصادی، در دهه پیش رو با تحولات گستردهای روبهرو خواهد بود. پیشبینیها نشان میدهند که با افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف، تقاضا برای محصولات کشاورزی به طور قابلتوجهی افزایش مییابد و ارزش تولید جهانی این بخش تا سال ۲۰۳۴ رشد چشمگیری خواهد داشت. در کنار این روند، چالشهایی نظیر محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی، کاهش زمینهای حاصلخیز و فشار بر اکوسیستمهای طبیعی، آینده کشاورزی را با ریسکهایی جدی مواجه خواهند کرد. بنابراین، رهایی از این چالشها و تبدیل آنها به فرصتهایی بیبدیل برای رشد و توسعه اقتصادی دنیا، باید در راس بررسیها و تحلیلهای دنیای امروز قرار گیرد، بدون شک در این برهه حساس، به کارگیری دانش روز و تکنولوژیهای نوین به منظور ارتقای بهرهوری تولید و حفاظت از منابع ارزشمند طبیعی، به منزله بازویی قدرتمند، یکی از راهکارهایی است که بشر را به سمت کماثر کردن چالشهای مطرحشده سوق میدهد.
مقوله توسعه اقتصادی که طی چند دهه اخیر بیشتر بر سر زبانها افتاده و جایگاه ویژهای پیدا کرده، مفهومی چندبعدی است که فراتر از رشد تولید ناخالص داخلی یا درآمد سرانه بررسی میشود و شامل بهبود رفاه اجتماعی، آموزش، سلامت و بهرهوری نیروی کار است. شاخصهایی مانند سرانه تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه، تصویر کلی را از وضعیت اقتصادی کشورها ارائه میدهند، اما به تنهایی نشانگر کیفیت زندگی و توزیع عادلانه ثروت نیستند. همچنین شاخصهایی مانند ارزش افزوده به ازای هر نیروی کار و شاخص توسعه انسانی (HDI) توانایی کشورها در ایجاد رفاه، بهرهوری و توسعه انسانی را روشن میکنند. بررسی روند کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه نشان میدهد که رشد اقتصادی بالا بدون ارتقای بهرهوری و کاهش نابرابری، تضمینی برای توسعه پایدار نیست و توسعه واقعی زمانی محقق میشود که اقتصاد و جامعه بهطور همزمان پیشرفت کنند.
با ظهور ویروس کرونا، بازار کالاهای اساسی با نوسان قیمتی بالایی روبهرو شدند که میتواند زمینهساز رکود اقتصادی جهان شود. تحلیلگران ارشد بازارها معتقدند که بیشینه تاثیر ویروس کرونا بر بازارهای نفت و فلزات صنعتی است. صنعت فلز سرخ نیز متاثر از این ویروس بوده و با تغییرات شدید در قیمت، عرضه و تقاضا مواجه شده است. شهرت فلز سرخ به عنوان شاخص اقتصادی در جهان بدان معناست که چشمانداز آن همیشه مورد توجه قرار میگیرد؛ زیرا این فلز طیف گستردهای از مصارف گوناگون را به خود اختصاص داده است. گزارش حاضر به بررسی تأثیرات ویروس کرونا در صنعت فلز سرخ ایران و جهان میپردازد.
به طور کلی، دوران طلایی عصر ارتباطات دیجیتالی با ظهور گوشی هوشمند ایجاد شد و از آن زمان تا کنون تولید این تلفنها از روندی روبهرشد برخوردار بوده است. چین، که در سالهای اخیر برندهای متعددی را در زمینه تولید گوشی تلفن همراه به جهان معرفی کرده است، امروز بزرگترین تولیدکننده موبایل در جهان محسوب میشود و کمپانیهای بزرگ تلفن همراه جهان، یعنی اپل و سامسونگ، به دلیل هزینههای پایین تولید و دسترسی چین به مواد معدنی کمیاب مورد استفاده در تولید گوشیهای هوشمند، کارخانههای تولید خود را در این کشور راهاندازی کردهاند. البته در سالهای اخیر، کشورهایی مانند هندوستان، تایوان و ویتنام نیز از طریق سرمایهگذاریهای صورتگرفته به جرگه بزرگترین تولیدکنندگان تلفن همراه جهان افزوده شدهاند.
در سالهای اخیر، صنعت خودروهای الکتریکی رونق گرفته است و سالانه بر تعداد این خودروها در سطح جادهها افزوده میشود. برخی از کارشناسان تسلط این نوع خودروها بر خودروهای احتراقی را در سالهای آتی پیشبینی میکنند. منبع انرژی خودروهای الکتریکی انرژی برق است و برای تامین انرژی مورد نیاز این خودروها وجود جایگاههای شارژ ضرروت دارد؛ مسئلهای که دغدغهای بسیار مهم برای دارندگان خوروهای الکتریکی به شمار میآید. علاوه بر آن، شارژ خودروهای الکتریکی با ولتاژ استاندارد برق خانگی بسیار زمانبر است و استفاده از خودروهای برقی را در مسافتهای دور دشوار میکند. به منظور رفع این مشکل، در سالهای اخیر، سرمایهگذاریهای فراوانی برای افزایش جایگاههای شارژ عمومی خودروهای برقی انجام شده و تعداد شارژر خودروهای الکتریکی در سال ۲۰۲۰ به یک میلیون و ۳۰۰ هزار دستگاه رسیده است. در حال حاضر، چین بیشترین تعداد شارژر خودروهای الکتریکی جهان را در اختیار دارد.