مشاهده بیشتر
زیرساختها و مسیرهای حملونقل مانند شریانهای حیاتی ساختار اقتصادی جهان هستند که برقراری جریانهای تجاری میان کشورها را تسهیل میکنند. اهمیت این زیرساختها به حدی است که از آنها به عنوان یکی از مولفههای مهم توسعهیافتگی اقتصادهای بزرگ جهان یاد میشود. موضوع توسعه زیرساختهای حملونقل برای ایران از دو جنبه حائز اهمیت است. از طرفی یکی از الزامات تحقق چشماندازهای مسیر توسعه صنعتی کشور، ایجاد و بهبود زیرساختهای ریلی، جادهای و بندری است. از طرف دیگر، موقعیت جغرافیایی ویژه ایران و قرارگیری در ناحیهای که شرق و غرب جهان و بازارهای بزرگ اروپا و آسیا را به یکدیگر متصل میکند، این فرصت را برای کشور به وجود میآورد تا از طریق ارائه خدمات حملونقل و ترانزیت به درآمدهای ارزی قابل توجهی دست یابد. در حال حاضر بهرهوری پایین سیستم حملونقل و توسعه ناکافی زیرساختهای آن نهتنها موجب شدهاند که ایران عملا جایگاه مناسبی را در ترانزیت منطقه نداشته باشد، بلکه بخش حملونقل در حال تبدیل شدن به گلوگاه و چالشی جدی برای فعالیت و توسعه بخش صنعت، به ویژه صنایع معدنی و فلزی است. باید توجه داشت توسعه زیرساختهای حملونقل، از جنبههای مختلف مانند احداث خطوط ریلی، تجهیزات و تاسیسات بنادر و تجهیزات ایمنی و نظارت جادهای موجب رشد بازار مصرف فلزات در کشور میشود. تصویر «کامیون قدیمی» روی جلد، نمادی از پیشرفت و توسعه ناکافی زیرساختها و امکانات حملونقل کشور است، موضوعی که آن را میتوان به یک «دستانداز» بزرگ بر سر راه بهرهمندی از پتانسیلهای ترانزیتی و رشد صنعتی ایران تشبیه کرد.
امروزه رسوخ دانش و فناوری در محیط کسبوکار، ساختار و شکل جدیدی را به مفهوم توسعه صنعتی بخشیده و فضای اقتصادی جهان را به سمت تحولات تکنولوژیک و رقابتیترشدن سوق داده است. به جرات میتوان گفت در حال حاضر، تحقق رشد اقتصادی در هر کشوری به محوریت فناوری در ساختارهای مختلف اقتصادی آن، به ویژه در بخش صنعت و ارائه محصولاتی همگام با آخرین تحولات بازار مصرف وابسته است. در ایران نیز به عنوان کشوری در حال توسعه، موضوع توسعه صنعتی در چند دهه اخیر یکی از مفاهیم پرتکرار بوده است. با این حال، تحقق این مهم امروز با گلوگاههایی مانند تحریمها، محدودیتهای دسترسی به تامینکنندگان فناوری و تجهیزات و نرخ ناکافی سرمایهگذاری مواجه است که نتیجه این مسئله، فاصله گرفتن بخش صنعت از چشماندازها و هدفگذاریهای اسناد بالادستی است. تصور «چرخ خیاطی قدیمی» روی جلد، سمبلی از سطوح ناکافی فناوریهای بخش صنعت است که موجب کاهش توان این بخش برای ارائه محصولات نوآورانه و پیشرفته میشود. امید میرود در آیندهای نزدیک، بخش صنعت کشور، به ویژه صنایع معدنی و فلزی با تکیه بر پتانسیلهای دانش و فناوری داخلی به عنوان تاروپود ساختارهای اقتصادی، از موانع بیرونی عبور کنند و نقش پررنگتری را در ارزشآفرینی برای اقتصاد ایران داشته باشند.
صنعت نفت و گاز به عنوان مهمترین تامینکننده منابع انرژی و مواد اولیه صنعت، یکی از بنیانهای اساسی شکلگیری دنیای مدرن امروز محسوب میشود. در واقع در چند دهه گذشته، مصرف نفت و گاز ارتباط مستقیمی را با توسعه صنعتی و رشد اقتصادی کشورها و جهان داشته است. مصرف بیش از ۳۰ درصد از نفت جهان توسط دو کشور ایالات متحده امریکا و چین نیز خود مهر تاییدی بر این مسئله است. با این حال، تداوم این رابطه مستقیم متاثر از تحولات جهانی مانند پیشرفتهای حوزه فناوری و حرکت بشر با تردیدهای بسیاری مواجه شده است و انتظار میرود که روند رشد مصرف نفت و گاز در جهان کند شود یا حتی روندی معکوس به خود بگیرد. ایران یکی از کشورهای ثروتمند جهان به لحاظ بهرهمندی از ذخایر نفتوگاز تلقی میشود و اقتصاد و درآمدهای کشور در سالهای اخیر تا حد زیادی به این صنعت وابسته بوده است. با این حال، توسعه ناکافی زیرساختها به ویژه در حوزه گاز موجب شده است که این مزیت ارزشمند خود به پاشنه آشیل اقتصاد کشور تبدیل شود. تصویر «چراغ قوه قدیمی» روی جلد، سمبلی از ظرفیت و پتانسیل ناکافی زیرساختهای صنعت نفت و گاز برای تامین نیاز و روشنایی بخشیدن به اقتصاد ایران است. به نظر میرسد لازم است که در آیندهای نزدیک، «تجدید نظر» جدیتری در خطوط سیاستهای حوزه اقتصاد و انرژی و همچنین مسیر توسعه صنعت نفت و گاز انجام شود تا به این ترتیب زمینه لازم برای تعالی بخش صنعت کشور نیز که بخش عمدهای از آن متکی بر همین صنعت نفت و گاز شکل گرفته است، ایجاد شود.
تا چندی پیش اصطلاح « جهانیسازی» غایت آرمانی بسیاری از اندیشمندان و سیاستگذاران محسوب میشد. توسعه فناوری و گسترش ارتباطات، این تفکر را به بشر القا میکرد که حرکت به سوی تبدیل جهان به دهکدهای منظم و پیوسته، زندگی و روابط انسانها را متحول خواهد کرد. برهمیناساس بهمرور وابستگی کشورها به یکدیگر برای تامین مایحتاج خود افزایش پیدا کرد. اما اکنون بحران کرونا این تفکر را به جامعه جهانی القا کرده است که نمیتوان همیشه برای تامین کالاهای اساسی و غیراساسی نیازمند دیگران بود. بههمیندلیل پیشبینی میشود از اینپس روند معکوسی از جهانیسازی در کشورها شکل بگیرد و جوامع به سمت خودکفایی و توجه به داخل حرکت کنند. ساعت معکوس نمادی از برعکسشدن تمام روندهایی است که جهان تا پیش از بحران کنونی برای رسیدن به آن گام برمیداشت.
قرار گرفتن یک خودرو در حالت دنده خلاص باعث میشود ارتباط موتور با چرخها قطع شده و فعالیت آن منجر به حرکت خودرو نشود. دنده خلاص تعبیری از شرایط فعلی صنعت خودروی ایران است؛ زیرا این صنعت به رغم قدمت قابل توجه و ظرفیتهای ایجاد شده، قادر نیست همپای سایر خودروسازان بزرگ جهان در مسیر نوآوری، پیشرفت و ارائه محصولات جدیدتر حرکت کند. به نظر میرسد کلید افزایش سرعت این صنعت تغییر سیاستگذاریهای دولتی، سپردن سکان آن به بخش خصوصی و ایجاد بازاری رقابتی است. توسعه، رونق و قدرت گرفتن صنعت خودرو میتواند موجب رونق بیشتر صنایع مختلف کشور به خصوص صنعت فلزات اساسی شود؛ چرا که این صنعت یکی از بزرگترین مصرفکنندگان فلزات اساسی به خصوص فولاد به شمار میرود.
صنعت پتروشیمی به سبب نیاز به حجم بزرگی از تاسیسات و تجهیزات، محرکی بزرگ برای فلزات بازار محسوب میشود. این صنعت، همواره یکی از بخشهای اساسی برنامههای توسعهای کشور بوده که این امر دورنمای روشنی را برای فلزات ایجاد میکند. حرکت سوزن روی شیارهای صفحه گرامافون، باعث ایجاد لرزش در صفحه و تولید صدا میشود. اگر بین سوزن و صفحه فاصلهای وجود داشته باشد صرفا با چرخش صفحه، آهنگی نیز پخش نخواهد شد. فاصله بین سوزن و صفحه در عکس روی جلد، تعبیری از فاصله بین اهداف محقق شده صنعت پتروشیمی و اهداف تعیین شده در اسناد بالادستی است که باعث شده آهنگ دلنشین توسعه که تاثیر مستقیم بر بازار فلزات دارد، طنینانداز نشود.
صنایع شیمیایی بهسبب تامین مواد اولیه و واسطه مورد استفاده در صنایع دیگر، از جمله بخشهای تعیینکننده و زیرساختی کشور محسوب میشود و توسعه آن از جنبههای مختلف نظیر احداث واحدهای و بستهبندی محصولات، مصرف میزان قابل توجهی از فلزات را میطلبد. با وجود اینکه روند افزایش ظرفیتها و تولید از سرعت مناسبی برخوردار بوده است اما وابستگی بیش از ۷۰ درصد تامین ماشینآلات این صنعت به خارج از کشور، پاشنه آشیل توسعه بازار فلزات مصرفی در این حوزه است؛ کوزه ترکخورده نمادی از شرایط کنونی صنایع شیمیایی است که علیرغم برخورداری از ساختار و ظرفیتهای مطلوب با چالشهایی در ساخت داخل ماشینآلات و تجهیزات مواجه است که ترمیم آن به فوت کوزهگری نیاز دارد.
میزان افزایش جمعیت جهان در دو دهه گذشته تقریبا برابر با تعداد افرادی است که از آغاز تاریخ حیات بشر تا قبل از جنگ جهانی دوم به جمعیت کره زمین افزوده شده بود. با این حال به نظر میرسد که این روند در حال متوقفشدن است. سازمان ملل متحد پیشبینی میکند که جمعیت جهان در سال ۲۰۵۰ به ۹.۷ میلیارد نفر و در سال ۲۱۰۰ به ۱۰.۴ میلیارد نفر برسد. این موضوع میتواند آینده اقتصاد جهانی را هم از حیث نیروی کار و هم رکود تدریجی بازارهای مصرفکننده فلزات تحت تاثیر قرار دهد. بررسی اطلاعات تاریخی در مورد ساختار جمعیتی ایران از یک روند پرفرازونشیب حکایت دارد. در حالی امروز نرخ رشد جمعیت ایران به زحمت به یک درصد میرسد که این عدد در فاصله سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ همواره بالاتر از ۳ درصد بود. اجرای سیاستهای کنترل جمعیت، افزایش شدید نرخ شهرنشینی، تغییر الگوهای زندگی و شرایط نامناسب اقتصادی از جمله مهمترین عوامل موثر بر این کاهش شدید رشد جمعیت به شمار میروند. تصویر «کوپن» روی جلد، سمبلی از افزایش شدید نرخ رشد جمعیت کشور در دهه ۱۳۶۰ است که اقتصاد ایران را با سهمیهبندی کالاهای اساسی روبهرو میکرد، روندی که امروز معکوس شده است و هر بار «سرشماری»، یادآور خطر بزرگ پیری جمعیت و رکود اقتصادی ناشی از آن است که میتواند بازار مصرف فلزات کشور را در سالهای آینده دچار رکودی مضاعف کند.
حدود ۲۵۰ سال پیش، پس از اختراع ماشین بخار، بشر توانست به سرعت ماشینآلات صنعتی لازم برای تولید تجاری را توسعه و کمیت و کیفیت آن را افزایش دهد. طی دهههای گذشته، صنایع ماشینسازی و تولید تجهیزات صنعتی کشور توسعه یافته است، اما همچنان با کشورهای صنعتی فاصله زیادی دارد. برای تبدیل شدن به یکی از کشورهای پیشرو در این زمینه، راه درازی باید پیمود که همت آن فراهم است، اما موانع متعددی باعث شده تا این صنعت به رشد کافی برای تامین نیاز کشور نرسد. تصویر ماشین بخار روی جلد سمبلی از این صنعت است که بدون وجود بخار، یعنی قوانین حمایتکننده و مشوقهای ویژه، ارتباطات جهانی برای انتقال تکنولوژی، صادرات و......، نمیتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
تقویت قوای نظامی یکی از مولفههای اساسی و مهم برای حفظ امنیت و دفاع در مقابل تهدیدات خارجی برای هر کشور محسوب میشود. این موضوع برای ایران که در چند دهه گذشته به طور مداوم با تحریمها و محدودیتهای خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی دست و پنجه نرم کرده و همواره در معرض تهدیدهای نظامی از سوی کشورهای دیگر بوده است، اهمیت دوچندانی مییابد. در همین راستا و در نتیجه اقدامات انجام شده در حوزه توسعه صنایع نظامی، ایران از کشوری که تا ۵۰ سال قبل حتی قادر به تعمیر سادهترین تجهیزات خود نبود، امروز به کشوری تبدیل شده است که محصولات صنایع نظامی آن از قابلیت صادرات به کشورهای دیگر و رقابت با تسلیحات ابرقدرتهای نظامی جهان برخوردار هستند. از طرف دیگر رشد تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی در سالهای اخیر سبب شده است تا صنایع نظامی، خود به یکی از مصرفکنندگان بزرگ بازار فلزات کشور تبدیل شوند. تصویر «توپ جنگی» روی جلد، سمبلی از تجهیزات نظامی است که توسعه صنایع آن در ایران امنیت و خاکریز مطمئنی را برای حفظ کشور در مقابل تهدیدها و خطرات بیرونی ایجاد کرده است.
تعدد بالای همسایگان ایران و ساختارهای منحصربهفرد اقتصادی و بازار مصرف این کشورها، فرصتهای مناسبی را برای توسعه مراودات تجاری با آنها ایجاد میکند. با این حال، آمارها نشان میدهند سهم ایران از تامین واردات حدود یک هزار و دویست میلیارد دلاری همسایگان خود، کمتر از ۲.۲ درصد است. تصویر نقش قلمو و رنگ روی جلد را میتوان سمبلی از نقشافرینی و سهم ایران در بازارهای کشورهای همسایه دانست. سهمی که بسیار کمتر از پتانسیلهای واقعی کشور بوده و اصطلاحا «کمرنگ» مانده است. بدیهی است، توجه به ظرفیتهای موجود و تولید و عرضه محصولات قابلرقابت در بازارهای جهانی، کلید و عامل اساسی نقشآفرینی پررنگتر ایران در بازار کشورهای همسایه محسوب میشود که فرصت مناسبی را برای رشد مصرف و صادرات غیرمستقیم فلزات اساسی در قالب محصولات ساختهشده و نهایی به کشورهای همسایه ایجاد میکند.
فلزات از دیرباز تاکنون، پایه و اساس اغلب تحولات مهم در زندگی بشر بودهاند. امروز نیز تامین مایحتاج انسانها و ایجاد هرگونه توسعه و پیشرفت، بدون مصرف فلزات مختلف قابل تصور نیست. همین مسئله بازار جهانی فلزات را به بخشی استراتژیک و تعیینکننده در اقتصاد دنیا تبدیل کرده است که سمت تقاضای آن به خاطر وجود محرکهایی مانند رشد جمعیت، توسعه زیرساختها و پیشرفتهای حوزه تکنولوژی در حال تقویت شدن است. این مسئله برای کشورهایی مانند ایران که از منابع ارزشمند و متنوع معدنی برخوردار هستند، فرصت مناسبی محسوب میشود تا با توسعه ظرفیتها و نقشآفرینی در زنجیره تامین جهانی، در مسیر توسعه و اعتلای خود حرکت کنند. تصویر «چرتکه» روی جلد، سمبل و نمادی از لزوم و اهمیت حسابگری و پیشبینی شرایط آتی بازار جهانی فلزات است تا بتوان با شناخت تحولات جاری و سمتوسوی حرکت این بازار، در مسیر ارزشآفرینی و کسب سهم بیشتر از این بازار گام نهاد.