مشاهده بیشتر
صنعت فولاد از اهمیت ویژهای در اقتصاد برخوردار است، به طوری که تحولات آن میتواند بر روندهای آتی چرخههای تجاری تاثیر بگذارد. طی سالهای اخیر، جهان شاهد چند ریسک ژئوپلیتیکی با دامنه گسترده بوده است که هر یک به نحوی صنعت و بازار جهانی فولاد را تحت تاثیر قرار دادهاند. آغاز تقابلات نظامی روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲، خسارتهای سنگینی به صنایع آهن و فولاد در مقیاس جهانی وارد آورد. تغییر جریانهای تجاری و در نتیجه ایجاد کمبود نهادههای تولید، فولاد و محصولات فولادی در اروپا و ایالات متحده آمریکا و همچنین افت قابل ملاحظه توان رقابت صنعتگران فولاد در اروپا مهمترین پیامدهای جنگ میان روسیه و اوکراین بوده است. تجربه تلخ مناقشات نظامی در شرق اروپا سبب شده است تا شرایط فعلی غرب آسیا برای بسیاری از فعالین مرتبط با صنعت و بازار فولاد نگرانکننده باشد. تاثیری که زنجیره تامین محصولات فولادی در مقیاس منطقهای و جهانی میتواند از ریسک ژئوپلیتیکی برآمده از تحولات خاورمیانه بپذیرد، بیش از هر چیز به احتمال وقوع بحران انرژی دیگری (بر اثر مختل شدن زنجیره تامین انرژی در منطقه خاورمیانه) بستگی دارد؛ چنانچه عرضه نفت و گاز طبیعی در پی گسترش دامنه این جنگ به صورت قابل توجهی محدود شود، وارد شدن شوک مثبت و افزایش تلاطمها در بازار جهانی فولاد، دور از انتظار نخواهد بود.
فلزات محصولاتی هستند که بدون آنها اقتصاد و صنعت نمیتواند وجود داشته باشد. فلزات غیرآهنی و آلیاژهای آنها، با توجه به خصوصیات منحصربهفرد و کاربردشان در صنایع مختلف، در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. با افزایش فناوری و زمینههای کاربرد فلزات مذکور، در سالهای پیشِرو، تقاضای جهانی و قیمت آنها روندی صعودی خواهد داشت و توسعه ظرفیتهای تولید میتواند سبب بهبود اقتصاد و صنعت کشور شود. این مسئله، با توجه به ذخایر ارزشمند معدنی کشور، بسیار اهمیت دارد.
در عصر حاضر، ارتباطات و تکنولوژی با یکدیگر همسو شدهاند و به شکلی عمیق در زندگی روزمره مردم نفوذ کردهاند. این موضوع از اهمیت بالای «ارتباط» حکایت دارد، تا جایی که از دوره فعلی تحت عنوان «عصر ارتباطات» یاد میشود. ارتباطات اگرچه امروز ظاهرا به شکلی ساده در میان افراد دور و نزدیک برقرار میشود، اما نباید از زیرساختهای پیچیدهای که این مقوله به ظاهر ساده روزمره را ممکن کردهاند چشمپوشی کرد. امروز بخش بزرگی از مردم جهان در کوتاهترین زمان ممکن میتوانند با یکدیگر در تعامل و ارتباط باشند و این موضوع روز به روز نیز در حال سرعت گرفتن و گسترش یافتن است. زیرساختهای متعددی از برجهای سر به فلک کشیده تا کابلهای تعبیهشده در اعماق اقیانوسها سبب شدهاند که این ارتباطات به شکل امروزی خود تبدیل شود و در زندگی هر روزه افراد در سراسر جهان رسوخ کند.
ریسکهای ژئوپلیتیکی به یکی از عارضههای پر تکرار در فضای اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند، به طوری که هر از چندگاهی بازارهای مختلف را در مقیاسهای محلی و جهانی تحتالشعاع قرار میدهند. بررسیها نشان میدهد که از ابتدای سال ۱۹۷۱ تا کنون، هر بار که ریسکهای ژئوپلیتیکی بروز کردهاند، بازار فلزات گرانبها به نحوی متفاوت از خود واکنش نشان دادهاند. به عنوان نمونه طی سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰، تحت تاثیر ریسکهای ژئوپلیتیکی در منطقه خاورمیانه، قیمت جهانی طلا و نقره به صورت قابل ملاحظهای افزایش پیدا کرد، به طوری که در سالهای بعد علیرغم آن که همچنان سایه ریسکهای ژئوپلیتیکی (به دلیل جنگ میان ایران و عراق) بر اقتصاد وجود داشت، بازار فلزات گرانبها در رکود به سر میبرد. در سالهای اخیر که روند «De-Globalization» در جهان شکل گرفته، اعتقاد بر این است که تنش میان کشورها در سالهای پیشرو افزایش مییابد؛ موضوعی که سبب شده است تا تقاضا برای طلا به خصوص از سوی بانکهای مرکزی، افزایش قابل ملاحظهای پیدا کند و قیمت این کامودیتی به اوج خود در سال ۱۹۸۰ بسیار نزدیک شود.
امروزه، آلومینیوم به فلزی پرکاربرد در صنایع مختلف تبدیل شده است که از جمله مهمترین آنها میتوان به صنعت خودروسازی اشاره کرد. این مسئله عمدتا بدان خاطر است که آلومینیوم ویژگیهای کمنظیری دارد که بسیاری از ضرورتها در خودروسازی را تامین میکند. طبق برآوردهای صورتگرفته، در سالهای اخیر سهم صنعت خودروسازی از بازار جهانی آلومینیوم به حدود ۱۸ درصد نیز رسیده است که البته انتظار میرود این رقم همگام با رشد مصرف آلومینیوم، افزایش یابد. بررسیها حکایت از آن دارد که شدت مصرف آلومینیوم در تولید هر خودرو به صورت قابل ملاحظهای در میان مناطق مختلف جهان، متفاوت است؛ به عنوان نمونه میزان مصرف آلومینیوم در تولید هر دستگاه وسیله نقلیه موتوری سبک در آمریکای شمالی بیش از ۲۵۰ کیلوگرم برآورد میشود، در حالی که شدت مصرف آلومینیوم در صنعت خودروسازی کشورهای در حال توسعهای نظیر هندوستان و چین کمتر از ۱۵۰ کیلوگرم است.
فولاد از جمله فلزاتی است که رد پای مصرف آن در بسیاری از جنبههای زندگی امروز قابل مشاهده است. اهمیت این ماده استراتژیک تا حدی است که از روند تولید و مصرف آن به عنوان یکی از شاخصهای توسعهیافتگی جوامع یاد میشود. از طرفی، جهان در حال حاضر با تحولات بزرگی درآمیخته شده که روز به روز نیز پررنگتر میشوند؛ تحولاتی که اغلب آنها را میتوان محرکی برای رشد تقاضای فولاد دانست. با این حال، به نظر میرسد که با موضوعاتی نظیر محدودیتهای ذخایر با عیار بالا و همچنین الزام صنعت فولاد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، این صنعت به سمت استفاده بیشتر از قراضه به عنوان خوراک حرکت خواهد کرد.
آلومینیوم به عنوان عنصری نسبتا سبک و با رسانایی بالا از مدتها قبل در توسعه شبکههای برق جهان ایفای نقش کرده است. با این حال تسریع روند برقیشدن جهان به ویژه در چند دهه گذشته تقاضا برای این فلز نقرهای را بیش از پیش افزایش داده است. به طور مثال، مقادیر آلومینیوم مورد نیاز در توسعه شبکههای انتقال برق جهان در یک دهه گذشته به طور متوسط ۱۱ میلیون تن تخمین زده شده است و به نظر میرسد ادامه روند برقیشدن تقاضای این فلز را بیش از ۲ برابر تا سال ۲۰۵۰ افزایش دهد. البته از آنجایی که برقیشدن صنعت خودرو نیز بخش قابل توجهی از تقاضای آلومینیوم را به خود اختصاص میدهد، به نظر میرسد با ورود بیشتر خودروهای الکتریکی به ناوگان خودرو تقریبا ۱۰ میلیون تن آلومینیوم توسط این صنعت در سال ۲۰۳۰ به مصرف برسد.
بخش معدن و صنایع معدنی از این پتانسیل برخوردار است که به پیشران اقتصاد هر کشور معدنخیز تبدیل شود. با توجه به چشمانداز رشد تقاضای فلزاتی از جمله طلا، آلومینیوم، کروم و منگنز، رشد سرمایهگذاریها در استخراج و بهرهبرداری از این منابع طبیعی میتواند چشمانداز روشنی را برای رشد اقتصادی و رهایی کشور از وابستگی به صادرات نفت به تصویر بکشد؛ مسئلهای که امروز با چالشهای بسیاری مواجه است و ضرورت دارد که سیاستگذاری مناسبتری در این عرصه صورت پذیرد.
نظر به روند کربنزدایی از فعالیتهای اقتصادی در جهان، گسترش استفاده از هیدروژن سبز به جای سایر عوامل کاهنده مبتنی بر کربن در تولید آهناسفنجی، به عنوان یک راهکار برای کربنزدایی از صنعت فولاد دنبال میشود. آمارها نشان میدهند که سالانه حدود ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تن هیدروژن در صنعت فولاد به مصرف میرسد که البته به دلیل سهم بالای سوختهای فسیلی در تولید هیدروژن در شرایط فعلی، نمیتوان آن را چندان در راستای کربنزدایی از صنعت فولاد در نظر گرفت. تحقق صنعت فولاد سبز بر پایه هیدروژن مستلزم آن است که هیدروژن مصرفی در صنعت فولاد با استفاده از فناوری الکترولیز تولید شده و برق مورد نیاز آن نیز به صورت کامل از نیروگاههای تجدیدپذیر تامین شده باشد، موضوعی که تا زمان بالا بودن هزینههای تولید و عرضه هیدروژن الکترولیتی و برق تولیدشده از منابع تجدیدپذیر میسر نخواهد بود.
از مس به عنوان فلز آینده یاد میشود. کاربردهای گسترده این فلز در صنایع الکتریکی، الکترونیکی و هایتک موجب میشود که هر میزان دنیا به سمت توسعه تکنولوژیهای نوین حرکت کند، مصرف مس نیز افزایش یابد. با توجه به این امر، توجه به اکتشاف و بهرهبرداری از ذخایر مس معدنی بسیار اهمیت دارد. ایران از لحاظ زمینشناسی روی کمربند مس قرار گرفته و این امر فرصت بینظیری را برای سرمایهگذاری و بهرهبرداری از ذخایر این فلز ارزشمند پدید آورده است؛ مسئلهای که تحقق آن چشمانداز روشنی را برای رشد اقتصادی کشور ایجاد میکند.
نقشی که صنایع معدنی در زنجیرههای تامین دارند، سبب شده است تا سرمایهگذاری در این زمینه از اهمیت ویژهای برخوردار شود. در این میان، در صنایع فولاد و آلومینیوم به دلیل حجم تولید و دامنه گسترده تقاضا، طی سالهای گذشته پروژهای متعددی با صرف دهها میلیارد دلار مخارج سرمایهای اجرایی شدهاند. شرکتهای آرسلورمیتال و شوگانگ پکن در سال ۲۰۲۳ به ترتیب ۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار و ۵۷۴ میلیون دلار در تولید فولاد سرمایهگذاری کردهاند. شرکتهای آلومینیوم چین و هونگکیائوگروپ که از جمله بزرگترین تولیدکنندگان آلومینیوم در جهان به حساب میآیند در سال ۲۰۲۳ به ترتیب حدود ۹۳۴ میلیون دلار و ۸۵۵ میلیون دلار در تولید آلومینیوم سرمایهگذاری کردهاند.
دو فلز سرب و روی از پرکاربردترین و باارزشترین فلزات غیرآهنی شمرده میشوند و در زمره منابع معدنی اثرگذار بر اقتصاد جهانی هستند. با توجه به ذخایر بالقوه معدنی سرب و روی ایران و همچنین پیشبینی افزایش تقاضای جهانی این دو فلز ارزشمند به سبب کاربردهای وسیع، بررسی فرصتها و ابعاد مختلف حرکت به سوی بهرهبرداری از ظرفیتها بیش از پیش نمایان میشود. در چنین شرایطی، با پیادهسازی یک استراتژی مناسب به منظور استفاده از این فرصتها، میتوان با ایجاد ارزش افزوده به رشد اقتصاد کشور و افزایش تولید ناخالص داخلی کمک قابلتوجهی کرد.