مشاهده بیشتر
احداث ساختمانهای مسکونی یکی از اساسیترین پایههای رشد و شکوفایی اقتصادی و افزایش سطح رفاه اجتماعی در جوامع امروزی به شمار میرود. ساخت منازل مسکونی بسیار متاثر از شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه است و با رکود و یا رونق اقتصادی کشور، ساخت مسکن میتواند کاهش و افزایش یابد. در حالی که در جهان این مسئله مهم بسیار مورد توجه قرار میگیرد، بررسی روند احداث ساختمانهای مسکونی کشور در چند دهه اخیر نشان میدهد که ساخت مسکن همواره با فرازونشیبهای فراوانی مواجه بوده و به نظر میرسد که لازم است چالشها و فرصتهای این صنعت بیشتر مورد توجه و موشکافی قرار گیرند. توسعه سرمایهگذاریها در پروژههای ساخت مسکن، به سبب ارتباط بسیار نزدیک آن با بخشهای مختلف صنعت، میتواند به حرکت چرخ اقتصاد کشور کمک شایانی کند. یکی از صنایع وابسته به ساخت مسکن صنعت فلزات اساسی است که توسعه این بخش مصرف فلزاتی نظیر فولاد، آلومینیوم و مس را به دنبال خواهد داشت.
حملونقل، به معنای جابهجایی افراد و کالاها، یکی از قدیمیترین و مهمترین فعالیتهای بشر در طول تاریخ به شمار میآید. امروزه از این مقوله به عنوان یکی از عناصر کلیدی در توسعه کشورها خصوصا از بُعد اقتصادی و گسترش روابط بینالمللی یاد میشود. بنابراین زیرساختهای حملونقل نقشی حیاتی برای کشورها دارند. زیرساختها در این بخش انواع جادهها، پلها، تونلها، ترمینالها، خطوط ریلی درونشهری و برونشهری، ایستگاهها و ... را شامل میشوند. علاوه بر این موارد، حملونقل به شکل دریایی و هوایی در زمره زیرساختهای حملونقل قرار میگیرد. با توجه به تنوع در روشهای حملونقل، زیرساختهای مختلفی نیز برای آنها وجود دارد. بنابراین توسعه زیرساختهای این بخش بسیار به مصرف فلزات وابسته است و از جنبههای مختلف بر بازار آن اثر میگذارد.
در عصر حاضر، با توجه به گسترش کاربرد تکنولوژی در حوزههای مختلف، سرمایهگذاری در توسعه زیرساختهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است. آمارها نشان میدهد که میزان سرمایهگذاریها در زیرساختهای «ICT» طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۲ رشد تقریبا ۱۱۰ درصدی را تجربه کرده است. این موضوع با توجه به کاربرد فلزات فولاد، آلومینیوم و مس در زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، افزایش قابل توجه در مصرف فلزات را با خود به همراه داشته است. بر اساس برآوردهای صورتگرفته در سال ۲۰۲۲، ارزش فولاد، آلومینیوم و مس به کاررفته در توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات به ترتیب حدود ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار، ۹ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار و ۱۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار بوده است.
خطوط توزیع آب و جمعآوری فاضلاب حلقه آخر زنجیره تامین آب محسوب میشوند و دسترسی مردم و واحدهای صنعتی به آب مورد نیازشان را میسر میسازند. با توجه به حساسیت تامین پایدار آب در حیات و فعالیت افراد، طراحی مناسب و انتخاب صحیح تجهیزات در احداث زیرساختهای توزیع آب از اهمیت بالایی برخوردار است. بخش عمده خطوط لوله و تجهیزات توزیع آب از جنس فولاد ساخته میشوند و به همین دلیل، توسعه زیرساختهای این حوزه میتواند تقاضای قابل توجهی را در بازار فولاد کشور ایجاد کند.
آخرین زنجیره صنعت برق، توزیع آن در میان مصرفکنندگان است. در ابتدا، شبکههای توزیع برق بخشی از نیروگاهها بودند، اما با توجه به پیچیدگیهای بهوجودآمده در شبکههای توزیع، تقاضای فراوان مصرف برق و پیشرفتهای حاصلشده در این صنعت، رفتهرفته این شبکهها به یک سیستم منظم و مجزا تبدیل شدند. امروزه در طراحی و اجرای شبکههای توزیع، سیستمهای مختلفی به کار گرفته میشود که عواملی مانند افزایش تعداد مشترکان، تکنولوژیهای جدید و نوع مصرف بر آن اثرگذار است و با توجه به این عوامل، شبکه توزیعِ مناسب انتخاب میشود. زمانی که برق به ترانسفورماتورهای کاهنده منتقل میشود، در شبکه توزیع قرار گرفته است. توسعه شبکههای توزیع نیرو و برقرسانی به مناطق دوردست، صنایع و ... بر مصرف فلزات اساسی در کشور اثرگذار است.
در عصر حاضر، گردشگری به دلیل آن که تاثیر بسزایی بر صنایع دیگر دارد و در عین حال خود زمینه ایجاد اشتغال و افزایش درآمد ارزی را فراهم میکند، به یک فاکتور اساسی در رشد و توسعه اقتصادی تبدیل شده و از این رو برای کشورهای در حال توسعه اهمیت ویژهای پیدا کرده است. ایران نیز به عنوان کشوری درحال توسعه و با جاذبههای گردشگری متنوع، در طول سالهای گذشته با تخصیص اعتباراتی به زیرساختهای گردشگری قدم در راه توسعه گردشگری کشور گذاشته است. بررسی آمارهای ارائه شده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گویای آن است که طی سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ میزان اعتبارات تخصیصیافته به زیرساختهای گردشگری کشور در یک روند مشخصی قرار نداشته و تحت تاثیر روابط بینالمللی و ثبات سیاسی کشور با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
در جوامع امروزی با توجه به این که دسترسی سریع و آسان به اطلاعات یک مزیت بزرگ محسوب میشود، زیرساختهای حوزه «ICT» و توسعه و تکمیل آنها اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. این مسئله برای کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نیز صادق است. ایران طی سالهای گذشته در قالب پروژههای متعددی، اقدام به توسعه زیرساختهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات کرده است. به عنوان نمونه میتوان به پروژههای به کارگیری کابلهای فیبر نوری در شبکههای ارتباطی کشور اشاره کرد که از اواخر دهه ۱۳۷۰ آغاز شد. بر اساس آمارهای ارائهشده، ایران موفق شده است طول شبکههای فیبر نوری خود را به حدود ۷۱ هزار و ۲۵۷ کیلومتر در سال ۱۴۰۰ برساند.
آب، برق و گاز از جمله مهمترین یوتیلیتیهای مورد نیاز صنایع به شمار میروند. از این رو، توسعه صنایع تقاضایی برای افزایش ظرفیت تامین این یوتیلیتیها ایجاد میکند که خود محرکی برای رشد تقاضای نهایی فلزات محسوب میشود. توسعه زیرساختهای مورد نیاز صنایع شیمیایی در سالهای گذشته به گونهای بوده است که سالانه حدود ۳۷ میلیون دلار بر تقاضای فلزات افزوده است. این در حالی است که با توجه به پیشبینی وضعیت آتی این صنایع، انتظار میرود که این رقم در سالهای آتی به مقدار متوسط سالانه ۶ میلیون دلار کاهش یابد.
در کشورهای کمتر توسعهیافته که رویکرد صنعتی شدن را دنبال میکنند، تامین انرژی برای رشد تولیدات صنعتی و افزایش سطح رفاه عمومی جامعه بسیار مهم است. ایران، به سبب برخورداری از منابع مختلف انرژی مانند گاز طبیعی، میتواند نقشی بسزا در این بخش داشته باشد. در مرحله اول تامین انرژی، استخراج گاز بسیار اهمیت دارد. با این حال، انتقال انرژی از بخش پالایشگاهها به منزله پل ارتباطی میان پالایشگاه و محل مصرف انرژی است. گاز از طریق خطوط انتقال به محل توزیع میرسد. با توجه به اینکه عمده میدانهای گازی در جنوب کشور واقع شدهاند، توسعه خطوط لوله انتقال گاز نقش مهمی در انتقال این انرژی ایفا میکند. لولههای انتقال گاز در ابعاد بزرگ طراحی میشوند و اغلبشان از جنس فولادند. به همین دلیل، تامین لولههای مورد نیاز برای توسعه شبکه انتقال گاز از محل تولید داخل میتواند رونق قابل توجهی را در بازار داخلی فولاد کشور ایجاد کند.
امروزه تامین آب به یکی از چالشهای بزرگ جهان تبدیل شده است و بسیاری از کشورها میکوشند تا با دسترسی به منابع آب شیرین و نیز توسعه ظرفیتهای تصفیه و شیرینسازی، در مسیر تضمین تامین پایدار آب خود حرکت کنند. این مسئله در مورد ایران اهمیت بسیار بالایی دارد، زیرا سالهاست که کشور با مقوله خشکسالی و کمبود منابع آب مواجه است و به نظر میرسد که لازم است تا اقدامی جدی برای توسعه زیرساختهای تامین آب کشور صورت پذیرد. با توجه به حجم بالای مصرف فلزات در تصفیهخانههای آب، تاثیر توسعه این ظرفیتها بر بازار فلزات کشور قابل بررسی است.
امنیت انرژی در جهان، همواره به عنوان یک مسئله استراتژیک در نظر گرفته شده، این در حالی است که همگام با پیشرفت جوامع و روند جهانی شدن «Globalization»، اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی شاهد پیدایش ریسکهای ژئوپلیتیکی بوده که هر یک به نحوی بازارهای نفت و گاز طبیعی را تحت تاثیر قرار دادهاند. سال ۱۹۷۳، یکی از بزرگترین بحرانهای نفتی جهان تا به امروز (به دلیل بالا گرفتن منازعات نظامی میان برخی کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی) کلید خورد که تقریبا ۷ سال به طول انجامید و سبب شد تا قیمت جهانی نفت تقریبا ۶ برابر شود. سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز با آغاز نبرد نظامی روسیه و اوکراین و همچنین حمله رژیم صهیونیستی به غزه، به دلیل کاهش قابل ملاحظه صادرات نفت و گاز طبیعی روسیه به اتحادیه اروپا و مختل شدن روند تولید و صادرات گاز طبیعی در منطقه خاورمیانه، مجددا بازارهای انرژی در مقیاس جهانی تا حدی متلاطم شد، با این حال، تاثیر ریسکهای ژئوپلیتیکی اخیر بر بازار انرژی نسبت به دورههای قبل محدودتر شده است. واقعیت آن است که در طول بحرانهای نفتی گذشته، جامعه جهانی به سمت پویایی بیشتر (به خصوص در زمینه تامین و مصرف انرژی) رفته است؛ این مسئله عمدتا به این خاطر است که وقوع بحرانهای نفت و گاز طبیعی در بلندمدت، هم به تامینکنندگان و هم به مصرفکنندگان انرژی خسارت جدی وارد میکند.
صنعت برق یکی از زیرساختهای حیاتی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و صنعتی کشورها به شمار میآید و در شرایطی که جهان به سمت برقی شدن و استفاده گسترده از برق در حوزههای مختلف حرکت میکند، این صنعت از اهمیت دوچندانی برخوردار شده است. صنعت برق یکی از با قدمتترین صنایع در ایران به شمار میآید که در سالهای گذشته عمدتا بر پایه منابع سوخت فسیلی توسعه یافته و نقشی کلیدی در توسعه صنعتی کشور ایفا کرده است. در حالی که امروز ظرفیت نیروگاهی کشور از مرز ۹۴ هزار مگاوات عبور کرده و یکی از بزرگترین شبکههای برق در خاورمیانه به شمار میآید، صنعت برق با چالشهای گلوگاهی بسیاری مواجه شده است، به طوری که در گذار به برقی شدن، این صنعت پاسخگوی نیاز کشور نیست. وابستگی شدید به سوختهای فسیلی، نبود سرمایهگذاری کافی در استخراج گاز طبیعی، راندمان پایین نیروگاهها، ناترازی تولید و مصرف برق و فرسودگی شبکه توزیع و انتقال در کنار سیاستگذاریهای نامناسب جذب سرمایه برای توسعه، برخی از چالشهای صنعت برق محسوب میشوند. به نظر میرسد که تمرکز بر مرتفع کردن این چالشها فرایندی پیچیده و زمانبر و نیازمند سرمایهگذاری هدفمندتری است که این موضوع حرکت در مسیر همگام شدن با تحولات جهانی را دشوار میکند.